Pompos
(هرگاه به بال و پر طاووس بنگرى) گمان مى کنى که نى هاى وسط پرهاى او همچون شانه هايى است که از نقره سا
او در محلّ يال خود، کاکلى دارد سبز رنگ و پرنقش و نگار و انتهاى گردنش همچون ابريق است و از گلوگاه تا روى شکمش به رنگ وسمه يمانى (سبز پررنگ مايل به سياهى) و گاه همچون حريرى است که به تن کرده و مانند آينه صيقلى شده مى درخشد، گويى بر اطراف گردنش معجرى است سياه رنگ که به خود پيچيده؛ ولى از کثرت شادابى و درخشندگى به نظر مى رسد که رنگ سبز پرطراوتى با آن آميخته شده و در کنار گوشش خط باريک بسيار سفيدى همچون نيش قلم به رنگ گل بابونه کشيده شده که براثر سفيدى درخشنده اش در ميان آن سياهى تلألؤ خاصّى دارد. کمتر رنگى (در جهان) يافت مى شود که طاووس از آن بهره اى نگرفته باشد؛ با اين فرق که شفافيّت و درخشندگى و تلألؤ حرير مانندِ رنگ پرهاى او بر تمام رنگ ها برترى دارد و (در واقع) همانند شکوفه هاى زيباى پراکنده گل هاست؛ با اين تفاوت که نه باران بهارى آن را پرورش داده و نه حرارت و تابش آفتاب تابستان!
نهج البلاغه خطبه 165 بخش چهارم
[ @pompos ]
جنایت حمیرا.pdf
حجم:
3.6M
چه کسی دستور داد که بدن مطهر امام حسن تیر باران شود؟
شتر سوار چطور به قاطر سوار تبدیل شد؟
نقش یهود و ابلیس در این جنایت چی بود؟
[ @pompos ]
Pompos
او در محلّ يال خود، کاکلى دارد سبز رنگ و پرنقش و نگار و انتهاى گردنش همچون ابريق است و از گلوگاه تا
گاه او (طاووس) از پرهايش بيرون مى آيد و لباسش را از تن خارج مى کند. (آرى!) پرهاى او پى درپى مى ريزند و به دنبال آن پشت سر هم مى رويند. پويش پرها، از نى آن ها، همچون ريزش برگ ها از شاخه ها (در فصل پاييز) فرو مى ريزند، سپس رشد و نمو مى کنند، تا بار ديگر به شکل نخست درآيند (با اين حال) با رنگ هاى سابق هيچ تفاوتى پيدا نمى کنند و رنگى به جاى رنگ ديگر نمى نشيند. اگر تارى از تارهاى پر او را بررسى کنى گاه سرخ گلرنگ را به تو نشان مى دهد و گاه رنگ سبز زبرجدى و زمانى زرد طلايى (و هر يک جلوه خاص خود را دارد). راستى چگونه فکرهاى عميق و عقل هاى خداداد مى توانند به (اسرار) اين ويژگى ها راه يابند يا گفتار وصف کنندگان، صفت آن را بيان کند و به نظم آورد؟ حال آن که، کوچک ترين اجزاى آن، افکار ژرف انديش را از درک خود ناتوان ساخته و زبان ها را از وصف کردن بازداشته است.
منزّه است آن کس که عقل ها را در وصف مخلوقى که در چشم ها آشکارش ساخته، ناتوان کرده است؛ به همين دليل آن را (تنها به صورت) موجودى محدود و ترکيبى پرنقش و نگار درک مى کنند؛ و زبان ها را از شرح وصف آن عاجز ساخته و از اَداى حق وصفش ناتوان کرده است (با اين حال چگونه مى توان انتظار داشت که عقل و خرد به کنه ذات و صفات آفريدگار اين مخلوق برسد؟).
نهج البلاغه خطبه 165 بخش پنجم
[ @pompos ]
7.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
راهکار امام رضا برای رفع گرفتاری ...
[ @pompos ]