eitaa logo
سوگند (약속)
325 دنبال‌کننده
3.6هزار عکس
150 ویدیو
46 فایل
هدیٰ • ۲۳ • فلسفه • هنر • ادبیات • 💍 من اینجام👀💜 @HO_ODA هر چه میخواهد دل تنگت بگو💬💜 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_bilexh&btn=پرنده.نامه.رسون.سوگند🕊️ خانواده سوگند 🫂💜 @promisee2 ورود آقایون ممنوع🙂🚫
مشاهده در ایتا
دانلود
سوگند (약속)
دومین روزیه که دارم برای مامانم کار میکنم و حس میکنم قراره گردن و کمرم رو در این راه از دست بدم
از ظهر درگیرشم مامانمم همش میاد میگه «دستت کنده. باید تندتر کار کنی.» و میره
حالا به شاگرداش میگه «اشکالی نداره اولش دستتون کنده. عادت میکنین، به مرور خود به خود سرعتتون میره بالا.» 🗿🗿🗿🗿
مامان من دخترتمممممممممم
هدایت شده از سوگند (약속)
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من دل من داند و من دانم و دل داند و من مولانا
یکی اینجاست که سر شب خوابیده و نصفه شب از خواب پریده و گشنش شده. حالا هم داره تو تاریکی سمنو میخوره.
درواقع یکم بعد اینکه از خواب پریدم دوباره داشتم میخوابیدم که یه صدای مهیبی اومد که فکر کردم زلزله داره از دور میاد😐 بعد از اتاقم اومدم بیرون از قضا مامانمم اون موقع بیدار بود بهم گفت صدای ساختمون سازیه😐
حالا دلم میخواد نقاشی کنم🗿
امروز دوتا رنگ خوشگل گرفتم که اصن وای
فقط می‌خوام نگاشون کنم
اللهم عجل لولیک الفرج :)
هدایت شده از {*نُودِلیــت*}
یَک خوابه چرتی دیدم خواب دیدم یکی از فامیلای یکی از بچه های مدرسه ک دوست هداس فوت میکنه، بعد وسط خیابون بهش میگن. بعد اونم با دو سه نفر از فامیلاشه. خلاصه میزنن زیر گریه و جیغ ویغ
هدایت شده از {*نُودِلیــت*}
من از بغلشون رد میشم چون اولش نمی‌فهمم کیه ولی یهو هدارو میبینم بعد خلاصه من میرم سوار اتوبوس میشم و تازه راه افتادیم ک میوفتیم تو ترافیک، بعد یهو میبینم هدا داره میره طرف ایستگاه اتوبوس تا میام زنگ بزنم بهش ک حالش خوبشه و بگم بیاد تو اتوبوس، با ی حال غمی میخواستم بزنگم ک بگم منم ناراحتم، یهو دیدم با صدای بلند ک داره با خودش غرغر میکنه یهو ی چیز مسخره ای گفت و زد زیر گریه ی بلنددد ک دقیق یادم نمیاد. ولی از شدت مسخره بودنش انقددد خندم گرفته بود ک تا تلفن وصل شد جا اینکه با غم بخوام دلداریش بدم هرهر بلند بلند بش میخندیدم