Pompos
از سخنان امام (عليه السلام) است در پاسخ يکى از يارانش که از آن حضرت پرسيد: چگونه قوم شما، شما را از
(بحث درباره گذشته خلافت را با تمام اشکالاتش رها کن،) اکنون بيا و مشکل مهمّ پسر ابوسفيان را تماشا کن. به راستى، روزگار، مرا خنداند بعد از آن که گريانيد! به خدا سوگند! تعجّب هم ندارد. آه! چه حادثه عظيمى که ديگر تعجّبى باقى نگذاشت وکژى و انحراف بسيار به بار آورد! آن ها کوشيدند نور خدا را که از چراغش مى درخشيد خاموش سازند و مجراى فَوَران چشمه فيض الهى را مسدود کنند و ميان من و خودشان اين آب زلال را به بيمارى ها و سموم، آلوده سازند. هرگاه اين مشکلات موجود از ما و آن ها برطرف شود، من آن ها را به سوى حق خالص مى برم و اگر مسير حوادث به گونه ديگرى بود (عاقبت شومى دارند) بر آن ها حسرت مخور؛ زيرا خداوند از آنچه انجام مى دهند، آگاه است.
نهج البلاغه خطبه 162 بخش آخر
[ @pompos ]
6.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
رابطه مرگ با نماز اول وقت
_ول کردم!
تموم شد
(توصیفی جالب)
[ @pompos ]
❉🌼❉🌼❉🌼❉🌼
کسانی که پس از ایمان کافر شدند و سپس بر کفر (خود) افزودند، (و در این راه اصرار ورزیدند،) هیچگاه توبه آنان، (که از روی ناچاری یا در آستانه مرگ صورت میگیرد،) قبول نمیشود؛ و آنها گمراهان (واقعی) اند (چرا که هم راه خدا را گم کردهاند، و هم راه توبه را!).
آل عمران 90
❉🌼❉🌼❉🌼❉🌼
[ @pompos ]
امیرالمؤمنین علی
ستايش، مخصوص خداوندى است که آفريدگار بندگان است؛ خداوندى که گستراننده زمين، جارى کننده سيل در رودخانه ها و روياننده گياهان بر کوه ها و تپّه هاست. نه براى اوّل بودن او آغازى است و نه براى ازليّتش پايانى. آغازى است که همواره بوده و پايانى است که سرآمدى ندارد. پيشانى ها در برابر عظمتش به خاک افتاده و لب ها به يگانگى اش گشوده شده است. براى هر مخلوقى به هنگام آفرينش، حدّى قرار داد تا با وجود مقدّسش شباهت نيابد. افکار و انديشه ها هرگز نمى توانند با حدود و حرکات و نه با اعضا و ابزار، اندازه و حدّى براى او بيان کنند. هرگز درباره او نتوان گفت: کى (به وجود آمده)؟ و برايش سرآمدى نيست که گفته شود. تا کى (باقى است)؟ آشکارى است که درباره اش نتوان گفت: از چه چيز عيان شده است؟ و مخفى و پنهانى است که نمى توان گفت: در چه چيز پنهان شده است؟ او نه جسم قابل رؤيت است که بتوان انتهايش را جست وجو کرد و نه پوشيده و پنهان است که چيزى بر آن محيط باشد. نزديکى او به موجودات آن چنان نيست که به آن ها چسبيده باشد و دورى او از آن ها آن گونه نيست که از آن ها جدا گردد! نگاه هاى خيره بندگان از او پنهان نيست و نه تکرار الفاظ (بر زبان آن ها)، نه نزديک شدن به تپّه ها و بالا رفتن از آن ها و نه برداشتن گام هاى بلند در شب هاى ظلمانى. شب هايى که (سرانجام) ماه درخشان بر آن مى تابد (و از ظلمت آن مى کاهد) و خورشيد نورانى در غروب و طلوع، ماه را تعقيب مى کند علم او در تغييرات و دگرگونى هاى زمان ها و روزگاران از روى آوردن شب و پشت کردن روز نافذ است. (و دامنه علمش به قدرى گسترده است که) پيش از پايان و سرآمد هر چيز و قبل از احصا و شمارش آن ها از همه آگاهى داشته و دارد، و چيزى بر او مخفى وپنهان نيست، از آنچه محدودکنندگانش به او نسبت مى دهند از نظر اندازه و ابعاد و استقرار در مسکن و جايگزين شدن در مکان، برتر است (چرا که) حدّ و اندازه مخصوص آفريده هاى اوست و مربوط به غير او.
نهج البلاغه خطبه 163 بخش اول
[ @pompos ]