اگرچه خندهی تو، کشته میدهد اما
اجازه هست نمیرم که عاشقت بشوم؟
همه یِکسو و تو یکسو، چهبگویم دیگر؟
تا بدانی که چه اَندازه تو را میخواهم . . .
گر چه پیرم تو شبی تنگ در آغوشم کش
تا سحرگه ز کنار تو جوان برخیزم
- حافظ
زمین با اون عظمتش دور خورشید میگرده
من کی باشم دور تو نگردم!😉