برگشتن از راهی که با ذوق رفتم ،
بدترین چیزی بود که تجربه کردم : )).
درخدا ، درخلق روزی خویش را گم کرد و رفت
نیمه جانی داشت آن را نذر مردم کرد و رفت .
_ حاشیهی دفترِ قدیمی .
درخدا ، درخلق روزی خویش را گم کرد و رفت نیمه جانی داشت آن را نذر مردم کرد و رفت .
در نماز شب، دعای دست او بودیم ما
با خدا از درد و داغ ما تکلم کرد و رفت : ).
_ حاشیهی دفترِ قدیمی .
در نماز شب، دعای دست او بودیم ما با خدا از درد و داغ ما تکلم کرد و رفت : ).
گفت من از مردم و با مردم و در مردمم
ناگهان صبحی شهادت را تبسم کرد و رفت .
_ حاشیهی دفترِ قدیمی .
گفت من از مردم و با مردم و در مردمم ناگهان صبحی شهادت را تبسم کرد و رفت .
یک جهان را باخروش وخشم خودبیدار کرد
مثل دریایی خروشید و تلاطم کرد و رفت : ) .
_ حاشیهی دفترِ قدیمی .
سخت عزادارم اما هیچوقت تاحالا انقدر شورِ مبارزه رو در خودم حس نکرده بودم .
ذوق خرید لباس چیریکیُ پوتینش .
دیروز بودیم
امروز بودیم
فرداهم خواهیم بود
و این بودن ها هرگز پایان نخواهد یافت
ما همیشه و همه جا
در هر زمان و مکانی
کف میدان خواهیم بود
و یک صدا همه باهم عقایدمان را فریاد خواهیم زد .
حالا که دیگر رسته از رنج و بلا رفتی
با ما بگو بعد از شهادت کربلا رفتی؟.