eitaa logo
Pompos
13.6هزار دنبال‌کننده
3.2هزار عکس
466 ویدیو
204 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
تیری به مشک خورد؛ آب ریخت، و تیری دیگر به سینه؛ عباس از اسب افتاد، و حسین علیه‌السلام را صدا زد... 📚نفس‌ المهوم، ص۳۵۷ [ @pompos ]
عمود که بر سرش زدند، ناله زد: یا اباعبدالله! علیک منی السلام! 📚نفس المهموم، ص۳۵۸ [ @pompos ]
نه اهل کوفه، نه مرد میدان.pdf
حجم: 1.6M
سلسله استوری‌ نه اهل کوفه نه مرد میدان [ @pompos ]
هنوز صورت عباس مثل قرص قمر می‌درخشید. سربازی از پشت نخل‌های شریعه بیرون آمد، عمود را بالا برد... (خون، صورت ماه عباس را پوشاند، و ناگهان کسوف شد.) 📚نفس المهموم، ص۳۵۵ [ @pompos ]
امام حسین علیه‌السلام رسید بالای سر عباس... گریه شدیدی کرد و فرمود: اکنون کمرم شکست و چاره‌ام اندک شد. 📚خوارزمی، مقتل الحسین، ج۲، ص۳۴ [ @pompos ]
🗓 شب نهم محرم شمر با امان‌نامه آمد و فریاد زد: «پسران خواهرم کجایند؟»  عباس سلام‌الله‌علیها و برادرانش پاسخ دادند: «اگر دایی ما هستی، خدا تو و امان‌نامه‌ات را لعنت کند! چرا فقط برای ما امان‌نامه آوردی و پسر پیامبر را رها کردی؟» 📚ابومخنف، مقتل الحسین، ص۱۰۴. [ @pompos ]
وای از اسارت دختران حیدر کرار یکی از نوامیس رسول خدا، نگاه حسرت‌آلودی به فرات کرد و با اشک گفت: عباس ما را به که می‌سپاری؟ عرض تسلیت خدمت مهدی آل طه حضرت صاحب الزمان [ @pompos ]
در پیج اینستاگرام به این‌آدرس👇 Edvard1992e سلسله‌استوری‌های ترسناکی‌گذاشتم ببینید و نشر بدید
بسم الله الرحمن الرحیم السلام و علیک یا صاحب الزمان🏴
✤ ✤ ✤ ✤ ✤ (فقیر سائل را به) زبان خوش و طلب آمرزش (رد کردن) بهتر است از صدقه‌ای که پی آن آزار کنند، و خداوند بی‌نیاز و بردبار است. بقره 263 ✤ ✤ ✤ ✤ ✤ [ @pompos ]
یاد آوری زیارت عاشورا🥀
(امام (عليه السلام) ياران خود را تشويق به جهاد و مقابله با غارتگران شام کرد، ولى آن ها ساکت ماندند) فرمود: شما را چه شده است؟ مگر لال شده ايد؟! (چرا جواب نمى دهيد؟!). گروهى عرض کردند: اى اميرمومنان! اگر تو حرکت کنى، ما هم در رکابت خواهيم بود! (امام (عليه السلام) از اين سخن برآشفت و) فرمود: شما را چه شده است؟ هرگز به راه راست موفق نشويد، و هيچ گاه به مقصد نرسيد! آيا در چنين شرايطى سزاوار است که من شخصاً (براى مقابله با گروهى از اشرار و غارتگران شام) حرکت کنم؟! (نه) در اين موقع مى بايست مردى از شما که من از شجاعت ودلاورى اش راضى باشم، (به سوى دشمن) حرکت کند، و براى من شايسته نيست که لشکر و شهر و بيت المال و جمع آورى خراج و ماليات و قضاوت ميان مسلمين ونظارت بر حقوق مطالبه کنندگان را رها سازم و با جمعى از لشکر، به دنبال جمع ديگرى خارج شوم، و همچون تيرى که در يک جعبه خالى قرار دارد از اين طرف به آن طرف بيفتم. من همچون قطب و محور سنگ آسياب هستم، که بايد در محل خود بمانم (وامور کشور اسلام به وسيله من گردش کند) هرگاه من، (در اين شرايط) ازمرکز خود دور شوم، مدار همه چيز به هم مى ريزد و نتيجه ها دگرگون مى شود. به خدا سوگند! پيشنهاد شما پيشنهاد بد و نادرستى است (که براى خاموش کردن آتش هر فتنه کوچک يا بزرگى من مستقيماً وارد عمل شوم و مرکز حکومت را خالى کنم). نهج البلاغه خطبه 119 [ @pompos ]