2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نوشته بود:
با ماشین صوت رفتیم سمت میدان خراسان
آهنگ و تن فروش محسن عراقی رو گذاشتیم که دیدیم یهو ...
هدایت شده از خَضراء ؛
جسمی پریشان،روحی حیران و قلبی بیقرار..
در این دنیای خاکی گم شدهام.
دنیایی که روز هایش به سردی خاک و شب هایش به سیاهی خاک میماند.
دنیایی که همه چیزش از خاک است!
آدمیزادهایی که در آن زندگی که نه، بلکه فقط روزهایشان را میگذرانند..
همگی زاده از خاک اند.
خاکی سرد و تاریک..
خاکی که روزی از آن آفریده شدند و برخاستند و روزی در آن میارامند.
مگر این این دنیای خاکی ارزشی دارد که دلی را رنجانده و روحی را حیران کرد؟
مگر جز محبت چیز دیگری در این دنیا باقی میماند؟
چه میشد اگر آدمی زاد این را درک میکرد که این دنیا ارزشی ندارد؟
چه میشد وقتی دلی گرفتار دل آدمیزادی میشد کمی،فقط کمی به آن دل توجه میشد؟
مگر این دنیای خاکی ارزشی دارد؟
#دستنویس
#پوچیهویی ✍🏻
روحی حیران ؟
حیران به چه قیمتی
قیمتی که حتی ملائک هم نتونستن روش قیمت بزارن .؟
بعد ما انسان نماها بفروشیم همو؟!
شکوندن دل و حتی تحویل نگرفتنش،
تحویل گرفته بشه که بعد ها تحویل داده بشه؟
چرا خاکی سرد ؟
خاکی که با گذاشتن من توش قراره گرم شه
چرا سرد ؟
سرمای خاکی که ما انسان ها آفریدیم
تا با گذاشتن آدما توش گرم شه
وگرنه خاک همون خاکه
دل همون دله
گرما هم همون گرما
پوچ
من بدون شرط برمیدارم تو رو
حاجی شرط نمیخواد چیزی که پوچه...
پوچ تر از پوچ شدم و هیچی دیگه ندارم
پس بفروشی بهتره
چون ضرر میکنی