من از عهد آدم تو را دوست دارم
از آغاز عالم تو را دوست دارم
چه شبها من و آسمان تا دم صبح
سرودیم نمنم: تو را دوست دارم
- قیصر امینپور
کویر بودم و بارانی از تو باغم کرد..
بهار میشوم گر بارشی دوباره کنی :)
- حسین منزوی
.
چشم خود بستم که دیگر چشم مستش ننگرم
ناگهان دل داد زد دیوانه من میبینماش!
-شهریار
آدمای عادی میگن"تو خوشگلی"
ولی محمود درویش نوشت: در قطار صندلیهایمان را عوض کردیم، تو پنجره را میخواستی و من نگاه کردن به تورا :)