با خنده باز سر به سرِ غم گذاشتم
نامِ بهشت روی جهنم گذاشتم...
- امید صباغ نو
من جز برای تو نمیخواهم خودم را
ای از همه منهایِ من بهتر، منِ تو ...!
- قیصر امین پور
هدایت شده از _ بـٰاتلاق🪿.
روحش به پاییز تعلق داشت؛
به خش خش برگ ها و هواى مه آلود، به نم نم باران، و بوى خاک هاى خيس، به قهوه هاى گرم در صبح هاى سرد، به قدم زدن روى برگ هاى زرد زير باران، آرامش را مديون سكوت و شب بود؛ غرق مى شد در آبی نيمه شب آسمان؛ دنياى آدم هارا رها كرده بود و در كنج ساكتی از جهان خودش، لا به لاى خيابان هاى بارانى و قهوه، لابه لاى آواز شجريان و شعر، ماه را تماشا مى كرد. در خیابان قدم میزد و عطر زندگی را، نفس مى كشيد.
هدایت شده از "قبرستانستارهها"
با موی باز خویش که در کوچه میدوید
تصویر یک ستارهی دنبالهدار بود:)
هدایت شده از "قبرستانستارهها"
با موی باز خویش که در کوچه میدوید
تصویر یک ستارهی دنبالهدار بود:)
هدایت شده از کمتر بفور{•𝐀𝐆𝐎𝐑𝐀...♪
ساعت رند می بینم باید چیکار کنیم؟
_
بیشتر یه باوره ولی می تونی یه آرزو کنی
سنا :
@AGORA_Mode
هدایت شده از کمتر بفور{•𝐀𝐆𝐎𝐑𝐀...♪
گوسفند بشمر بخواب
_
نیاز به گوسفند نیس
همینجوری خوابم می بره😊😁
سنا :
@AGORA_Mode
هدایت شده از کمتر بفور{•𝐀𝐆𝐎𝐑𝐀...♪
شما بهترینو بیشترین فعالیت روداریییید
_
الهی عزیززم😘
به خاطر مدرسه یکم درگیرم ولی زمانش پیش بیاد بازم بیشتر فعالیت می کنیم❤️😁
@AGORA_Mode