هدایت شده از خانم سین.کاف
شروین عزیز.این جایزه مبارکت باشه.هر روز صبح بهش نگاه کن و یاد جوون هایی بیوفت که به تحریک امثال تو تا پای مرگ رفتن
یاد جوون هایی بیوفت که آدم کشتن و اعدام شدن.
یاد پیروزی بیوفت که حتی احتمال انقراضشم نیست.
یاد اقتصادی بیوفت که توسط همون کشوری که ازش جایزه گرفتی به این روز افتاد.
هر روز صبح نگاهش کن و به یادت بیار که این جایزه... بوی خون میده.
سوگند (약속)
دومین روزیه که دارم برای مامانم کار میکنم و حس میکنم قراره گردن و کمرم رو در این راه از دست بدم
از ظهر درگیرشم
مامانمم همش میاد میگه «دستت کنده. باید تندتر کار کنی.» و میره
حالا به شاگرداش میگه «اشکالی نداره اولش دستتون کنده. عادت میکنین، به مرور خود به خود سرعتتون میره بالا.»
🗿🗿🗿🗿
هدایت شده از سوگند (약속)
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و دل داند و من
مولانا
یکی اینجاست که سر شب خوابیده و نصفه شب از خواب پریده و گشنش شده. حالا هم داره تو تاریکی سمنو میخوره.
درواقع یکم بعد اینکه از خواب پریدم دوباره داشتم میخوابیدم که یه صدای مهیبی اومد که فکر کردم زلزله داره از دور میاد😐
بعد از اتاقم اومدم بیرون از قضا مامانمم اون موقع بیدار بود بهم گفت صدای ساختمون سازیه😐