از کانالای خبری خوشم نمیاد. هربار که جنگ میشه کلی کانال خبری عضو میشم، بعد که جنگ تموم میشه همه رو لف میدم. دوباره جنگِ بعدی باید در به در دنبال کانالای خبری بگردم🤣
فعلا که همه رو لف دادم تا جنگ بعدی خدا بزرگه😔🙏🏻
انقدر درونگرا بودم، انقدر تو خودم ریختم، انقدر احساساتمو نشون ندادم، که الان همه فکر میکنن به جای قلب تو سینهٔ من سنگ گذاشتن =))))))))
تمام حرفاش حرفای دلِ منم هست آخه..
ولی کی باور میکنه؟
همه میگن اون که احساسات نداره، ما اینطوریایم..
ولی منم مثل خودشون انسانم:)
- منِ واقعیتر .
آرزو به دلم موند یک بار، فقط یک بار وقتی من میخوام درس بخونم کسی اعصابمو به هم نریزه. به خدا با اعص
دوباره وسط درس خوندن بودم:)
چقدر با تمرکز و ذهنِ آزاد درس میخونم💆🏻♀
بهخوان چقدر تو محرم قشنگ شده >>>
دلم میخواد فقط توش بچرخم و گزارشای بقیه رو بخونم...
ولی خب...
فرصت ندارم =)
از یه طرف دلم میخواد خیلی کتاب بخونم. تند تند بخونم. یه عالمه کتاب بخونم. دلم میخواد واقعا یه روزی اون لیستِ "میخواهم بخوانم" به طور کامل تیک بخوره و همه کتاباشو خونده باشم.
ولی از یه طرفم دلم میخواد کتاب نخونم، کتاب بخورم. دوست دارم مثلِ کتاب درسی، نوت برداری کنم، خلاصه نویسی کنم، برای کتابی که میخونم وقت بزارم، صرفا یه کتاب رو نخونم، یه کاری کنم اون کتاب به دردِ من بخوره، نه اینکه چند سال دیگه فقط یه اسمی از کتابایی که خوندم یادم باشه و یادم نباشه چی خوندم و چی یاد گرفتم.
این دوتا باهم نمیشه. مجبورم یکی رو انتخاب کنم.
ولی خلاصه نویسی و... حوصله سر بر هستن. همیشه نمیتونم بنویسم، فقط یه زمان های خاصی میتونم شروع کنم به نوشتنِ خلاصه و نکاتِمهم و نقدِ کتاب. ولی دلم میخواد همیشه این کارو بکنم. حیف... حیف که همیشه نمیتونم.