از شگفتى هاى آفرينش خفّاش
امیرالمؤمنین علی
از لطيف ترين مصنوعات و شگفت انگيزترين مخلوقات پروردگار، اسرار پيچيده حکمتى است که در وجود اين شب پره ها به ما نشان داده شده است؛ همان موجوداتى که روشنايى روز، با آن که همه چيز را مى گشايد چشمان آن ها را مى بندد و تاريکى که همه موجودات زنده را فشرده مى کند، چشمان آن ها را باز و گسترده مى سازد. چگونه چشمان آن ها آن قدر ناتوان است که نمى تواند از نور خورشيد پرفروغ بهره گيرد و به راه هاى خود هدايت شود و در پرتو روشنايى آفتاب، به مقصود شناخته شده خود برسد؟ چگونه درخشش شعاع آفتاب آن ها را از حرکت در ميان امواج روشنايى بازداشته، و آنان را در پناهگاه خود، از حرکت صبحگاهان به همراه نور پنهان ساخته است؟ (آرى)، به هنگام روز پلک هاى چشمانش روى هم مى افتد، اما شب را براى خود چراغ روشن قرار مى دهد تا بدين وسيله روزى هاى خود را به دست آورد.
نه تاريکى شديد شب چشمانشان را از ديدن بازمى دارد و نه ظلمت شديد آن مانع حرکت آن ها در شب مى شود.
هنگامى که خورشيد نقاب را از چهره برگرفت و روشنايى روز آشکار شد و نور خود را درون لانه سوسمارها پاشيد (اين پرنده عجيب) پلک هاى خود را بر هم مى نهد و به آنچه در تاريکى براى ادامه زندگى فراهم ساخته است قناعت مى کند! پاک و منزّه است خدايى که شب را براى آن ها روز و زمان تلاش براى معاش قرار داده و روز را هنگام آسايش و آرامش.
نهج البلاغه خطبه 155 بخش دوم
[ @pompos ]
امیرالمؤمنین علی
خداوند براى او از گوشت بدنش بال هايى آفريده که به هنگام نياز با آن پرواز مى کند؛ گويى اين بال ها مانند لاله گوش اند؛ بال هايى بدون پر! و بدون نى هايى در ميان آن. اما (اگر دقت کنى) مى بينى محل رگ ها به روشنى در آن پيداست (آرى) آن ها دو بال دارند؛ نه آن قدر نازک که پاره شود و نه آن قدر ضخيم که سنگينى کند.
او پرواز مى کند، در حالى که نوزادش به او چسبيده و به او پناهنده شده است! هر زمان مى نشيند نوزادش نيز همراه او به زمين مى آيد و هر زمان بالا مى رود او نيز بالا مى رود و از او جدا نمى شود تا اعضاى پيکرش محکم گردد و بال هايش قدرت پرواز پيدا کند، راه زندگى را بياموزد و مصالح خويش را بشناسد!
پاک و منزّه است آفريننده همه اشيا، که در آفرينش آن ها از هيچ نمونه و الگويى که از ديگرى به جاى مانده باشد پيروى نکرده است.
نهج البلاغه خطبه 155 بخش آخر
[ @pompos ]