مولانا نمیگه دوست دارم! میگه:
گر تو گرفتارم کنی،
من با گرفتاری خوشم!
داروی دردم گر تویی
در اوج بیماری خوشم🫀(:
_
ویرانه ای بودم؛به آبادی ات پناه بردم.
آباد که هیچ،متروکه ام کردی...
_
تا صدایت گوشهایم را نوازش میکند ...
تار و سنتور و نی و آواز میخواهم چه کار؟ :)
-شهریار
گفتهبودمدلنمیبازمولیدیدیچهشد ؟.
آمدیبادیدنت ، بیاختیارعاشقشدم .!