صبحانه من صبح بخیری از توست
با نام تو شیرین شده چایم ؛...
《صبحتون بخیر و زیبا》
غزل،
از موی پریشان شده ات می ریزد؛
من اگر شاعرم
از دست پریشانی توست!
دور و نزدیک منی؛ ماهِ در برکهی من
تو تمنای منی؛ یار دور از بَر من
چشمهايت باغِ فين و گونهات سيبِ گلاب؛
شهر را عطرِ نفسهاى تو قمصر مىکند..!