فکر کنم وسطای مرداد بود
با مامانم و خالم و زن دایی هام رفته بودیم پارک تا بچه کوچیکا بازی کنن
حرف درآمد زدایی کشیده شد
مامانم یه کسب و کار خونگی داره و میخواد منم کار کنم ولی من نمیخوام
گفتم من دغدغه پول درآوردن ندارم
آدم ولخرج و هزینه تراشی نیستم که به فکر درآوردن هزینه هام باشم
زن داییم گفت:
فکر میکنی، چند وقت دیگه میبینی چقدر دلت میخواد پول دربیاری برای خودت