وقتی رفتم راهنمایی؛ تا به فضا عادت کنم به چندتا از بچههای دبستانمون که باهم یه جا اومده بودیم چسبیدم😐
وقتی رفتم دبیرستان هم به دوستم که راهنماییمون یکی بود چسبیدم😐 هنوزم چسبیدم بهش😐 چون تنها کسی بود که تو کلاس میشناختم چسبیدم بهش بعد بهترین دوستم شد😐
ولی الان من دقیقا به کی بچسبم؟😐💔
#مشکلات_یک_درونگرا
سوگند (약속)
وقتی رفتم راهنمایی؛ تا به فضا عادت کنم به چندتا از بچههای دبستانمون که باهم یه جا اومده بودیم چسبید
وقتی داشتم نقاشی میکردم به این چرت و پرتا فکر میکردم
بعد گفتم باهاتون به اشتراک بزارم😌😂
احتمالا چون به این چرت و پرتا فکر میکردم اعصابم خرد شد نقاشیمو شوت کردم اون ور😂😂🤦🏻♀
امروز صبح زودتر بیدار شدم
یکی از لباس های گشاد موردعلاقم رو پوشیدم و به خودم عطر زدم
قهوه درست کردم و برای خودم عود روشن کردم
آهنگای مورد علاقم رو گوش دادم و نقاشی کشیدم
شب پنجره اتاقم رو باز کردم و هوای خنک روزای اول پاییز رو به اتاقم دعوت کردم
کنار پنجره نشستم و کتاب خوندم
زیر چراغ مطالعه داستان نوشتم
امروز بارها جلوی آینه به خودم لبخند زدم
فکر کنم امروز یکمم شده،
زندگی کردم