eitaa logo
𓆝 ִֶָ ࣪𝐏𝐞𐇽𝐚𝐫𝐥^᪲
148 دنبال‌کننده
195 عکس
476 ویدیو
4 فایل
:: ‌ ‌ ‌࿒࿚᷎᷈᷁݃ั𝙁᪾࣪𝗂ꨲllҽ‌‌ɗ۫ꨲ 𝗂ꨲ𝗇ꨲ ᨳ @preall 𝘾llctiᤢ𑂳݁ꨲ݁ꨲ݁ꨲ݁ꨲ݁ꨲ݁ꨲ݁ꨲᤢn 𖫲ٜ࣪ ꨴֵ᷃‌ᩘ‌ᮬ📞ᤢ𑂳݁ꨲ݁ꨲ݁ꨲ݁ꨲ݁ꨲ݁ꨲ݁ꨲᤢ𑂳݁ꨲຼ᪶ 𐨍 ‌ּꩌׄ۫𝗥𝗂ꨲ𝗀ꠥҽ‌‌𝗌ꨲte݁ꨲ݁ꨲ݁ꨲ݁ꨲ݁ꨲ݁ꨲ݁ꨲᤢ𑂳݁ꨲᤢ𑂳ɗ۫ꨲ 𝗳ɾ𝃛𝗈ꨲm᪾ᩛᮢຼ @lala_chan 𝃨 ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
داستان: اون زن موفقیت را به دست اورده اما همچنان احساس میکند جایی از کار میلنگد. زیاست، پولی دارد، و زندگیی شاد. پس فکر میکند چه چیزی کم است؟ او تکه ای از وجودش را گم کرده. بزرگ میشود، ازدواج میکند، پیر میشود ولی هنوز نمیداند چه چیزی را گم کردی.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
داستان: او زیباست، زیبا قدم برمیدارد، زیبا حرف میزند، اما همه چیز زیبا نمی ماند. زندگیش زیبایی ان را کنار میزند و درد هایش فشار می اورد. او وارد خانه میشود، سکوت خفه اش میکند. جنازه مادرش که خیلی وقت است روی صندلی مانده است را بغل میکند و نمیداند قرار است چه بگذرد. تحملش تمام شده؛ دستان سرد مادرش را میبوسد، از خانه بیرون میرود و دیگر هیچ وقت بر نمیگردد.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
داستان: دختری که پادشاهی میکند، نه فقط برای خود، برای اطرافیان و قانون. پلیس سال هاست دنبال ردی از اوست ولی خب حیف که انها نمیتوانند چیزی که چشم انها را کور میکند ببینند. جرمش چیزه سختی نبود، مردم جمع میکرد، اشوبی به پا میکرد و در پایان هم خودش محو میشد و هم تعدادی از افراد که نه عنوان گمشدگان در روزنامه ها شناخته میشوند. ولی که میداند انها کجا هستند؟ به هر حال کسی نمیتواند به ان دختر دستور دهد.