eitaa logo
pr໐filē Fαƙҽ🌶 ‌
1.8هزار دنبال‌کننده
73 عکس
3 ویدیو
0 فایل
Ch¹ : https://eitaa.com/joinchat/1656358335C539c337759 Ch² : https://eitaa.com/joinchat/484705938C0983e2f2dc Ch³ : https://eitaa.com/joinchat/1340409253Cb7aa482d4c ‹ 𝗈𝗐𝗇︎𝖾𝗋 ⁞ @kurdz107 › #تابع_قوانین_ایتا #تابع_قوانین_جمهوری_اسلامی
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
⭑  𝐉͠𝗼𝗶͟𝗻 𝗨͟𝘀 : @⍴r᥆𝖿іᥣᥱ
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از گسترده 3ساعته حنـا
بابا با خشم و صدای بلندی فریاد زد: _دختره بی حیا آبرومون رو بردی. بعد دستم رو گرفت و به سمت در بردم . از درد هق هق می کردم.درد تهمتی که بهم زده بودن ،درد حرف ها و ناسزاها که ازشون شنیده بودم. هیچکس حتی مامان جلو نیومد و جسم نحیف و لرزونم رو در آغوش نگرفت. دستم رو سمت نوید دراز کردم و با عجز گفتم: _بخدا دروغه نوید..بخدا دروغه. اما نوید با چشم هایی پر از تنفر نگاهم می کرد. برق شادی توی چشم های سارا خواهرم از این فاصله هم مشخص بود. بابا دوباره به سمتم اومد مچ دستم رو گرفت و کشون کشون سمت در حیاط برد. با جیغ گفتم: _ولم کن آخ مامان. جیع میزدم و مامان رو صدا میکردم ولی اون هم مثل بقیه دلش به حال من نسوخت. بابا مچ دستم رو با شدت رها کرد و گفت: _خودت رو جمع کن و از خونه من برو بیرون.اینجا دیگه جایی برای تو نیست. با عجز مچ دستم رو مالش دادم و روبه نوید گفتم: _پشیمون میشی..بخدا پشیمون میشی💔❤️‍🔥 https://eitaa.com/joinchat/1937376858C9b7743e7f9 پارت واقعی رمان سودای‌عشق 🔥
هدایت شده از گسترده 3ساعته حنـا
خواهرم بهش تهمت زد که با وجود نامزدم با مرد دیگه ای ریختم روی هم .. همه هم حرف سارا خواهرم رو باور کرده بودن حتی نوید نامزدم و مون رو از خونه انداختن بیرون .. سارا از بچگی عاشق نوید بوده و من این رو زمانی فهمیدم که پدر و برادر هام واقعیت رو فهمیده بودن و دربه در دنبالم بودن تا پیدام کنن...❤️‍🔥🌱 https://eitaa.com/joinchat/1937376858C9b7743e7f9 پارت واقعی رمان سودای‌عشق🕊
هدایت شده از ˒ گستـرده‌‌ تـٰابـان‌² ˓
‌ ‌ ‌🙌🏻 کسب درآمد 🙌🏻 تابستان رسیده هنوز پول تو جیبی و درآمد نداری همچی هم گرون شده نمیتونی بخری...😨⁉️...      . ..         .  ✤   .   ✤  .  ✤  .   ✤  .  ✤  .   ✤  . - درآمد 10+ میلیونی میخوای؟💸🙈 .. - دوره با درآمد 15M+🍭🌜.. ـ دوره با درآمد 20M+📓❤️‍🔥 ..       .  ✤   .   ✤  .  ✤  .   ✤  .  ✤  .   ✤  . 𝐉𝗈𝗂𝗇 𝐔𝗌 ˗ˏˋ https://eitaa.com/joinchat/3415409646Ce1e1b55a18 ◞ اینجا ما هنرجوهامون از 15 تا 16 سالگی هم درآمد 10+ میلیونی دارن😮‍💨💗👆🏼ᯓ
هدایت شده از ˒ گستـرده‌‌ تـٰابـان‌² ˓
تجمع دخترای مستقل ایتا 😻❤️‍🔥 . https://eitaa.com/joinchat/3415409646Ce1e1b55a18 توهم مستقل شو 🙊☝️🏽
هدایت شده از گسترده 3ساعته حنـا
با فریاد مشتم رو محکم توی دیوار کوبیدم و فریاد زدم: _میکشمتون همتون رو میکشم.. بابا نزدیک اومد و دست زخمی رو توی دستش گرفت و گفت: _چیکار میکنی مهراد ؟چرا اینطور میکنی؟ از خشم قفسه سینه ام بالا پایین میشد: _مگه نشنیدی چیکار کردن؟مگه نشنیدی با سِودای من چه کاری کردن؟ مگه نشنیدی چه بلایی سر جونِ من اوردن؟ مامان با هق هق گفت: _آروم باش دردت به جونم آروم باش.. دستم رو مشت کردم و از بین دندون های کلید شده ام غریدم: _قسم میخورم بیارمش پیش خودم و داغ دیدنش رو روی دل بابای بی شرف و خانواده بی غیرتش بزارم..🔥❤️‍🔥 https://eitaa.com/joinchat/1937376858C9b7743e7f9
هدایت شده از گسترده 3ساعته حنـا
من مهرادم.... عاشق و دلباخته سودا دختر شریک بابام بودم.از عشقش به جنون رسیده بودم و وقتی میخواستم ابراز علاقه کنم متوجه شدم که شوهر داره و به تازگی با نوید ازدواج کرده. من هم بخاطر اینکه کار بدی به سرم نزنه جمع کردم و به اتریش رفتم. بعد یکسال برگشتم و متوجه شدم به سودا تهمت زدن و اون رو از خونه بیرون کردن و معلوم نیست عشق معصومم کجا شب هاش رو توی این تهران درندشت صبح میکنه.💔 قسم خوردم پیداش کنم و اجازه ندم دست خانواده اش بهش بدسه. وقتی خواستم دنبالش برم متوجه شدم خانواده اش هم متوجه تهمتی که به سودا زده شده بود، شده بودن و در به در دنبالش میگردن. ولی من کاری کردم...❤️‍🔥🔥 https://eitaa.com/joinchat/1937376858C9b7743e7f9 پارت واقعی رمان سودای‌عشق 🔥🫀