eitaa logo
ادعیه و مناجات صوتی 🎧 زیارت عاشورا دعای کمیل عهد توسل ندبه عرفه امین الله حدیث کسا آل یاسین امام زمان
19.2هزار دنبال‌کننده
4.3هزار عکس
3.5هزار ویدیو
294 فایل
دعای جوشن کبیر صغیر نادعلی فرج مجیر مشلول یستشیر معراج ابوحمزه علقمه سمات صباح عشرات عدیله زیارت وارث جامعه مناجات خمس عشر ماه رجب شعبانیه رمضان عید فطر غدیر روز سحر نماز شب قدر نور گنج العرش استغفار افتتاح حرز امام حدیث کسا زهرا امیرالمومنین علی @m_mehr0
مشاهده در ایتا
دانلود
ترجمه‌دعای‌کمیل۩یاسردعاگو.mp3
17.32M
🕋 ترجمه فارسی صوتی دعای کمیل 🎙 با صدای یاسر دعاگو تهیه شده توسط مؤسسه شراب بهشتی 64BitR🚀16/5MB⏰Time=35:58 ┄═🌼💠🌷💠🦋💠🌸💠🌼═┄ برای عضویت و دسترسی به صوت تمام ادعیه و مناجات ها در«ایتا»از این👇لینک وارد شوید 🌍 https://eitaa.com/joinchat/4293591059Cbf2d1beda7
رمان «جان شیعه، اهل سنت... عاشقانه ای برای مسلمانان» 🖋 قسمت صد و  بیست و دوم نماز مغرب را خواندم و با یک بسته ماکارونی که خریده بودم، شام ساده‌ای تدارک دیدم و در فرصتی که تا آمدن مجید مانده بود، پای تلویزیون نشستم که باز هم خط اول اخبار، حکایت هولناک جنایت‌های تروریست‌های تکفیری در سوریه بود. همان‌هایی که خود را مسلمان می‌دانستند و گوش به فرمان آمریکا و اسرائیل، در ریختن خون مسلمانان و ویران کردن شهرهای اسلامی، از هیچ جنایتی دریغ نمی‌کردند. از اینهمه ظلمی که پهنه عالم را پوشانده بود، دلم گرفت و حوصله دیدن فیلم و سریال هم نداشتم که کلافه تلویزیون را خاموش کردم و باز در سکوت افسرده‌ام فرو رفتم. مدت‌ها بود که روزهایم به دل مردگی می‌گذشت و شب‌هایم با وجود حضور مجید، سرد و سنگین سپری می‌شد که دیگر پیوند قلب‌هایمان همچون گذشته، گرم و عاشقانه نبود. هر چه دل مهربان او تلاش می‌کرد تا بار دیگر در قلبم جایی باز کند، من بیشتر در خود فرو رفته و بیشتر از گرمای عشقش کنار می‌کشیدم که هنوز نتوانسته بودم محبتش را در دلم باز یابم و هنوز بی‌آنکه بخواهم با سردی نگاه و بی‌مِهری رفتارم، عذابش می‌دادم و برای خودم سخت‌تر بود که با آن همه عشقی که روزی فضای سینه‌ام گنجایش تحملش را نداشت، حالا همچون تکه‌ای یخ، اینهمه سرد و بی‌احساس شده بودم. هر چه می‌کردم نمی‌توانستم آتش داغ مادر را دلم خاموش کنم و هر بار که شعله مصیبتش در قلبم گُر می‌گرفت، خاطره روزهایی برایم زنده می‌شد که خودم را با توسل‌های شیعه گونه سرگرم کرده و به شفای مادرِ رو به مرگم دل خوش کرده بودم و درست همینجا بود که زخم‌های دلم تازه می‌شد و باز قلبم از دست مجید می‌شکست. دختری همچون من که از روز نخست، رؤیای هدایت همسرش به مذهب اهل تسنن را در سر پرورانده بود، چه آسان به بهانه سلامتی مادری که دیگر امیدی به سلامتی‌اش نبود، به همه اعتقاداتش پشت پا زده و به شیوه شیعیان دست به دعا و توسل برداشته بود و این همان جراحت عمیقی بود که هنوز التیام نیافته و دردش را فراموش نکرده بودم. شعله زیر غذا را خاموش کردم و در یک دیس بزرگ برای پدر و عبدالله، ماکارونی کشیدم و برایشان بردم. عبدالله غذا را که از دستم گرفت، شرمندگی در چشمانش نشست و با مهربانی گفت: «الهه جان! تو رو خدا زحمت نکش! من خودم غذا درست می‌کنم.» لبخندی زدم و با خوشرویی جواب دادم: «تو هر دفعه میگی، ولی من دلم نمیاد. واسه من که زحمتی نداره!» و خواست باز تشکر کند که با گفتن «از دهن میفته!» وادارش کردم که به اتاق برود و خودم راهِ پله‌ها را در پیش گرفتم که باز نفسم به تنگ آمد و دردی مبهم، تمام سرم را گرفت. چند پله مانده را به سختی طی کردم و قدم به اتاق گذاشتم. کمر دردم هم باز شدت گرفته و احساس می‌کردم ماهیچه‌های پشت کمرم سفت شده است. ناگزیر بودم باز روی تخت دراز بکشم تا حالم جا بیاید که صدای باز شدن در خانه و خبر آمدن مجید، از جا بلندم کرد. کیفش را به دوش انداخته و همانطور که با هر دو دست جعبه بزرگ پرتقالی را حمل می‌کرد، شاخه گل رزی هم به دهان گرفته بود. با دیدن من، با چشمانش به رویم خندید و جعبه را کنار اتاق روی زمین گذاشت. با دو انگشت شاخه گل را از میان دو لبش برداشت و با لبخندی شیرین سلام کرد و من در برابر این همه شور و شوق زندگی که در رفتارش موج می‌زد، چه سرد و بی‌احساس بودم که با لبخندی بی‌رنگ و رو جواب سلامش را دادم و بی‌آنکه منتظر اهدای شاخه گلش بمانم، به بهانه کشیدن شام به آشپزخانه رفتم. به دنبالم قدم به آشپزخانه گذاشت و پیش از آنکه به سراغ قابلمه غذا بروم، شاخه گل را مقابل صورتم گرفت و با احساسی که تمام صورتش را پوشانده بود، زمزمه کرد: «اینو به یاد تو گرفتم الهه جان!» و نگاهش آنچنان گرم و با محبت بود که دیگر نتوانستم از مقابلش بی‌تفاوت بگذرم که بلاخره صورتم به لبخندی ملیح گشوده شد و گل را از دستش گرفتم که گاهی فرار از حصار دوست داشتنی عشقش مشکل بود و بی‌آنکه بخواهم گرفتارش می‌شدم. فرصت صرف شام به سکوت من و شیرین زبانی‌های مجید می‌گذشت. از چشمانش خوب می‌خواندم که چقدر از سرد شدن احساسم زجر می‌کشد و باز می‌خواهد با گرمی آفتاب محبتش، یخ وجودم را آب کرده و بار دیگر قلبم را از آنِ خودش کند که با لبخندی مهربان پیشنهاد داد: «الهه جان! میای فردا شب شام بریم کنار دریا؟» و من چقدر برای چنین جشن‌های دو نفره‌ای، کم حوصله بودم که با مکثی نه چندان کوتاه پاسخ دادم: «حوصله ندارم.» که بخاطر وضعیت جسمی‌ام، بی‌حوصلگی و کج خلقی هم به حالم اضافه شده و رفتارم را سردتر میکرد. ❤️. I برای مشاهده قسمت های قبل روی👆بزنید ┄═🌼💠🌷💠🦋💠🌸💠🌼═┄ دلنشین‌ترین مداحی دعا و مناجات صوتی👇 🌍 https://eitaa.com/joinchat/4293591059Cbf2d1beda7
70-استغفار 70 بندی امیرالمومنین (ع) مطیعی.mp3
2.77M
🤲استغفار هفتاد بندی امیرالمومنین (ع) 0⃣7️⃣ متن و ترجمه بند هفتاد 🔰 ❇️ اللَّهُمَّ وَ أَستَغفِرُکَ 🔶 خداوندا وازتو بخشش می جویم ❇️ لِکُلِ‏ ذَنبٍ‏ جَرَى‏ بِهِ‏ عِلمُکَ فِیَّ 🔶 برای هرگناهی که در علم تو انجام آن درمن ❇️ وَعَلَیَّ إِلَى آخِرِعُمُرِی بِجَمِیعِ ذُنُوبِی 🔶 وبرمن تا آخرعمرم جریان دارد از تمام گناهانم ❇️ لِأَوَّلِهَا وَ آخِرِهَا وَعَمدِهَا وَ خَطَائِهَا 🔶 ابتدای آنها وپایان آنها عمدی آنها وخطای آنها ❇️ وَ قَلِیلِهَا وَ کَثِیرِهَا وَدَقِیقِهَا وَ جَلِیلِهَا 🔶 کم آنها وزیاد آنها ریز آنها ودرشت آنها ❇️ وَ قَدِیمِهَا وَ حَدِیثِهَا وَسِرِّهَا وَ عَلَانِیَتِهَا 🔶 قديمي آنها وجدید آنها پنهانی آنها وآشکارائی آنها ❇️ وَ جَمِیعِ مَا أَنَا مُذنِبُهُ وَأَتُوبُ إِلَیکَ 🔶 وتمام کارهائی که درآنها گناه کرده ام توبه می کنم بسوی تو ❇️ وَ أَسأَلُکَ أَن تُصَلِّیَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ 🔶 وازتومی خواهم که درود فرستی برمحمد وآل محمد ❇️ وَأَن تَغفِرَلِی جَمِیعَ مَا أَحصَیتَ 🔶 واینکه ببخشی مرا در تمام آنچه که به حساب آورده ای ❇️ مِن مَظَالِمِ العِبَادِ قَبلِی 🔶 از مظالم بندگانت که برگردن من بوده ❇️ فَإِنَّ لِعِبَادِکَ عَلَیَّ حُقُوقاً 🔶 چراکه برای بندگانت برگردن من حقوقی است ❇️ أَنَامُرتَهَنٌ بِهَا تَغفِرُهَا لِی 🔶 که من در گرو آنهایم همه را برای من ببخش ❇️ کَیفَ شِئتَ وَأَنَّى شِئتَ یَا أَرحَمَ الرَّاحِمِین 🔶 هرگونه وهرزمان ومكان كه خواهی ای مهربانترين بخشندگان 🎙 با نوای حاج میثم مطیعی (ع) @ppt_doa
ادعیه و مناجات صوتی 🎧 زیارت عاشورا دعای کمیل عهد توسل ندبه عرفه امین الله حدیث کسا آل یاسین امام زمان
🤲استغفار هفتاد بندی امیرالمومنین (ع) 0⃣7️⃣ متن و ترجمه بند هفتاد 🔰 ❇️ اللَّهُمَّ وَ أَستَغفِرُکَ 🔶
👆 این هم آخرین بند از استغفار هفتاد بندی امیرالمومنین علی علیه السلام، تقدیم به روح مطهر امام موسی کاظم علیه السلام I برای مشاهده بندهای قبل روی👆بزنید سپس روی علامت👈 ۸ پایین سمت راست ایتا بزنید تا صوت ها را به ترتیب برای شما بیاورد
🤲 نماز دو رکعتی مشترک هر شب ماه رجب 🌙 🔅 از حضرت رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم روایت شده است کسی که ▫️در تمام ماه رجب شصت رکعت نماز اقامه کند، به این طریق که در هر شب آن دو رکعت بجا آورد و بخواند در هر رکعت: ▪️سوره یک 1⃣ مرتبه ▪️سوره سه 3⃣ مرتبه ▪️سوره یک 1⃣ مرتبه ▫️بعد از نماز دست‌ها را بلند کند و بگوید: ▪️لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَحدَهُ لا شَرِيكَ لَهُ لَهُ المُلكُ وَ لَهُ الحَمدُ يُحيِي وَ يُمِيتُ وَ هُوَ حَيٌّ لا يَمُوتُ بِيَدِهِ الخَيرُ وَ هُوَ عَلَى كُلِّ شَي ءٍ قَدِيرٌ وَ إِلَيهِ المَصِيرُ وَ لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ العَلِيِّ العَظِيمِ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ النَّبِيِّ الأُمِّيِّ وَ آلِهِ ▪️و دست‌ها را به صورت خود بکشد. هر کس این عمل را بجا آورد، حق تعالی دعای او را مستجاب گرداند و ثواب شصت حج و شصت عمره به او عطا فرماید. ┄═🌼💠🌷💠🦋💠🌸💠🌼═┄ صوت تماااااام ادعیه ماه رجب شعبان و رمضان 👇 🌍 https://eitaa.com/joinchat/4293591059Cbf2d1beda7
🤲 نماز شب بیست و ششم ماه رجب 🌙 جناب سلمان از رسول خدا (صلّی الله علیه وآله) نقل می کند که فرمود: 💠 هرکس شب بیست و ششم ماه رجب 12 رکعت نماز بخواند؛ در هر رکعت 1⃣ یک حمد، و 0⃣4⃣ چهل توحید 🔆 فرشتگان به او دست می دهند، و وی از حسابرسی اعمال، از موقف میزان اعمال، و از ایستادن بر پل صراط ایمن خواهد بود، و خداوند هفتاد فرشته را گسیل می دارد تا برای وی استغفار نموده و ثوابش را تا صبح فردای آن شب برای او بنویسند. 📚{البلدالأمين، ص۱۶۹} ┄═🌼💠🌷💠🦋💠🌸💠🌼═┄ صوت تماااااام ادعیه ماه رجب شعبان و رمضان 👇 🌍 https://eitaa.com/joinchat/4293591059Cbf2d1beda7
[WWW.FOTROS.IR]ma94022301.mp3
14.72M
گل باغ آشنایی ، پسرم رضا کجایی ؟😭 🎤 حاج محمود کریمی ▪️ویژه شهادت امام_کاظم علیه‌السلام شهادت_امام_کاظم علیه السلام