- منِ واقعیتر .
کلاس یا نماز جماعت؟ مسئله این است🤣🤌🏻
نماز اول رو همینطوری خوندم، ولی نماز دوم تا شروع شد کلاسم تموم شد همه بچه ها از کلاس خارج شدن فقط من هنوز تو کلاس بودم🤣
از حرم برگشتیم بابام شروع کرده میگه شبکه خبر رو دیدم اینو گفتن اونو گفتن...
بهش میگم نه بابا اینجا و اونجا رو هم زدن فلان چیزم لغو شد و...
بابام میگه مطمئنی رفته بودی حرم که اخبار رو از من بهتر داری؟🤣
خیلی نیاز دارم بشینم با خدا حرف بزنم و سوال بپرسم و مستقیماً خودش جوابمو بده.
با آدما که حرف بزنم بیشتر قضاوتم میکنن تا درک کردن و آروم کردنِ ذهن و قلبم...
ذهنم آشفتهست، قلبم از اونم بدتره. گیر کردم تو یه موقعیتی که حالم داره ازش به هم میخوره، ولی نمیدونم باید چی کار کنم و چطوری ازش خلاص بشم.
بعضی وقتا با خودم فکر میکنم شاید هیچوقت درست نشه...
شاید تا آخر عمرم وضعیت همین بمونه...
آخه اگه میخواست درست بشه و حالِ من خوب بشه که تو این چند سال میشد:)
دلم برای زندگیِ قبل از دبیرستانم تنگ شده...
قبل از سال 1401 ...
نه که اون موقع خیلی خوشبخت بودم، نه، ولی یه زندگی معمولی داشتم مثل همه آدما. بعضی روزاش خوب بود خوش میگذشت، بعضی روزاشم خوب نبود و با گریه میگذشت. ولی میگذشت. بالا و پایین داشت. اگه یه روزِ بد داشت یه روزِ خوبم داشت. ولی الان...؟ الان گیر کردم تو روزای بد. هی میگم خب دیگه این روزا دارن تموم میشن، بعد یهو زندگی برام یه شگفتانهٔ جدید رونمایی میکنه. زندگی بهم میگه یادته گفتی دیگه بدتر از این نمیشه؟ بیا اینم بدترش😍🌹.