درواقع یکم بعد اینکه از خواب پریدم دوباره داشتم میخوابیدم که یه صدای مهیبی اومد که فکر کردم زلزله داره از دور میاد😐
بعد از اتاقم اومدم بیرون از قضا مامانمم اون موقع بیدار بود بهم گفت صدای ساختمون سازیه😐
هدایت شده از {*نُودِلیــت*}
یَک خوابه چرتی دیدم
خواب دیدم یکی از فامیلای یکی از بچه های مدرسه ک دوست هداس فوت میکنه، بعد وسط خیابون بهش میگن.
بعد اونم با دو سه نفر از فامیلاشه. خلاصه میزنن زیر گریه و جیغ ویغ
هدایت شده از {*نُودِلیــت*}
من از بغلشون رد میشم چون اولش نمیفهمم کیه
ولی یهو هدارو میبینم
بعد خلاصه من میرم سوار اتوبوس میشم و تازه راه افتادیم ک میوفتیم تو ترافیک، بعد یهو میبینم هدا داره میره طرف ایستگاه اتوبوس
تا میام زنگ بزنم بهش ک حالش خوبشه و بگم بیاد تو اتوبوس، با ی حال غمی میخواستم بزنگم ک بگم منم ناراحتم، یهو دیدم با صدای بلند ک داره با خودش غرغر میکنه یهو ی چیز مسخره ای گفت و زد زیر گریه ی بلنددد ک دقیق یادم نمیاد. ولی از شدت مسخره بودنش انقددد خندم گرفته بود ک تا تلفن وصل شد جا اینکه با غم بخوام دلداریش بدم هرهر بلند بلند بش میخندیدم
هدایت شده از {*نُودِلیــت*}
این بشر این غرایی ک میزنه تو مغز من جا باز کرده ی وقتایی ک احساس کمبود شنیدنشو دارم خوابشو میبینم ک جبران شه😐😂
هدایت شده از {*نُودِلیــت*}
مدل مسخره بودنش مثلا اینجوری بود ک من داشتم میدیدمش ک مث آدم داش راه میرف یهو یکی از بغلش رد شد ی چی گف، این اداشو درآورد و مسخرش کرد و یهو زد زیر گریه😐😐😐😂😂