eitaa logo
Pompos
13.6هزار دنبال‌کننده
3.2هزار عکس
476 ویدیو
205 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
از خطبه هاى امام (عليه السلام) است که بعد از «ليلة الهرير» (يکى از شب هاى بسيار پرحادثه جنگ صفين) ايراد شده، هنگامى که يکى از همراهان امام (عليه السلام) برخاست و عرض کرد: تو ما را از قبول حکميّت نهى کردى، سپس ما را به آن امر فرمودى ما نفهميديم کدام يک از اين دو دستور صحيح است؟ امام (عليه السلام) (از اين سخن سخت ناراحت شد) دست بر پشت دست زد، سپس (اين خطبه را ايراد) فرمود. اين (گرفتارى ناشى از حکميّت که دامان شما را گرفته)، کيفر کسى است که رأى صواب و پيمان اطاعت را رها سازد. به خدا سوگند! اگر هنگامى که من به شما دستور قبول حکميّت (از روى ناچارى) دادم (به جاى آن) شما را وادار (به ادامه جهاد) مى کردم ـ کارى که خوشايندتان نبود، ولى خدا خير فراوانى در آن قرار مى داد ـ و در اين حال اگر شما در مسير حق گام برمى داشتيد هدايتتان مى کردم، و اگر منحرف مى شديد شما را به راه، بازمى گرداندم، اگر گروهى از شما خوددارى مى کردند کسان ديگرى را به جاى آن ها مى گماردم، اين کار صحيح واساسى بود، ولى (افسوس که تسليم فرمان من نبوديد)، من با کمک چه کسى مى جنگيدم؟ و به که اعتماد مى کردم؟ من مى خواهم به وسيله شما دردم را درمان کنم در حالى که شما خود، درد من هستيد. من در اين حال به کسى مى مانم که مى خواهد خار را به وسيله خار، بيرون بياورد با اين که مى داند خار همچون خار است. خداوندا! طبيبان اين بيمارى سخت و جانکاه، خسته شده اند، و کِشندگان آب از چاه (براى آبيارى اين زمين بى حاصل) درمانده گشته اند. نهج البلاغه خطبه 121 [ @pompos ]
🥀ورود خاندان عترت به کوفه با حالت اسارت هنگام ورود خاندان عترت به كوفه اهل كوفه براى تماشا اجتماع كردند. حضرت زينب(عليها السّلام‏) فرياد زدند: اى اهل كوفه آيا از خدا و رسول خجالت نمى ‏كشيد كه به حرم پيامبر نگاه مى ‏كنيد؟ زنى از اهالى كوفه نزد آنها ‏آمد و آنها را در اين حال دید به آنها ‏گفت: شما از كدام اسيرانى هستيد؟ پاسخ مى‏ دهند: ما اسيران‏ آل محمّد (صلّى اللّه عليه و آله) هستيم! اهل كوفه به بچه ‏ها نان و خرما و گردو دادند حضرت زينب (عليها السّلام‏) فرمودند: صدقه بر ما حرام است و آنها را مى ‏گرفتند و به زمين مى ‏انداختند. حضرت زينب (عليها السّلام‏) در حالی مدتی از عمر خود را در جوار پدربزرگوارشان در کوفه گذرانده بودند و حالا در بند اسارت وارد شده بودند خطبه غرایی در جفای مردم کوفه خواندند. پس از ایشان حضرت فاطمه دختر حضرت امام حسين(عليه السّلام‏) و حضرت ام کلثوم نیز خطبه خواندند. حضرت امام سجّاد(عليه السّلام‏) درحالى كه غل و زنجير بر گردن و دستهاى ايشان به گردنشان بسته شده بودند و از رگهاى ايشان خون بيرون مى ‏زد؛ خطبه ای خواندند. 📕ترجمه مقتل مقرم، صفحه 219 - 212 [ @pompos ]
امام سجاد(1)(1).pdf
حجم: 1.8M
امام سجاد علیه السلام دائم بیمار بودن؟ و یا مدام درحال سجده؟ [ @pompos ]
دوتا نکته مهم ارسال تجهیزات به ایران خبری در راه است؟ عراق چه میشود؟ اربعین به کجا میرسد؟ ایتا و روبیکا ما رو داشته باشید ممکنه بزودی نت ملی بشه https://eitaa.com/pompos https://rubika.ir/pomposir
بسم الله الرحمن الرحیم السلام و علیک یا صاحب الزمان🏴
ଘ ଘ ଘ ଘ ଘ ای کسانی که ایمان آورده‌اید! از قسمتهای پاکیزه اموالی که (از طریق تجارت) به دست آورده‌اید، و از آنچه از زمین برای شما خارج ساخته‌ایم (از منابع و معادن و درختان و گیاهان)، انفاق کنید! و برای انفاق، به سراغ قسمتهای ناپاک نروید در حالی که خود شما، (به هنگام پذیرش اموال،) حاضر نیستید آنها را بپذیرید؛ مگر از روی اغماض و کراهت! و بدانید خداوند، بی‌نیاز و شایسته ستایش است. بقره 267 ଘ ଘ ଘ ଘ ଘ [ @pompos ]
امیرالمؤمنین علی کجايند آن ها که به اسلام دعوت شدند، و (از جان و دل) آن را پذيرفتند، قرآن را تلاوت کردند و به خوبى آن را شناختند و به کار بستند، به جهاد دعوت شدند و عاشقانه به سوى آن حرکت کردند، همچون عشق ناقه به بچه هايش، غلاف شمشيرها را کنار انداختند (و فکر عقب نشينى را از سر به در کردند) و گرداگرد زمين را (در جبهه هاى مختلف) گروه گروه و صف درصف احاطه کردند سرانجام بعضى شهيد شدند و بعضى رهايى يافتند؟ آن ها کسانى بودند که هيچ گاه از زنده ماندن در ميدان جنگ، ابراز شادى نمى کردند و در مرگ شهيدان به يکديگر تسليت نمى گفتند! آن ها براثر گريه (از خوف خدا) چشمانشان ناراحت و به سبب روزه شکم هايشان تهى و لب ها از کثرت دعا خشک شده و رنگ چهره ها براثر شب زنده دارى پريده و غبار خشوع بر چهره هايشان نشسته بود، (آرى) برادران من آن ها بودند که رفتند، پس سزاوار است که تشنه ديدار آن ها باشيم و از فراقشان انگشت حسرت به دندان بگزيم! نهج البلاغه خطبه 121 [ @pompos ]
یاد آوری زیارت عاشورا🥀
13 محرم زمانی که پیکر مطهر امام حسین و شهدای کربلا به خاک سپرده شد. توسط امام سجاد و قبیله بنی اسد [ @pompos ]
زنان بنی‌اسد، به همسرانشان گفتند، شما در خیمه نشسته‌اید و بدن حسین علیه‌السلام و یارانش روی ریگ بیابان است؛ اگر آن‌ها را دفن نمی‌کنید، ما دفنشان می‌کنیم. بنی‌اسد، می‌ترسیدند با دفن شهدای کربلا، ابن زیاد آن‌ها را بکشد و غارت کند. نگهبانی سر راه کوفه فرستادند و نزد پیکر بی‌سر امام آمدند؛ اما هرچه کردند، نتوانستند بدن مطهر را تکان بدهند.‌.. 📚سحاب رحمت، ۶۴۹ [ @pompos ]
بنی‌اسد می‌خواستند شهدا را دفن کنند، اما چون سر نداشتند، آن‌ها را نمی‌شناختند. ناگهان سواری رسید. روبروی پیکر امام تعظیم کرد و خود را روی آن انداخت و به شدت گریست. و فرمود: «پدر جان، کاش بودی و مرا اسیر و ذلیل می‌دیدی 📚سحاب رحمت، ۶۵۰ [ @pompos ]