خواهر محترم(۱سالشه) انقدر زد تو صورتم و ناخون کشید خون اومد:/
دستاشو گرفتم با کله زد تو دماغم://
بعد تازههه گریههه میکنههه و میگهه مامااان(یعنی نمیذاره بزنم)
کلبهٔ پیتار;
خواهر محترم(۱سالشه) انقدر زد تو صورتم و ناخون کشید خون اومد:/ دستاشو گرفتم با کله زد تو دماغم:// بعد
بعععدددد تاازههههه
الانمم بهم محل نمیذارهه
اصلا هیچگونه اهمیتی نمیدهه
تو منو زدی سگ دیگه چرا طلبکاری:/