حافظ زِ دو چشمان قشنگ تو غزل ساخت،
هر کس که تو را دید به چشمان تو دل باخت،
نقاش غزل تا که به چشمان تو پرداخت،
دیوانه شد از طرز نگاهت قلم انداخت.؛!
بهانهی تو را میگیرد دلم،
صبح یکبار، ظهر یکبار،
و شب هزار و یکبار :)!
_
حقیقت این است که زندگی مثل یک کتاب است.
بعضی فصلها غمانگیزند،
بعضی شادند و بعضی هیجانانگیزند.
اما اگر صفحه را ورق نزنی،
هرگز نمیدانی فصل بعدی چیست :)🦢