امیرالمؤمنین علی
مردم (در آن زمان) يا کشته مى شوند و خونشان به هدر مى رود، و يا ترسان هستند (و به گوشه اى پناه مى برند) و طالب امان اند. فتنه گران با سوگندها و تظاهر به ايمان، مردم را فريب مى دهند. در چنين شرايطى سعى کنيد شما پرچم هاى فتنه و نشانه هاى بدعت نباشيد، و از آنچه پيوند جماعت به آن گره خورده و ارکان اطاعت بر آن بنا شده، جدا نشويد. بر خداوند، مظلوم وارد شويد و ظالم وارد نشويد. از گام نهادن در راه هاى شيطان و سراشيبى هاى ظلم و عدوان بپرهيزيد. لقمه هاى حرام، هر چند اندک باشد، وارد شکم خود نسازيد؛ چرا که شما زير نظر کسى هستيد که گناه را بر شما حرام کرده و راه هاى اطاعت را براى شما آسان ساخته است.
نهج البلاغه خطبه 151 بخش آخر
[ @pompos ]
1.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هرجا هر خیری رسید،
پشت صحنه رو که نشون میدن
می بینی امام زمان این کارو کرد:)
[ @pompos ]
✤🍀✤🍀✤🍀✤🍀
(به یاد آورید) هنگامی را که خدا به عیسی فرمود: «من تو را برمیگیرم و به سوی خود، بالا میبرم و تو را از کسانی که کافر شدند، پاک میسازم؛ و کسانی را که از تو پیروی کردند، تا روز رستاخیز، برتر از کسانی که کافر شدند، قرارمیدهم؛ سپس بازگشت شما به سوی من است و در میان شما، در آنچه اختلاف داشتید، داوری میکنم.
آل عمران 55
✤🍀✤🍀✤🍀✤🍀
[ @pompos ]
السلام علیک یا صاحب الزمان ☘️
هدیه به پیشگاه مبارکشون صلوات
#اللهم_عجل_لولیک_الفرج
#یا_مهدی
[ @pompos ]
امیرالمؤمنین علی
ستايش، مخصوص خداوندى است که با آفرينش مخلوقات همگان را به وجود خود راهنمايى کرده است و با حدوث آن ها ازليّت خود را نشان داده و با شباهت داشتن آن ها به يکديگر روشن مى سازد که شبيه و نظيرى ندارد؛ عقل ها به کنه ذاتش نرسند و حجاب ها وجودش را مستور نسازند؛ چرا که خالق و مخلوق با هم فرق دارند و محدودکننده و محدودشونده، و پرورش دهنده و پرورده شده با هم متفاوت اند. يگانه است؛ ولى نه به معناى وحدت عددى (بلکه به اين معنا که شبيه و نظير ندارد)، و خالق و آفريننده است؛ اما نه به اين معنا که حرکت و رنج و تعبى در اين راه متحمّل شود. شنواست؛ بى آن که از ابزار شنوايى استفاده کند، و بيناست؛ ولى نه از طريق باز و بسته کردن پلک ها. در همه جا حاضر است، نه اين که با اشيا مماس باشد، و از همه چيز جداست، بى آن که مسافتى ميان او و موجودات باشد. آشکار است، نه با ديد چشم ها، و پنهان است، نه به سبب کوچکى و لطافت. با سلطه و قدرتش از همه اشيا جداست و همه آن ها از او جدا هستند؛ چرا که در برابر او خاضع اند و بازگشتشان به سوى اوست. آن کس که او را (با صفات مخلوقات) وصف کند، محدودش ساخته و کسى که براى او حدّى قائل شود، او را به شمارش درآورده و آن کس که او را به شمارش درآورد، ازليّتش را انکار کرده و آن کس که بپرسد: چگونه است؟ وصفش کرده و آن کس که بگويد: کجاست؟ مکانى براى او قائل شده است. او عالم بود، در آن هنگام که معلومى وجود نداشت، و پروردگار بود آن زمان که پرورده اى نبود، و قادر و توانا بود آن زمان که مقدورى وجود نداشت.
نهج البلاغه خطبه 152 بخش دوم
[ @pompos ]