Pompos
از خطبه هاى امام (عليه السلام) است که در آن از شگفتى هاى آفرينش طاووس پرده برداشته است. خداوند، آفر
يکى از عجيب ترين آن ها (پرندگان) از نظر آفرينش، طاووس است که خداوند آن را در موزون ترين شکل آفريد و با رنگ هاى مختلف به بهترين صورت رنگ آميزى کرد؛ با بال و پرهايى که شهپرهاى آن بر روى يکديگر قرار گرفته و به هم آميخته و دُمى که دامنه آن را گسترده و بر زمين مى کشد. هنگامى که طاووس به سوى جفت خود حرکت مى کند، دم خود را مى گشايد و همچون چترى (بسيار زيبا) بر سر خود سايبان مى سازد؛ گويى بادبان کشتى است که از سرزمين «دارين» مشک با خود آورده و ناخدا آن را برافراشته است. (در اين حال) او با اين همه رنگ هاى زيبا غرق در غرور مى شود و با حرکات متکبّرانه به خود مى نازد؛ همچون خروس با جفت خود مى آميزد و همانند حيوانات نر که از طغيان شهوت به هيجان آمده اند با او درآميخته باردارش مى کند.
(من اين موضوع را با چشم خود ديده ام و) براى اثبات آن به مشاهده حسّى حواله مى کنم؛ نه همچون کسى که به دليلى که ذهنى و ضعيف است حواله مى کند، نظير آن کسى که مى پندارد، طاووس به وسيله اشکى که از چشم خود فرو مى ريزد جنس ماده را باردار مى کند به اين صورت که قطره اشک در دو طرف پلک هاى جنس نر حلقه مى زند و ماده او آن را مى نوشد سپس بى آن که با نر آميزش کرده باشد، تنها با همان قطره اشکى که از چشمش بيرون پريده است تخم مى گذارد، اين (افسانه بى اساسى است و) عجيب تر از افسانه توليد مثل کلاغ نيست.
نهج البلاغه خطبه 165 بخش دوم
[ @pompos ]
27.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
خارج شدن از خانه و گفتن سه کلمه...
[ @pompos ]
❉🌼❉🌼❉🌼❉🌼
در آن نشانه هایی روشن [از ربوبیّت، لطف، رحمت خدا و از جمله] مقام ابراهیم است؛ و هر که وارد آن شود در امان است؛ و خدا را حقّی ثابت و لازم بر عهده مردم است که [برای ادای مناسک حج] آهنگ آن خانه کنند، [البته] کسانی که [از جهت سلامت جسمی و توانمندی مالی و باز بودن مسیر] بتوانند به سوی آن راه یابند، و هر که ناسپاسی ورزد [و از رفتن به آنجا خودداری کند، به خود زیان زده]؛ زیرا خدا از جهانیان بی نیاز است.
آل عمران 97
❉🌼❉🌼❉🌼❉🌼
[ @pompos ]
Pompos
يکى از عجيب ترين آن ها (پرندگان) از نظر آفرينش، طاووس است که خداوند آن را در موزون ترين شکل آفريد و
(هرگاه به بال و پر طاووس بنگرى) گمان مى کنى که نى هاى وسط پرهاى او همچون شانه هايى است که از نقره ساخته شده و آنچه بر آن از حلقه ها و هاله هاى عجيب خورشيد مانند روييده، طلاى ناب و قطعات زبرجد است!
هرگاه بخواهى آن را به آنچه زمين (به هنگام بهار) مى روياند تشبيه کنى، مى گويى: دسته گلى است که از شکوفه هاى گل هاى بهارى چيده شده است (و با نظم خاصى در کنار هم قرار گرفته است).
و اگر بخواهى آن را به لباس ها (و پرده هاى رنگارنگ) تشبيه کنى، همچون حلّه هاى زيباى پرنقش و نگار يا پرده هاى زيبا و رنگارنگ يمنى است و اگر آن را با زيورها مقايسه کنى، همچون نگين هاى رنگارنگى است که در نوارى از نقره که با جواهرات، زينت يافته در تاجى قرار گرفته است. او همچون کسى که به خود مى بالد، با عشوه و ناز گام برمى دارد؛ گاه سر را برمى گرداند و به دم (زيبا) و دو بالش مى نگرد؛ ناگهان از زيبايى فوق العاده اى که پر و بالش به او بخشيده و رنگ هايى که همچون لؤلؤ و جواهر به هم درآميخته قهقهه سرمى دهد؛ امّا همين که (خم مى شود و) به پاهاى (زشت) خود نظر مى افکند (آن چنان ناراحت مى شود که) صداى گريه او بلند مى شود؛ فريادى که استغاثه جانکاهش از آن آشکار است و گواه صادق دردى است که در درون دارد! چرا که پاهايش همچون پاهاى خروس خلاسى، باريک (و تيره رنگ وزشت) است و در گوشه اى از ساق پايش ناخنى مخفى روييده است.
نهج البلاغه خطبه 165 بخش سوم
[ @pompos ]