دیروز یه راست از دانشگاه رفتم مدرسه چون افطاری فارغالتحصیلای دبیرستانمون بود
ولی من شب قبلش هیچی نخوابیده بودم و داشتم جون میدادم
سوگند (약속)
افطاری مدرسه🥲 پاستیلم گذاشته بودن برامون😀 که البته ایده یکی از بچه های همدوره خودمون بود
شاید نباید میذاشتم عکسشو😐
سعی کنین دلتون نخواد
چون من خیلی دلم میخواد🥲
سوگند (약속)
افطاری مدرسه🥲 پاستیلم گذاشته بودن برامون😀 که البته ایده یکی از بچه های همدوره خودمون بود
البته بگم پولشم گرفتن ازمونا
کسایی که میخواستن بیان قبلش باید اسم میدادن و هزینه افطار خودشونم میدادن😃
ولی این دورهمی فارغالتحصیلا خیلی عجیبه
دوستای و همکلاسی های چندسال پیشت که باهم فقط دغدغه درس و تست و درصد آزمونا رو داشتین میبینی که الان هرکدوم یه طرف رفتن و هرکی یه جور روزگارشو میگذرونه
از دوره های قبلتر خیلیا با بچه هاشون اومده بودن
بعد میشستیم حرف میزدیم که دوره شما مدرسه چجوری بود؟ معلماتون کیا بودن؟
ولی مدرسه خیلی حس نوستالژیک آشنایی داشت
میرفتی تو کلاس رو صندلی ای که همیشه جات اونجا بود میشستی🥲
آدم دلش میخواست مالکیت مدرسه مال خودش باشه نه اونایی که الان دارن توش درس میخونن