هدایت شده از نازنینباطعمچای﹏
یه کاغذ هست دلم میخواد باهاش یه چی درست کنم یادم میره
بعد مثل روزا یه عالمه ایده شاهکار راحت میاد تو ذهنم بعد شب که این حسه میاد هیچکدوم یادم نیست