در ادامه برنامه شبکه الجزیره، سرهنگ ناصر محمد الکبیسی از روابط عمومی وزارت دفاع قطر روایت مهمتری از اتفاق بیان میکند!
مجری در سوالی بیان میکند: «آیا این جنگندهها مسلح بودند؟» که سرهنگ الکبیسی در پاسخ بیان میکند: «براساس اطلاعات تأییدشده و تأیید خلبان، هر دو حامل بمب بودند». پیش از اینکه ستادکل نیروهای مسلح با انتشار نامه فوق اعلام کند سه خلبان دیگر این دو جنگنده سالم و در اسارات قطر هستند، این بخش از سخنان مسئول روابط عمومی وزارت دفاع قطر نشان میداد خلبانان ایرانی در اسارت این کشور قرار دارند؛ چراکه مشخصا هدف سخن او خلبانان قطری نیست که در این صورت میتوانست از عبارت خلبانان ما (طیارنا) استفاده کند.
از سوی دیگر معاون هماهنگکننده نهاجا دو هفته قبل درباره وضعیت سه خلبان دیگر بیان میکند «اطلاعات در این باره ناقص است و از سوی وزارت امورخارجه و سایر منابع، اطلاعات دقیقی دریافت نکردیم». پیش از این نیز دریادار سیاری معاون هماهنگکننده ارتش درباره سرنوشت خلبانان بیان کرد وضعیت خلبانان نامشخص است.
اینکه چطور نهاجا از موفقیت این عملیات اطلاع دارد اما سرنوشت خلبانان نامشخص خود بخش عجیب ماجرا است اما از سوی دیگر عملکرد وزارت خارجه جای تعجب فراوانتری دارد! وزارت امورخارجه باید پاسخ دهد که چطور با از گذشت پنج ماه از اسارت خلبانان و گذشت چهار ماه از آغاز آتشبس، تاکنون پیگیری دقیقی برای تعیین سرنوشت سه خلبان ایرانی نکرده است؟ آیا جان نیروهای مسلح و نگرانی خانوادههای آنان ارزش پیگیری مستمر برای پاسخگو کردن طرف قطری و ارائه اطلاعات دقیق از سرنوشت خلبانان ایرانی را ندارد؟!
نکته مهمتر بعدی این است که در نامه ارائه شده به صلیب سرخ، عدم رعایت قوانین بینالمللی برای سه خلبان اسیر ایرانی در قطر گوشزد شده است! در این مورد باید سوال کرد که پس از تحمیل دو جنگ علیه ایران در ژوئن 2025 و فوریه 2026 (دو جنگ علیه ایران به فاصله 8 ماه و 18 روز!!) و هدف قرارگرفتن نقاط متعدد غیرنظامی، مدرسه، زیرساخت اقتصادی و... در هر دو جنگ توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی آیا همچنان انتظار اجرای قوانین بینالمللی را میکشید و هنوز به ناکارآمدی این قوانین و عدم پایبندی کشورها به آن پی نبردهاید؟ آن چیزی که طرف مقابل میفهمد نه قوانین بینالمللی بلکه زبان زور است!
نیروی هوایی آمریکا برای خارج کردن دو خلبان جنگنده F-15E که در میانه جنگ در آسمان ایران اجکت کردند، دو عملیات جستجو و نجات رزمی (CSAR) را با قبول خسارات متعدد و پذیرش ریسک اجرای آن، در عمق خاک کشور انجام داد و سرانجام خلبانان خود را از ایران خارج کرد و مانع از اسارت آنان شد! مشخصا ارزش جان پرسنل آموزش دیده در تمام ارگانهای نیروهای مسلح بسیار بالاست و نباید گذاشت تا جان آنان با سهلانگاریهایی این چنین، بهخطر بیفتد اما اکنون شاهدیم که در تعیین سرنوشت آنان نیز کوتاهی صورت گرفته که حقیقتا بسیار حیرتآور است!
5/9
@Projectmeshkat
نکته مهم دیگر، نوع طرحریزی عملیات است که اگر بهطور خلاصه بیان کنیم گویا معاونت عملیات نهاجا در دوران جنگ با عراق فریز شده است!
درحالی که وضعیت صحنه نبردهای کنونی کاملا نسبت به دهه 80 میلادی دگرگون شده، نهاجا طرح عملیات خود را همچنان مانند گذشته برنامهریزی کرده، بهطوری که خلبان باید با پرواز در ارتفاع پایین خود را به محدوده هدف و در موقعیت رهاسازی بمبهایی برسانند که فاقد هرگونه کیت هدایتی بوده و به دلیل سقوط آزاد بودن، خلبان مجبور است تا ضمن پذیرش ریسک بالا، نزدیک موقعیت هدف شود!
براساس گفته خلبانان حاضر در جریان حمله به کویت، ارتفاع پروازی آنان بسیار پایین بوده و دو جنگنده Su-24MK نیز در ارتفاع 20 تا 30 متری از سطح دریا پرواز میکردند. علت انتخاب چنین طرحی برای تهاجم به کشورهایی که رینگ سنگین پدافندی و نیروی هوایی به مراتب توانمندتر از ایران دارند این است که نهاجا همچنان از تسلیحات منسوخی استفاده میکند که حتی یک کیت ساده هدایت ندارد؛ بنابراین طرحی جز چنین طرح عملیاتی وجود ندارد! نهاجا سالهاست رزمایشهای خود را با این طرح منسوخ انجام داده که پیش از این به معایب آن اشاره شده بود!
6/9
@Projectmeshkat
اگرچه اطلاعات مستندی جز روایت قطری از این ماجرا وجود ندارد اما باتوجه به وضعیت نهاجا، میتوان حدس زد مسلح بودن جنگندهها به بمب درست بوده و احتمالا این دو جنگنده به بمبهای سقوط آزاد فاب یا بمب هدایت لیزری KAB-1500 مسلح بودند.
باید از نهاجا سوال شود علیرغم گزارشات سالانه فرماندهان اسبق نهاجا در روز 19 بهمن به فرماندهی کل قوا درباره آمادگی تجهیزات خود، علارغم نمایش مسلح بودن جنگندهها به تسلیحات دورایستا مانند بمبهای یاسین و موشکهای کروز ضدکشتی و مسلح بودن فنسر به موشک کروز عاصف و علارغم مصاحبههای متعدد چطور این تسلیحات در شرایط رزمی استفاده نشد؟
ممکن است بیان شود این تسلیحات توسط ودجا تولید انبوه نشده و ودجا صرفا تسلیحات را برای شواف نمایش داده و امکان استفاده از آن نبوده! حتی با این توجیه غیرقابل قبول و وجود انتقادات جدی به ودجا که از حوصله بحث خارج است، نهاجا با وجود اطلاع از این موضوع چرا به کارهای نمایشی روی آورد و خود را مجهز به تسلیحاتی نشان داد که امکان استفاده عملیاتی از آن را نداشته است؟ آیا این اقدامات چیزی جز گزارشات پوچ و مهمل است؟
7/9
@Projectmeshkat
در این بخش سوال مهم بعدی این است که سرنوشت تسلیحات تخصصی جنگندههای Su-24MK که پس از خرید این جنگندهها از روسیه دریافت شده بود چه شد؟
تسلیحات قابل حمل این جنگنده در ایران درکنار بمبهای منسوخ سقوط آزاد خانواده فاب و KAB-1500، موشکهای Kh-29T/L و Kh-25ML و موشک ضدرادار Kh-58 درکنار غلاف Fantasmagoria است که جز موشک ضدرادار Kh-58 با حداقل برد 120 و حداکثر برد 200 کیلومتر، امکان حمله دورایستا را فراهم نمیکنند؛ با این حال حتی این تسلیحات نیز سالها در رزمایشها غایب بودند.
منسوخ بودن این تسلیحات در جنگ اوکراین بهوضوح آشکار شد، جایی که چندین فروند جنگنده تهاجمی Su-34 به دلیل استفاده از تسلیحات فاقد سیستم هدایت توسط پدافند هوایی اوکراین سرنگون شد؛ مسئلهای که آغازگر ساخت تسلیحات هدایت شونده و دورایستا در نیروی هوایی روسیه شد. بنابراین حتی اگر فرض کنیم عملیات بمباران العدید با استفاده از بمبهای KAB-1500L انجام شده باید اشاره کرد این بمب نیز به دلیل سیستم هدایت لیزری و لزوم حفظ قفل، جنگنده حامل را در معرض خطر انهدام قرار میدهد و استفاده از آن در صحنه نبرد امروزی اصلا عاقلانه نیست!
8/9
@Projectmeshkat
🔴 نهاجا اکنون با مشکلاتی ترکیبی ناشی از طراحی عملیات منسوخ با استفاده از ناوگانی بهشدت منسوخ و تسلیحاتی بسیار منسوختر دست به گریبان است که کلید حل کردن آن در وهله نخست بهجای مقصر شمردن بقیه ارگانها، در خود نیروی هوایی است! در این حوزه میتوان به استفاده ادامهدار تسلیحات فاقد سیستم هدایت در سازمان رزم نهاجا اشاره کرد.
🔴 با وجود تمامی مشکلات مالی و فنی، ساخت یک کیت هدایت برای بمبهای سقوط آزاد و تبدیل آنها به بمبهای هدایتشونده دورایستا مطمئنا کاری است که حتی در توان جهادخودکفایی نهاجا نیز قرار دارد اما همچنان شاهد عقبماندگی این نیرو در بخشهای پیشپاافتاده هستیم. در این موضوع خاص میتوان شرکت اماراتی EDGE Group را مثال زد که در سال 2019 فعالیت خود را آغاز کرد و یکی از محصولات آن در حوزه تسلیحات هواپرتاب، کیت هدایت ماهوارهای برای بمب سقوط آزاد MK-81 است که دست بر قضا در سازمان رزم نهاجا نیز وجود دارد!
🔴 بسیار جالب است که یک کشور مانند امارات و یک شرکت تازه تأسیس شده اماراتی مانند EDGE Group که با نگاهی به لیست محصولات آن میتوان فهمید قطعا جز مونتاژکاری محصولات غربی کار دیگری نمیکند، وضعیت صحنه نبردهای امروزی، تهدیدات و نیازهای آن را بهدرستی درک کرده و برای رفع این نیاز کیتهای هدایت ماهوارهای خریداری و مونتاژ کرده است. با این حال نیروی هوایی ارتش با چنین سابقهای و با پشت سر گذاشتن یک جنگ فرسایشی 8 ساله و دیدن میدان نبرد سوریه و اهمیت حضور نیروی هوایی در آن و مشاهده کردن وضعیت میدان نبرد روسیه و اوکراین و تهدیداتی که باعث شد نیروی هوایی روسیه با لوازمی ساده مانند ورقههای فلزی و اتصالات ساده دست به تولید کیت هدایت مشهور به UMPK برای بمبهای سقوط آزاد خانواده FAB بزند بهطوری که طبق گزارشات برد یک بمب سقوط آزاد فاب را به حدود 80 کیلومتر میرساند؛ با این حال نیروی هوایی ارتش همچنان خود را منسوخ نگهداشته است!
🔴 نیروی هوایی اکنون لازم دارد نهتنها در حوزه تسلیحات و تجهیزات، بلکه در حوزه فرماندهی، برنامهریزی، طرحریزی عملیات و... بهروزرسانی شود. این امر باید با اعزام ردههای ارشد ستادی به کشورهایی مانند چین و روسیه صورت بگیرد تا ضمن آموزش رویههای عملیاتی بهروز، از طرحهای عملیاتی منسوخ فاصله گرفته شود در غیر این صورت حتی با وجود دریافت تسلیحات بهروز برای نیروی هوایی، شاهد عملکرد ضعیف و کمتر از حدانتطار تجهیزاتی خواهیم بود که بهدلیل عدم طرحریزی مناسب و بهکارگیری درست راندمانی نخواهند داشت!
🔴 در پایان باید قدردان خلبانان، پرسنل فنی و خدمه زمینی بود که با وجود تمامی مشکلات و ضعفهایی که آنها در شکلگیری و ادامه داشتن آن نقشی نداشتند، با جانفشانی و شجاعت بسیار زیاد و در وضعیتی که نسبت به ریسک بالای عملیات و احتمال بازگشت پایین خود آگاه بودند، دستورات را برای انجام عملیاتهای تهاجمی اجرا کردند.
🔴 قدردانی کوچکترین کاری است در قبال شجاعت و جانفشانی رزمندگان حاضر در میدان نبرد در تمامی عرصهها (از اپراتورهای لانچر موشکهای بالستیک تا پرسنل پدافندی مستقر در مراکز کنترل و فرماندهی و...) توسط ما قابل انجام است. درنهایت از خداوند متعال برای سرتیپ دوم خلبان شهید مجید کاظمی درخواست علو درجات، برای خانواده این شهید بزرگوار درخواست صبر و برای سه خلبان دیگر که در قطر اسیر هستند، آرزوی صحت و سلامتی و بازگشت سریعتر به کشور را داریم.
9/9
@Projectmeshkat
MESHKAT | مشکات
نامه سردار باقرزاده به صلیب سرخ جهت پیگیری وضعیت خلبانان ایرانی اسیر سردار سیدمحمد باقرزاده فرمانده
قطر اخبار منتشرشده درباره اسارت خلبانان ایرانی را تکذیب کرد!
ماجد محمد الانصاری سخنگوی وزارت خارجه قطر با انتشار توییتی اعلام کرد: «ما ادعاهای منتشر شده درمورد بازداشت خلبانان ایرانی را قاطعانه تکذیب میکنیم و از این اظهارات گمراهکننده در این برهه خاص در بحبوحه تلاشها و ابتکارات دیپلماتیک جاری با هدف کاهش تنشها در منطقه شگفتزده هستیم».
پینوشت: جالب است که طرف قطری پیگیری برای تعیین سرنوشت سه خلبان دیگر همزمان با ابتکارات دیپلماتیک برای کاهش تنشها در منطقه را در اقدامی عجیب گمراهکننده دانسته که باید پرسید کجای این اقدام گمراهکننده است؟ پیگیری سرنوشت خلبانان ایرانی از سوی نهادهای مسئول (ستادکل نیروهای مسلح، نیروی هوایی ارتش، وزارت امورخارجه و...) با هدف پاسخگو کردن طرف قطری باید خیلی زودتر و بسیار شدیدالحنتر صورت میگرفت تا طرف قطری بهجای شگفتزده شدن پاسخ دقیق ارائه میکرد! همانطور که گفته شد ارجاع به قوانین بینالمللی در شرایطی که کشورهای همسایه ذرهای به آن پایبند نبوده و ارزشی برای آن قائل نبوده و نیستند، شبیه به جوک است!
@Projectmeshkat