eitaa logo
افسران جنگ نرم خادمین پیروان شهدای بجنورد
4.5هزار دنبال‌کننده
34.2هزار عکس
15.9هزار ویدیو
133 فایل
#افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد_دلتنگ_شهادت https://eitaa.com/piyroo جهت ارتباط با خادمین شهدا 🌷 خواهران 👇 @sadate_emam_hasaniam @labike_yasahide @shahid_40 کپی بنر و ریپ کانال ممنوع
مشاهده در ایتا
دانلود
همسر شهید: به عنوان یک وصیت📩 همیشه به من می‌گفت: «درست است که ما از حضرت زینب دفاع می‌کنیم اما شما فکر نکنید که نشستید و کاری نمی‌توانید انجام دهید❗️ نه بزرگترین کار دست شماست ما از حریم حضرت زینب دفاع می‌کنیم شما از چادر مادرش کنید».☝️ همیشه به جوانان می‌گفتند که مراقب حضرت زهرا(س) باشید و روی تاکید خاصی داشت و امیدوارم به کمک خون پاک این شهید پیروی راه این بزرگوار باشم.🍃 شهید مدافع حرم سید حکیم حسینی🌹 🍃🌹 https://eitaa.com/piyroo
💕🌸💞🌺💗🌼💞 🌺💕🌸💕🌼💕 💞🌸💕🌼💞 جز سربند زیبای یاحسین(ع) کتابچهای بود که تعجب ما را بیشتر کرد. روی آن کتابچه نوشته بود: زیارت عاشورا 55 روز مباهله حاج حسین کاجی کتاب به سمت شقایق ص31و32 روزهای آخر سال79 و سال امام علی(ع) بود. در منطقه عملیاتی رمضان مشغول جستجو بودیم. اما مدتی بود که شهدا خود را نشان نمیدادند. صبح با بچهها مشغول خواندن زیارت عاشورا برای شهدا شدیم. به یاد امیرالمومنین(ع) و به یاد مدینه مشغول خواندن روضه شدم. بعد از پایان روضه به سوی منطقه حرکت کردیم. قبل از رفتن به تقویم و مناسبت آن روز نگاه کردم. روز مباهله بود. روز پنج تن آل عبا. روزی که حضرت علی(ع) انگشترش را به سائل داد. خوشحال بودم. گفتم ما لشگر علیابن ابیطالب(ع)هستیم. حتماً امروز از دست آقا عیدی میگیریم. اولین شهیدی که پیدا شد نامش عشقعلی بود. دومین شهید نام تمامی شهدای گروهان خودشان در جیبش بود. به همراه حرز امام جواد(ع) که بعد از هجده سال سالم سالم بود! تا عصر چهار شهید پیدا شد. بچهها میخواستند کار را جمع کنند. گفتم: ادامه دهید. حتماً یک شهید دیگر پیدا میشود. قرار بود ساعت چهار برگردیم. پنج دقیقه قبل از چهار شهید دیگری پیدا شد! تمام خاک را غربال کردیم. اما این شهید آخر گمنام بود. هر چه بچهها گشتند اثری از پلاک او نبود. به رفقا گفتم: بیایید تا برویم. بچهها باتعجب به من نگاه میکردند. یکی گفت: خواب دیده بودی!؟ #افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد__دلتنگ_شهادت https://eitaa.com/piyroo
🌷همه لباس مخصوص جبهه پوشیده بودند به جز علیرضا. به سختی در میان جمعیت پیداش کردم. گفتم: علیرضا چرا لباس نپوشیدی؟! مگه نمیخوای بری جبهه؟! 🌷....گفت: من به خاطر خدا به جبهه مى رم. دوست ندارم کسی منو در این لباس ببینه و بگه پسر فلانی هم رزمنده ست. نمی‌ خوام کارم برای دیگران باشه. مى خوام فقط برای خدا به جبهه برم. 🌹خاطره اى به ياد شهید علیرضا نکونام، دانشجوی دانشگاه علوم اسلامی رضوی ❌ پيكر اين شهيد معزز پس از ٣١ سال به ميهن بازگشت. 🍃🌹 https://eitaa.com/piyroo
.... 🌷قمقمه اش هنوز آب داشت.... نمـــی خورد! از سر کانال تا انتهای کانال می رفت و می آمد لب های بچه ها را با آب قمقمه اش تر مى کرد. ریگ گذاشته بود توی دهنش که خشک نشود و به هم نچسبد.... 🌹خاطره اى به ياد فرمانده شهيد حاج محمد حسين خرازى 🍃🌹 https://eitaa.com/piyroo
#دومین_طرح چه حسی بهتون از تصویر شهید اومد برامون بفرستید به پی وی ادمین کانال تا در کانال قرار دهیم منتظر متن های شما همسنگران هستیم @montazer_61 #افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد__دلتنگ_شهادت https://eitaa.com/piyroo
🌹روايتى از شهيد مدافع حرم محمدحسين محمدخانى (حاج عمار)؛ 🔸اگر سردردى، مريضى يا هر مشكلى داشتيم، معتقد بوديم برويم خوب مى‌شويم. مى‌گفت: «مى‌شه تمام عمر و تموم سالت رو در هيئت ببندى!»👌🌸 جزو آرزوهايش بود در خانه روضه هفتگى بگيريم، اما نمى‌شد. چون خانه‌مان كوچك بود و وسايل‌مان زياد ...😞 🔸البته زياد هيئت دو نفرى داشتيم. براى هم مى‌كرديم و چاشنى‌اش چندخط هم مى‌خوانديم☺️، بعد ، نسكافه يا بستنى مى‌خورديم. مى‌گفت: «اين خوردنيا الان مال هيئته!» هر وقت چاى مى‌ريختم مى‌آوردم، مى‌گفت: «بيا دوسه خط روضه بخونيم تا خورده باشيم!»😋 🔸 مى‌خوانديم و مى‌كرديم. اصرار نداشتيم زيارت را تا ته بخوانيم. يكى دو صفحه را با مى‌خوانديم📖، چون به زبان عربى مسلط بود، برايم مى‌كرد و مى‌داد. 📚برشى از كتاب «قصه دلبرى، شهيد مدافع حرم محمدحسين محمدخانى به روايت همسر♥️» 🍃🌹 https://eitaa.com/piyroo
✍هفدهمین نوشته یکی از کاربران درباره عکس شهید #افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد__دلتنگ_شهادت https://eitaa.com/piyroo
#افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد_دلتنگ_شهادت https://eitaa.com/piyroo
افسران جنگ نرم خادمین پیروان شهدای بجنورد
#افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد_دلتنگ_شهادت https://eitaa.com/piyroo
😅 « ده نفر بودیم. ، ، اسماعیل قهرمانی، نصرت الله قریب، بنده و... سوار یک تویوتا بودیم. مسیر ما به طرف شمال کانال پرورش ماهی در بود. کمی که پیش رفتیم، دیدم که لولۀ توپ ها رو به سمت جاده آرایش گرفته و دارند به سمت خودی شلیک می کنند. تعجب کردم. از پرسیدم: اینا کین؟ گفت: «باید بچه های زرهی امام حسین (ع) باشند.» گفتم: دلیلی نداره که اینا این طرفی پدافند کنند؛ باید جلوتر پدافند کنند. چشممان که به انبوه تانک و ادوات افتاد، به راننده گفت: «نگه دار!» پیاده شدیم. به طرف خاکریز رفتیم تا سر از وضعیت منطقه دربیاوریم. در همان لحظه، یک استیشن تویوتا لندکروزر را دیدیم که به سرعت، به سمت ما می آید. از خاکریز جدا شدیم، رفتیم و با علامت دست، جلوی آن را گرفتیم تا وضعیت منطقه را از سرنشینان این خودرو جویا شویم. ماشین ایستاد. سه نفر بودند. جلوتر که رفتیم، دیدیم هر سه اند و افسر درجه دار!😮 هر دو طرف، از دیدن یکدیگر حسابی متعجب بودند. آنها مسلّح بودند، در حالی که بین ما فقط بود که یک قبضه کلت به کمر بسته بود. تا ما فارسی حرف زدیم، راننده گازش را گرفت و به سرعت برق در رفت!😨 با سروصدای ما و ماشین فراری، هایی که آن طرف خاکریز بودند، از سنگرهایشان بیرون آمدند. تازه فهمیدیم آنها آنجا را بازپس گرفته اند و ما در قلب نیروهای دشمن هستیم. بی درنگ به سمت تویوتا رفتیم. در این گیر و دار، ها به طرف نفربرهایشان می رفتند تا پیش از خارج شدن ما از منطقه، راه را بر ماشین ما ببندند و دستگیرمان کنند.😕 صیّاد استارت زد و وانت روشن شد. بچه ها در حال سوارشدن بودند که ماشین به سرعت حرکت كرد، این در حالی بود که سربازان مسلح دوان دوان به سمت ما می آمدند و دستپاچه فریاد می زدند: قِف! قِف! ( ایست، ایست! )🚫 مصیبت وقتی بیشتر شد که دیدیم ماشین نمی تواند از روی خاکریز عبور کند.سریع پریدیم پایین و همه دستپاچه و پُرزور، هل دادیم و...در یک چشم به هم زدن، آنجا را ترک کردیم. چندصدمتر که دورتر شدیم، ها شروع به تیراندازی کردند. هیجان زده به آنها نگاه می کرد و از ته دل می خندید.😂 https://eitaa.com/piyroo
🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂 🍂 می‌ گفٺ: اگه ٺوے پادگانٺ دو ٺا سرباز رو نماز خون و قرآن خون ڪردے ، این براٺ مےمونہ... از این پسٺ ها و درجہ ها چیزے در نمیاد... ✨شهید احمد کاظمی 🍃🌹 https://eitaa.com/piyroo
فڪر میکردیم چون گرفتاریم ، از خدا دوریم ؛ ولی شهدا اثبات کردند؛ چون از خدا دوریم ، گرفتاریم..! •|شهیدبهروزعلوی‌سخا https://eitaa.com/piyroo
✍تاسف آور است: 🔻کار انسانے که 🔻برای سبکـ کردن بدنش 🔻دوساعت بر روی تردمیل مے‌دود 🔻اما براے سبک کردن 🔻بار گناهانش دو دقیقه 🔻در برابر پروردگار نمےایستد https://eitaa.com/piyroo
🌺🌾 🔻ڪاش خنثے ڪردنِ نفس را هم یادمان می‌دادید ... می‌گویند ⇩↯⇩ 《آنجا ڪه نفـــــس مغلــوب باشد عاشـــــق می‌شـــــوی عاشـــــق ڪه شـــدی می‌شوے》 https://eitaa.com/piyroo
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
در خواست عجیب یک دختر از امام رضا علیه السلام التماس دعا از همه بزرگواران 😭😭😭 منتظر کلیپ های شهدایی باشین https://eitaa.com/piyroo
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
✍دوستش می گفت: صیاد تو قنوتش هیـــچ چیزی برای خودش نمی خواست.💔 ✍بارها می شنیدم که می گفت: 💕" اللهم احفظ قاعدنا الخامنه ای "💕 بلند هم می گفت، از تہ دل ...💛 🍃🌹 https://eitaa.com/piyroo
YEKNET.IR - واحد - سید مجید بنی فاطمه.mp3
2.73M
⏯ #واحد احساسی 🍃•←اے قاتل مرا کشتے بیا بنویس با خونم 🍃•←کہ از مهمان نوازے هاے اهل کوفہ ممنونم 🎤 #بنی #فاطمه 👌فوق زیبا #افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد__دلتنگ_شهادت https://eitaa.com/piyroo
ِ تَنها دُروغِ زندگیَش را به دُخترش گفت: بابا میرِه مُسافِرت زود بَرمیگَردِه... #یک‌_پیراهن‌_و‌_هزار_و_یک‌_خاطره #یک_پیراهن_و_جای_خالی_پدرها #افسران_جنگ_نرم_خادمین_پیروان_شهدای_بجنورد__دلتنگ_شهادت https://eitaa.com/piyroo