Pompos
سلسله استوریهای تبار نفرت [ @pompos ]
https://www.instagram.com/stories/edvard1992e/3671614664442475162?utm_source=ig_story_item_share&igsh=azZoZG41OG96Y2xw
اگه این مدت پیام های کانال نظم لازم رو نداشتن
و یا دیر وقت بارگذاری میشدن معذرت میخوام.
(شرایط تغییر کرد حالمم خوب نبود از این جهت برنامه ریزی هام بهم خورد)
عزاداری هاتون قبول باشه 🥀
دعای برای هم دیگه یادمون نره 🖤
Pompos
اگه این مدت پیام های کانال نظم لازم رو نداشتن و یا دیر وقت بارگذاری میشدن معذرت میخوام. (شرایط تغیی
ممنون از شما ادمین گرامی
سلامتیش صلوات 💐
๛ ๛ ๛ ๛ ๛
آیا کسی از شما دوست دارد که باغی از درختان خرما و انگور داشته باشد که از زیر درختان آن، نهرها بگذرد، و برای او در آن (باغ)، از هر گونه میوهای وجود داشته باشد، در حالی که به سن پیری رسیده و فرزندانی (کوچک و) ضعیف دارد؛ (در این هنگام،) گردبادی (کوبنده)، که در آن آتش (سوزانی) است، به آن برخورد کند و شعلهور گردد و بسوزد؟! (همینطور است حال کسانی که انفاقهای خود را، با ریا و منت و آزار، باطل میکنند.) این چنین خداوند آیات خود را برای شما آشکار میسازد؛ شاید بیندیشید (و با اندیشه، راه حق را بیابید)!
بقره 266
๛ ๛ ๛ ๛ ๛
[ @pompos ]
از خطبه هاى امام (عليه السلام) است که بعد از «ليلة الهرير» (يکى از شب هاى بسيار پرحادثه جنگ صفين) ايراد شده، هنگامى که يکى از همراهان امام (عليه السلام) برخاست و عرض کرد: تو ما را از قبول حکميّت نهى کردى، سپس ما را به آن امر فرمودى ما نفهميديم کدام يک از اين دو دستور صحيح است؟ امام (عليه السلام) (از اين سخن سخت ناراحت شد) دست بر پشت دست زد، سپس (اين خطبه را ايراد) فرمود.
اين (گرفتارى ناشى از حکميّت که دامان شما را گرفته)، کيفر کسى است که رأى صواب و پيمان اطاعت را رها سازد. به خدا سوگند! اگر هنگامى که من به شما دستور قبول حکميّت (از روى ناچارى) دادم (به جاى آن) شما را وادار (به ادامه جهاد) مى کردم ـ کارى که خوشايندتان نبود، ولى خدا خير فراوانى در آن قرار مى داد ـ و در اين حال اگر شما در مسير حق گام برمى داشتيد هدايتتان مى کردم، و اگر منحرف مى شديد شما را به راه، بازمى گرداندم، اگر گروهى از شما خوددارى مى کردند کسان ديگرى را به جاى آن ها مى گماردم، اين کار صحيح واساسى بود، ولى (افسوس که تسليم فرمان من نبوديد)، من با کمک چه کسى مى جنگيدم؟ و به که اعتماد مى کردم؟ من مى خواهم به وسيله شما دردم را درمان کنم در حالى که شما خود، درد من هستيد. من در اين حال به کسى مى مانم که مى خواهد خار را به وسيله خار، بيرون بياورد با اين که مى داند خار همچون خار است.
خداوندا! طبيبان اين بيمارى سخت و جانکاه، خسته شده اند، و کِشندگان آب از چاه (براى آبيارى اين زمين بى حاصل) درمانده گشته اند.
نهج البلاغه خطبه 121
[ @pompos ]
🥀ورود خاندان عترت به کوفه با حالت اسارت
هنگام ورود خاندان عترت به كوفه اهل كوفه براى تماشا اجتماع كردند. حضرت زينب(عليها السّلام) فرياد زدند: اى اهل كوفه آيا از خدا و رسول خجالت نمى كشيد كه به حرم پيامبر نگاه مى كنيد؟ زنى از اهالى كوفه نزد آنها آمد و آنها را در اين حال دید به آنها گفت: شما از كدام اسيرانى هستيد؟ پاسخ مى دهند: ما اسيران آل محمّد (صلّى اللّه عليه و آله) هستيم!
اهل كوفه به بچه ها نان و خرما و گردو دادند حضرت زينب (عليها السّلام) فرمودند: صدقه بر ما حرام است و آنها را مى گرفتند و به زمين مى انداختند.
حضرت زينب (عليها السّلام) در حالی مدتی از عمر خود را در جوار پدربزرگوارشان در کوفه گذرانده بودند و حالا در بند اسارت وارد شده بودند خطبه غرایی در جفای مردم کوفه خواندند.
پس از ایشان حضرت فاطمه دختر حضرت امام حسين(عليه السّلام) و حضرت ام کلثوم نیز خطبه خواندند.
حضرت امام سجّاد(عليه السّلام) درحالى كه غل و زنجير بر گردن و دستهاى ايشان به گردنشان بسته شده بودند و از رگهاى ايشان خون بيرون مى زد؛ خطبه ای خواندند.
📕ترجمه مقتل مقرم، صفحه 219 - 212
[ @pompos ]