- منِ واقعیتر .
استاد ناامیدم کرد:)
مامانم میگه اگه به شانس توئه انقدر گفتی میرم میرم آخرشم کل لیسانس رو مجازی میخونی😀💔
انقدر حرف دارم..
انقدر حرف دارم..
انقدر حرف دارم..
که اگه بخوام درد و دل کنم تا فردا باید حرف بزنم:)
هر آدمی وقتی حالش بده با یه چیزی آروم میشه، یکی با گریه کردن، یکی با بیرون رفتن، یکی با دوش گرفتن، یکی با ..
من با حرف زدن تخلیه و آروم میشم ولی خب ..
ای کاش حرف نزنم :)
امشب وایسادم و تمام حرفایی که این مدت بغض شده بودن تو گلوم رو به زبون آوردم:)
میدونم که بازم هیچکس بهم حق نمیده..
هیچکس درکم نمیکنه..
هیچکس حالمو نمیفهمه..
هیچکس تو قلبم نیست تا بدونه چی بهم گذشته..
ولی من گفتم و دلم برای مظلومیت ِخودم خیلی سوخت:)
من بیاحساس نیستم..
بیوجدان نیستم..
نامرد نیستم..
سنگدل نیستم..
من سزاوار ِصفتهایی که بهم نسبت میدید نیستم..
من اون هیولایی که شما تو ذهنتون ازم ساختید نیستم..
من فقط دلم خیلی شکسته:)
انقدر دلم شکسته که دیگه توان ِمحبت کردن ندارم:)
دیگه نمیتونم دوستت داشته باشم:)
بد کردی باهام، خیلی بد کردی، انقدر زخم زدی که دیگه دست ِخودم نیست، دیگه نمیتونم باهات مهربون باشم، تو اون قلب ِمهربون ِمنو کُشتی. متأسفم بابت ِهمه چیز.
- منِ واقعیتر .
امشب وایسادم و تمام حرفایی که این مدت بغض شده بودن تو گلوم رو به زبون آوردم:) میدونم که بازم هیچکس
ای کاش یکم از زاویه دید ِمن به قضیه نگاه میکردن تا چنین فکرایی درموردم نکنن:))
من آدمیام که حتی با صمیمیترین دوستام وقتی یه مدت حرف نزنم و دور بشیم از هم، دیگه نمیتونم اون رابطه رو مثل سابق ادامه بدم. حتی دلم تنگ میشه ولی میبینم فاصله افتاده و دیگه نمیتونم مثل قبل احساس راحتی و صمیمیت داشته باشم. کاش انقدر ازم دور نمیشدن که این اتفاق بیوفته:)