🍃مهربان من
راست است که میگویند
تو برای این که با کسی دوست شوی
او را امتحان میکنی
و اگر در امتحانش قبول شد، قبولش میکنی
و اگر رد شد، ردش میکنی؟
راست است که میگویند
حتّی کسانی که قلّههایی از آسمان را فتح کردهاند
زیر بار امتحانهای دوستی تو، خم میشوند
و شاید برخی از همین آسماننوردها
در امتحان دوستی تو رد شوند؟
اگر راست است به من بگو تا بروم پی کارم.
بگو تا دیگر حتّی آرزوی دوستی با تو را از دلم بیرون کنم.
اصلاً مرا چه به دوستی تو؟
قد و قوارۀ دلم به دوستی با تو میخورد
یا رنگ و لعاب نامۀ عملی که تا امروز داشتهام؟
باشد میروم.
ببخش مرا برای این همه التماس بیهودهای که کردم.
میروم کنجی از این عالم را پیدا کنم
تا بتوانم سر به روی خاک بگذارم و بمیرم
کنجی که کسی حتی از مردنم باخبر نشود.
آقا! میشود بگویی بروم یا بمانم؟
التماس کنم یا نه؟
با من دوست میشوی یا نه؟
وای که باز هم این سؤال را پرسیدم.
راستش دلم میگوید تو حتّی اگر امتحان هم بگیری
خودت کمکم میکنی تا در امتحانی که قامت آسمان را خم میکند
قبول شوم و تو با من دوست شوی.
دلم دروغ نمیگوید.
پس با اجازه میمانم و التماس میکنم.
شبت بخیر یار مهربان من!
#شب_بخیر
#بهانه_بودن
#محسن_عباسی_ولدی
@abbasivaladi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
📹 سحرگاهان؛ ساعت بسیار ارزشمند خلوت با خداوند و ارزش فوقالعاده دو رکعت نافله صبح
#امام_زمان
#شهید_مطهری
✍جوان بصیر٣١٣
┈┈••✾••┈┈
🔮@Javanebasir313
✅خاطره
✍آفتابنزده از خانه زد بیرون. همینطور آمد و نشست کنار راننده که بروند اهواز. از کرمان راه افتادند و دو سه ساعت بعد رسیدند به سیرجان. آن موقع بود که حرف دل فرمانده آمد سر زبانش. معلوم شد قلبش را پشت در خانهاش جاگذاشته و آمده. به رانندهاش گفت: «دیشب شب ازدواجم بود.» حاجآقا شما میموندید. چرا اومدید؟ نه، جبهه الان بیشتر به من نیاز داره. به جای رخت دامادی، لباس رزم به تن آمده بود پشت خاکریز، توی سنگر، وسط میدان نبردی که آتش و خمپاره و گلوله از زمین و آسمانش، جای نقلونبات را گرفته بود. تازهعروس خانهاش را از همان روزها سپرده بود به خدا. یقین داشت که خدا بیشتر از خود حاجی مراقب اوست.
📚 منبع: سلیمانی، ص۱۹
☫ @sephbod_soleymani
شهید آوینی:
وطن پرستو بهار است و اگر بهار، مهاجر است، از پرستو مخواه که بماند.
https://chat.whatsapp.com/Lu9OcojZZlwJX9V1pSpom0