پس از یوزارسیف.pdf
حجم:
2.7M
میخوایی بدونی بعد از يوسف، برای مصر چه اتفاقی افتاد؟
سریال یوسف واقعی بود یا الکی؟اگر واقعی بود چرا در تاریخ مصر نیست؟
[ @pompos ]
امام سجاد علیه السلام میفرمایند:
● خداوند هر بنده شکرگزاری را دوست دارد. خداوند متعال روز قیامت به بعضی از بندگانش میگوید: آیا از فلان شخص تشکر کردی؟ عرض می کند: خدایا! من شکر تو را گزاردم. خداوند میفرماید: به سبب آن که از او تشکر نکردی شکر مرا ادا ننمودهای.
سپس امام علیه السلام فرمود: شاکرترین شما در برابر خدا شاکرترین شما در برابر بندگان خداست»
[ @pompos ]
امیرالمؤمنین علی
اين گروه (فتنه انگيز) به علت خشم از حکومت من به يکديگر پيوسته اند و من تا هنگامى که درباره اجتماع شما خائف نشوم، صبر و تحمّل مى کنم و اگر آن ها به اين افکار سست و فاسد (و نقشه هاى شوم) ادامه دهند، نظام جامعه اسلامى از هم گسيخته خواهد شد (و در چنين شرايطى صبر نخواهم کرد) آن ها از روى حسد به کسى که خداوند حکومت را به او بازگردانده، به طلب دنيا برخاسته و تصميم گرفته اند اوضاع را به عقب برگردانند (و سنّت هاى جاهلى را زنده کنند). حقّى که شما بر گردن ما داريد عمل به کتاب خدا و سيره و روش رسول الله (صلي الله عليه و آله) و قيام براى برپا داشتن حق و سنّت اوست (و حق من بر شما اطاعت و فرمانبردارى است).
نهج البلاغه خطبه 169 بخش آخر
[ @pompos ]
از سخنان امام (عليه السلام) است
درباره وجوب پيروى از حق به هنگام قيام حجت
اين سخن را امام (عليه السلام) براى بعضى از اعراب که فرستاده مردم بصره بودند، بيان فرمود. در آن هنگام که امام (عليه السلام) نزديک بصره رسيد، آن ها کسى را نزد حضرت فرستادند تا حقيقت حال را جويا شود که با اصحاب جمل (طلحه و زبير و هوادارانش) چگونه رفتار خواهد کرد؟ تا شک و شبهه از آن ها برطرف شود.
امام (عليه السلام) چگونگى رفتار خويش را به گونه اى بيان فرمود که حقانيّت آن حضرت بر آن شخص روشن شد. سپس به او فرمود: «بيعت کن». اما او پاسخ داد: من فرستاده گروهى هستم و از پيش خود نمى توانم کارى کنم (امام (عليه السلام) سخنان زير را براى او با يک بيان شيرين و منطقى ايراد فرمود و او تسليم شد و بيعت کرد).
امام (عليه السلام) فرمود: بگو ببينم اگر آن ها تو را به عنوان «پيشگام قافله» فرستاده بودند که محلّ نزول باران (و جايگاه آب و گياه) را براى آنان بيابى (و تو اين کار را مى کردى) سپس به سوى آن ها بازمى گشتى و از مکان آب و گياه آگاهشان مى ساختى، ولى آن ها با تو مخالفت مى کردند و به سوى سرزمين هاى بى آب و علف روى مى آوردند، تو چه مى کردى؟ در جواب گفت: آن ها را رها مى ساختم و به جايى که آب و گياه بود مى رفتم. امام (عليه السلام) فرمود: پس دستت را دراز کن (و بيعت کن که به سرچشمه آب زلال رسيده اى). آن مرد مى گويد: به خدا سوگند! با روشن شدن حق بر من، توانايى امتناع در خود نيافتم و با آن حضرت بيعت کردم.
(مرحوم سيّد رضى(رحمه الله) مى فرمايد:) اين مرد به نام «کليب جرمى» معروف بود.
نهج البلاغه خطبه 170
[ @pompos ]