7.08M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥حال و هوای صحن و سرای حرم امام علی علیه السلام در سوگ شهادت امام حسن عسکری علیه السلام
🌷🌷🌷🌷🌷
#سلام_ودرود_برشهدا_وامام_شهیدان
#افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد__دلتنگ_شهادت
https://eitaa.com/piyroo
. مدافع حرم امام حسن عسگری و هادی و حضرت نرگس .مدافع حرم مادر امام زمان عج گل نرگسی که در سامرا کاشته شد .مدافع خیمه و چادر خانواده .مدافع گل روی خانواده که زن است .حضرت نرگس یک زن عفیفه ی غربی بود . اما امروز زن غربی عفت ندارد و گلیست که بهاری ندارد و عادی شده .نماد غربی ها کاج است همیشه سبز بی ثمر و بی میوه .بی شکوفه . شکوفه اش سنگ است .در عالم ماده جلوه ای که بخواهد همیشه بماند سنگ میشود باید مدتی برود در حجاب که خواستار او شوند ومنتظر او. یک استاد ایرانی که در غرب زندگی کرده بود .گفت ایران آمده ام میخواهم زن بگیرم آنجا زن اصلا جلوه ای ندارد چون بی حجاب است و عادی شده.
🌷🌷🌷🌷🌷
#سلام_ودرود_برشهدا_وامام_شهیدان
#افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد__دلتنگ_شهادت
https://eitaa.com/piyroo
لعنتخدابرآنکہمعاملہالہۍرابا
معاملہدنیوۍمقایسہکنندباد⚡️
#شهیدمحمدعلی_یاوری🕊
🌷🌷🌷🌷🌷
#سلام_ودرود_برشهدا_وامام_شهیدان
#افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد__دلتنگ_شهادت
https://eitaa.com/piyroo
7.61M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#استوری 📲
#سردار_دلها❤️
أَلسَّلامُ عَلَى الاَْعْضآءِ الْمُقَطَّعاتِ... :)
🌷🌷🌷🌷🌷
#سلام_ودرود_برشهدا_وامام_شهیدان
#افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد__دلتنگ_شهادت
https://eitaa.com/piyroo
🌹شهید_محمدعلی رهنمون
✍️ خیرات
▫️مادرمون فوت شده بود و میخواستیم براش خیرات کنیم. محمد علی گفت: به جای شام و ناهار و اینجور خرجها، با پولش کتاب بخریم برا بچههای روسـتا... اینو گفت و ساکت شـد. انگار بغـض کرد، بعد ادامه داد: اینطـوری مـادر راضیتره....
📚 یادگاران ۱۶ کتاب رهنمون، صفحه ۱۲
🌷🌷🌷🌷🌷
#سلام_ودرود_برشهدا_وامام_شهیدان
#افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد__دلتنگ_شهادت
https://eitaa.com/piyroo
•°🌿سرسفرهعقدنشستہبوديم،
عاقدڪہخطبہراخواند،
صداےاذانبلندشد.
حسينبرخاست،
وضوگرفتوبہ #نماز ايستاد،
دوستمڪنارمايستادوگفت:
اينمردبراےتوشوهرنمےشود.
متعجبونگرانپرسيدم:چرا؟
گفت:ڪسےڪہاينقدر
بہ #نماز ومسائلعبادےاشمقيدباشد،
جايشتوےايندنيانيست.
#شہید_حسین_دولتے🕊
🌷🌷🌷🌷🌷
#سلام_ودرود_برشهدا_وامام_شهیدان
#افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد__دلتنگ_شهادت
https://eitaa.com/piyroo
مےگویندجمعهمےآید!
آرے...
روزےکهبازارتعلقاتدنیاراتعطیلکنیم
اوخواهدآمد!
#امام_زمان_عج
🌸اللهم_عجل_لولیک_الفرج 🌸
🌷🌷🌷🌷🌷
#سلام_ودرود_برشهدا_وامام_شهیدان
#افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد__دلتنگ_شهادت
https://eitaa.com/piyroo
[🤍🌿]
اونجایۍڪہیہآدم..؛
بہدرجہےشھادتمیرسہ..؛
خدابراشمیخونہ..:
یہجورےعاشقتمیشم؛
صداشدنیاروبردارھ . . .🌱
#سلام_ودرود_برشهدا_وامام_شهیدان
#افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد__دلتنگ_شهادت
https://eitaa.com/piyroo
🌻🌼🌻🌼🌻🌼🌻🌼🌻
🌼🌻🌼🌻🌼🌻🌼🌻
🌻🌼🌻🌼🌻🌼🌻
🌼🌻🌼🌻🌼🌻
🌻🌼🌻🌼🌻
🌼🌻🌼🌻
🌻🌼🌻
🌼🌻
🌻
#رمان_مذهبی🌟
#نسیمعشق
#پارت_445
ارشیا خودش را جمع جور کرد و منتظر بقیه حرف پدرش شد.
-مسعود جان اگه اجازه بدی بچه ها یه صحبتی با هم داشته باشن.
-خواهش می کنم.
و به ترنج اشاره کرد.
-بابا جان با آقا ارشیا برین بالا صحبت کنین.
ترنج نگاهی به ماکان انداخت و وقتی لبخند او را دید بلند شد.
مسعود رو به ارشیا گفت:
-ارشیا جان بلند شو.
ارشیا دیگر صبر نکرد. فورا بلند شدو پشت سر ترنج رفت.
همانجور که از پله بالا می رفت
داشت جملاتی که از قبل آماده کرده بود توی ذهنش مرور می کرد.ک
کاش این لحاف مسخره رو در بیارم چقدر
گرمه.ترنج وارد شد و با دست به ارشیا اشاره کرد:
- بفرمائید.
دیگر نمی توانست نقش بازی کند. تمام بدنش به لرزه افتاده بود.ترنج صندلی اش را کشید بیرون و به ارشیا تعارف کرد.
ارشیا دیگر طاقت آن گرما و دلقک بازی را نداشت. کتش را در آورد و نشست روی صندلی.
ترنج هم روی تخت نشست. جوری که ارشیا می توانست نیم رخش
را ببیند.
🌻
🌼🌻
🌻🌼🌻
🌼🌻🌼🌻
🌻🌼🌻🌼🌻
🌼🌻🌼🌻🌼🌻
🌻🌼🌻🌼🌻🌼🌻
🌼🌻🌼🌻🌼🌻🌼🌻
🌻🌼🌻🌼🌻🌼🌻🌼🌻