دوستت دارم حتی وقتی رنج، سنگین ترين لباسش را بر تنم مى كند.
بازهم، تويى كه مرا زنده نگه مىدارى.!
مولانا: شمس، عشق چیست؟
شمس: دل کندن.
مولانا: از چه؟
شمس: از هر آنچه گمان میکنی بی آن نمیتوانی زیست.
مولانا: پس چرا همه در پی عشق اند؟
شمس: چون گمان میکنند عشق، آرامش میآورد.
مولانا: مگر نمیآورد؟
شمس: نخست، آشوب میآورد.
مولانا: پس چرا باید عاشق شد؟
شمس: چون هیچ دلی، بی آشوب، بیدار نمیشود.
مولانا: و عشق، چه میخواهد؟
شمس: شجاعت.
مولانا: شجاعت چه؟
شمس: شجاعت از دست دادن کسی که بودی.
مولانا: پس عاشق واقعی کیست؟
شمس: آن که از سوختن نمیترسد.
مولانا: و پاداش این سوختن؟
شمس: آن که پس از آتش، دیگر همان آدم پیشین نیست.