چرا بیرون انقدر باد داااااغ میاد😭
به قول مامانم میگه خدا سشوار روشن کرده🤣💔
خدایا هزاراااان بار شکرت که دیگه دبیرستانی نیستم. تا آخر عمرم هروقت یاد اون روزا بیوفتم معده و قلبم تیر میکشن. هرجوری فکرشو میکنم من درس نمیخوندم، شکنجه میشدم! هیچوقت یادم نمیره اون ۴۸ ساعت بیداریها، اون صبح تا شب مدرسه بودنا، اون روزایی که تا ۳ مدرسه بودم و بعدش ۸ ساعت درس میخوندم، اون تابستونایی که تو اون جهنم و بدون کولر و تو شرایط افتضاح میرفتیم سر کلاس، اون امتحان نهایی هایی که سر هرکدومشون چند کیلو وزن کم میکردم، اون شب هایی که روی موکت میخوابیدم تا جام نرم و راحت نباشه و اذیت بشم و زود بیدار بشم، حتی اون زنگ تفریح هایی که برام عذاب بودن، من تو اون سه سال فقط شکنجه شدم. هنوزم باورم نمیشه اون کابوس تموم شده =)
- منِ واقعیتر .
خدایا هزاراااان بار شکرت که دیگه دبیرستانی نیستم. تا آخر عمرم هروقت یاد اون روزا بیوفتم معده و قلبم
تموم شد ولی آثارش باهام موند.
صد دفعه بابام به این پستچی گفت وقتی بسته میاری از بالای در پرت نکن تو حیاط، بازم همون کارو کرد :////
حلالت نمیکنم سر پل صراط جلوتو میگیرم میگم به چه حقی کتابای نازنین منو پرت کردی.🙏🏻
- منِ واقعیتر .
حضوری شدیم ولی نشدیم. خودمم والا نمیفهمم قضیه چیه.
بعد که میگم خودمم نمیدونم بهم میخندین.
" تنهایی " هم چیز جالبیههاا. نه خوبه نه بد. یعنی یه جاهایی دلت میخواد ضجه بزنی از شدت مزخرف بودنش، از اینکه هیچکسی رو نداری و داری توی خودت حل میشی و تموم میشی، از اینکه با کسی حرف نمیزنی، از اینکه از خیلی چیزا محروم میشی..
ولی یه آرامشی هم داره (((((:
در کل چیز عجیبیه، ولی من عادت دارم بهش.