بابک در شهر کایسری مشغول ماموریتش بود. با سر و وضعی آراسته، یک دست کت و شلوار آبی و یک کراوات، در منزل شخصی به نام زندیان نشسته بود. زندیان گفت: وقتی سالها پیش مجبور شدیم تهران را ترک کنیم و با اولین قطارهایی که در اصل برای انتقال ما به ترکیه راه افتاده بود اما بقیه هم ازش استفاده میکردند خودمون را به ترکیه برسونیم، فکر نمیکردم در کایسری ماندگار بشم.
بابک: منظورتون قطارهای احباء هست؟
زندیان: بله. احباء. کایسری 60 ساعت تا تهران فاصله داشت اما این فاصله هر چی زیادتر میشد من و خانواده ام بیشتر غمگین میشدیم و دلمون بیشتر تنگ میشد. همین جا پیاده شدیم. یادمه بابام گفت من از این بیشتر نمیتونم دور بشم. همین جا میمونیم.
بابک: اغلب مسافران اون قطارها بهایی ها بودند. درسته؟
زندیان: دقیقا. مثل خانواده ما و عموهام و دو تا داییم.
بابک: پدر و عموهاتون خیلی به کشور و اعلی حضرت خدمت کردند. ببخشید اینو میگم. بنظرم حق شما این نبود.
زندیان: ما بهایی ها در زمان اعلی حضرت هم خیلی زندگی درستی نداشتیم. مردم به بهایی ها به چشم یه مشت انسان نجس نگاه میکردند. یادمه معلم یکی از مدارس کرج به یکی از شاگرداش، وقتی میخواست تحقیرش کنه و فحشش بده گفته بود «مگه بهایی هستی؟» اینقدر دشمنی با ما زیاد بود که یهو از یه جاهایی میزد بیرون که فکرش هم نمیکردی.
بابک: ولی من شنیدم چند نفر از گارد و بزرگان دربار از بهایی ها بودند. پس چرا میگید اوضاع زندگیتون خوب نبوده؟
زندیان: حالا اگه اثبات بشه واقعا اون چند نفر بهایی بودند و برای خوشایند اعلی حضرت ادعای بهاییت نکرده بودند، بازم چیزی را به نفع ما تغییر نمیداد. چون ما میخواستیم با مردم زندگی کنیم. اما مردم حاضر بودند با کلیمی و مسیحی زندگی و معامله کنند اما با ما خیلی کم.
بابک: به خاطر همین اوایل انقلاب ...
زندیان: بله، قبل از انقلاب، بابام و عموهام فهمیدند اگه آخوندها بیان سر کار، وضع ما بدتر میشه. به خاطر همین، چند سال صبر کردند ولی وقتی دیدند فایده نداره و ممکنه هر لحظه بیان سراغمون، گذاشتیم اومدیم ترکیه.
بابک: خب چرا نرفتین اسراییل؟ اونجا که جمعتون جمعه!
زندیان: مثل بچه ها حرف نزن پسر جون! کدوم اسراییل؟ کدوم جمع؟ اونا خودشون از پس چیزی که زاییدند بر نیومدند. چه برسه که بخوان به ما حال بدن!
بابک: متوجه نمیشم!
زندیان: اسراییل کشور نیست که. من اسم مکانی که همه بر سر تصاحب یا حذفش رقابت داشته باشند و خودشم یهو از زیر بُته سبز شده باشه، کشور نمیذارم و جای زندگی نمیدونم. کیکتو بخور آقا بابک! بفرما. تعارف نکن.
🔶🔷🔶🔷🔶🔷
سوزان: شما پسر مرتضی آلادپوش هستید. درسته؟
آلادپوش: بله. اول جزء سازمان مجاهدین بود. سال 1350 دستگیر شد. شش سال زندان بود. بعد از انقلاب هم ترجیح داد به سازمان پیکار ملحق بشه.
سوزان: چرا اسم شما را حسن گذاشت؟ به خاطر داداشش؟
آلادپوش: دقیقا. حسن قبل از پدرم و خیلی بیشتر از همه ما به سازمان مجاهدین علاقه داشت. اسم همسرش محبوبه متحدین بود. شاید بعد از لیلی و مجنون، قصه عشق اونا خاص ترین قصه ای باشه که شنیدم. دکتر علی شریعتی واسطه ازدواج اونا شد و شریعتی بعدها داستان«حسن و محبوبه» را تحت تاثیر اونا نوشت.
سوزان: جالبه. سرنوشتشون؟
آلادپوش: عموحسن که در درگیری با کمیته مشترک ضد خرابکاری کشته شد. محبوبه هم شش ماه بعد، در منطقه دروازه شمرون گلوله بارون شد. بعد از انقلاب، دانشگاه فرح پهلوی به نام دانشگاه محبوبه متحدین نامیده شد اما سال 62 اسمش را گذاشتند دانشگاه الزهرا. البته اسم مدارس دخترانه ای که به نام محبوبه گذاشتند به خاطر زن عمو بود.
سوزان: با دوستان و همشاگردی و آشناهای پدرتون در ایران هنوز ارتباط دارید؟
آلادپوش: نه اما پدرم و عموم در سال 1349 با مهندس میر حسین موسوی و عبدالعلی بازرگان، شرکت مهندسان مشاور سمرقند تاسیس کردند که در اصل پاتوق سیاسی شده بود اما کارای مهندسی هم میکردند. گاهی به بهانه قدیم و خاطرات شرکت مهندسان، با خانواده های موسوی و بازرگان سلام و علیک داریم.
@mah_120
بابک کیکشو میخورد و سوالشو میپرسید: هنوز خانواده اقوام و دوستانتون تهران هستند. درسته؟
زندیان: آره. تعدادشون هم کم نیست. شبا که توتلگرام جمع میشیم و خاطرات گذشته مرور میکنیم روحیه هممون عوض میشه.
بابک: البته فکر نکنم وضع اونا چندان بد باشه. منظورم اونایی هست که الان تو ایران هستند. بالاخره دیگه راه و چاه را یاد گرفتند.
زندیان: اون که بعله. اغلب بچه هاشون سرمایه دار و بیزینسمن های خوبی هستند. پسرای منم ایران سرمایه گذاری کردند.
بابک: شناسنامه شما یهودی هست. نه بهایی. درسته؟
زندیان: بله. پدرم قبل از انقلاب اجازه ی گرفتنِ شناسنامه بهایی به ما نداد. چون میخواست سرمایه گذاری هایی که در بخش فولاد کرده حفظ بشه. یهودی های ایران مُخِ سرمایه گذاری در بخش صنعت هستند.
بابک: به خاطر همین شناسنامه یهودی گرفتید اما در مناسکشون شرکت نداشتید.
زندیان: بعضی یهودی ها بعد از انقلاب شناسنامه هاشون عوض کردند و با نفوذی که داشتند هویت مسلمان برای خودشون و خانوادشون تعریف کردند. اما پدرم و عموهام فرصت عوض کردن شناسنامه یهودی ما نداشتند و این شد که در مناسک بهایی هستیم و در شناسنامه یهودی.
بابک: گرفتن شناسنامه یهودی کار راحتی بود؟
زندیان: خب معلومه که نه! سفارت اسراییل در قبل از انقلاب، اولین سفارت خونه ای بود که تا فهمید کم کم داره انقلاب میشه و اوضاع خراب تر میشه، خودش، خودش را تعطیل کرد و جور و پلاسش جمع کرد و رفت. اما اقدام آخرش این بود که با نفوذ سنگینی که در اداره های شاهنشاهی داشت، برای تعداد زیادی از بهایی ها شناسنامه یهودی صادر کرد و رفت.
بابک: لابد به خاطر بحران آماری که دچارش شده بود.
زندیان: آفرین. اسراییل دید خیلی از یهودی ها دارن شناسنامه مسلمون میگیرند و اگه آمار یهودی ها خیلی کم بشه، دیگه نمیتونه به عنوان اهرم پس از انقلاب استفاده کنه. به خاطر نجات از این بحران، دست به جعل و فیک زد.
بابک: و شما از این مسئله ناراضی هستید؟
زندیان: دیگه مهم نیست برام. آسیبی به زندگیم و بیزینس بچه هام نمیزنه.
بابک: مایلید دوباره برگردید ایران؟
زندیان که همه سوالات بابک را فورا جواب میداد، در برابر این سوال سکوت معناداری کرد و چیزی نگفت.
🔶🔷🔶🔷🔶🔷
سوزان استکانشو گذاشت رو میز و پرسید: شما احساس انزوا نمیکنید؟
آلادپوش: منظورت چیه؟
سوزان: با هر کدام از دوستانم حرف زدید و افتخار آشنایی با شما داشتند فقط از گذشته ها حرف زدید. نه از برنامه های سازمان مجاهدین حرفی زدید و نه ...
آلادپوش: ببین دختر جون! ما کارا و برنامه های خودمونو داریم. من از مبارزه با رژیم ناامید نیستم اما این شکلی مبارزه کردن را هم نمیپسندم.
سوزان: دوست ندارید مثل عمو و زن عموتون...
آلادپوش: من از گلوله بارون نمیترسم. ولی اینکه بشینی ببینی شاید هر از ده سال ملت بریزه تو خیابون و ما هم سوار موج ملت بشیم و دو سه جا آتیش بزنیم خوشم نمیاد. در شان ما نیست. ما یه روزی جوی خون تو تهرون راه مینداختیم. اما الان کاسه چه کنم گرفتیم دستمون و دلمون خوشه که هر از گاهی یه نفر جذب میشه. کو؟ کجان همینایی که میگن جذب شدن؟ تخصص من مطالعات زنان هست و تا الان ندیدم حتی سازمان خودمون برای جذب دختران اثرگذار، نه فقط اونایی که لچک برمیدارن و کارهای سطحی میکنند، اهمیت بده.
سوزان: یه نفر از همونایی که شیفته این نگاه شد و زندگیش شد مبارزه و تا اسم شما مطرح شد، خواهش و تمنا کرد که خودش با شما گفتگو کنه، روبروتون نشسته!
آلادپوش با این حرف سوزان ساکت شد. بعد از چند لحظه که به سوزان زل زده بود گفت: گفتی اسمت چیه؟
سوزان(با لبخند): سوزان!
آلادپوش: نکنه تو همون دختره هستی که ...
سوزان: دقیقا. خودشم. همون که به خاطر فعالیت های مدنی دستگیر شد. زندان رفت. شکنجه دید. از زندان پیام داد. تا یک هفته هشتک «سوزان، صدای جنبش زنان» در کل یوتیوب ترند بود...
آلادپوش: دست به اعتصاب زد. یک بار هم خبر اعدامش شایعه شد. حتی مریم رجوی هم اسمش آورد و بعد از نوید افکاری ...
سوزان(با لبخند): خودشم. سوزانم. همون که به لطف پیام های سازمان و توجه شاهزاده باعث شد الان زندگی جدیدی رو شروع کنه و ده ها دختر مثل خودش تربیت کنه.
آلادپوش که مشخص بود محو شخصیت و مبارزات سوزان شده، چشمانش برق افتاده بود و حرفی برای گفتن نداشت. سوزان، تا متوجه شد، تیر آخر را زد.
https://eitaa.com/mohamadrezahadadpour
@mah_120
سوزان: جناب آلادپوش! امروز افتخار اینو دارم که شما را به کمپین بزرگ «پیمان نوین» دعوت کنم. شاهزاده تصمیم دارند همه گروه های مخالف با رژیم را تحت یک جبهه قدرتمند قرار بدند. در آخرین دیدارشون با بانو مریم رجوی، اسم شما مطرح شده. مریم گفته اگر آلادپوش و تیمش همکاری کنه و طرح های سازمان دهی زنان مبارز را احیا کنه، انگار من همکاری کردم. این ینی مریم همچنان به شما و ایده های شما در خصوص زنان مبارز فکر میکنه و شما فقط به خاطر اسم پدر و عمو و زن عموتون بزرگ نیستید. به خاطر همین، شاهزاده قصد دارن طرح زنان مبارز شما را با طرحِ جامعِ زنانِ آزادِ خودشون هماهنگ و یکی کنند. چون الان، عصر مبارزه زنان است.
آلادپوش زبونش قفل شده بود. مثل شکاری که در کنج دام گرفتار شده و فقط نگاهش به شکارچی هست، به لب وچشمان سوزان زل زده بود و کلمات را میبلعید.
🔶🔷🔶🔷🔶🔷
بابک هم وضعیت مشابهی با زندیان داشت. گفت: ببینید جناب زندیان! شما اعتبار زیادی در جامعه بهایی و یهودی ایران دارید. من بدون مطالعه با شما قرار نذاشتم. اینقدر مطلعم که حتی آرزو کردم کاش پسر شما بودم یا لااقل ارتباط نزدیک تری با شما پیدا میکردم. الان وقت این حرفها نیست اما شما در عین حالی که بسیار انسان موفقی هستید اما ما روی فداکاری و مسئولیت پذیری شما بیشتر حساب باز کردیم.
زندیان: چی میخوای ازم؟
بابک: جمعیت یهودیان ایران خیلی کم شده. کم نیست اما در آمارها کاهش چشمگیر داشته. ما داریم تلاش میکنیم حداقل صد خانواده موفق بهایی مثل شما را شناسایی کنیم و به ایران بفرستیم.
زندیان: چرا؟
بابک: نه تنها بخاطر آمار. درسته که جامعه اقلیت های دینی مخصوصا کلیمی ها اگر قرار باشه اینطور پیش بره، دیگه نماینده ای در مجلس نخواهند داشت و روز به روز حقوقشون پایمال تر خواهد شد. اما شما با توجه به مدرک و تخصص بالایی که در هنر و سینما دارید، حضورتون خیلی میتونه در ایران موثرتر از حضورتون در ترکیه باشه.
زندیان با شنیدن این حرفها سکوت کرد و شانه هاش که در موقع حرف زدن بالا بود و سر حال نشسته بود، افتاد.
بابک ادامه داد: جناب زندیان! اگر خانواده و منسوبان شما طی چند مرحله، وارد ایران بشن و اقامت و مسائل حقوقی و قانونی را با وکلایی که خودمون بهتون معرفی میکنیم دنبال کنند، قطعا از عید سال آینده ...
زندیان: بیام که آمار را پرکنم؟ یا مثلا سینمای درست و درمونی دارین که بیام و ...
بابک: اگر اینقدر بی ارزش و بدون مطالعه به این قضیه نگاه کنید، قطعا لحن و بیان و تصمیم شما عوض نخواهد شد. اما لطفا فورا جواب رد ندید. من حامل سلام گرم شاهزاده برای شما هستم. شاهزاده نگران وضع جامعه بهایی و همچنین نگران آمارهای واقعی اقلیت های دینی و همچنین نگران فرهنگ ناب ایرانی و اصالت آریایی در ایران هستند. چون اگر به همین وضع پیش بره و کسانی که یه روز از ایران خارج شدند، امروز به ایران برنگردند دیگه برای همیشه دیر خواهد شد.
ادامه دارد...
https://eitaa.com/mohamadrezahadadpour
@mah_120
🔻براساس گزارش یک نهاد امنیتی، در ایران ۲۴ میلیون تا ۳۶ میلیون نفر به عنوان گیمر شناخته میشوند. در جریان بازداشتیها در ۱۰ روز اول اغتشاشات، بیش از ۸۰ درصد آنها خود را گیمر معرفی کرده که در اتاقهای چتروم با یکدیگر آشنا شده و سازماندهی شدهاند.
🔻بررسیها نشان میداد که در مناطق مرکزی تهران یعنی اطراف میدان انقلاب، دانشگاه تهران تا میدان فردوسی، پل کریمخان و بلوار کشاورز و اطراف پارک هنرمندان، بیش از ۱۵۰ کافه تریا راهاندازی شده بود که بیش از ۵۰ درصد آنها صرفه اقتصادی ندارند اما از یک منبع مالی تامین میشدند. بعد معلوم شده که هزینه مالی بخشی از این کافهها (برای شبکهسازی) توسط سفارتخانههای اروپایی تامین شده است. به ویژه سفارت فرانسه در این وضعیت بسیار فعال عمل کرده است.
🔻این کافهها محلی برای دورهمیها و شبکهسازی بود. مثلا برخی از آنها گفتهاند که ما قرار میگذاشتیم، ۴ تا ۶ گیم، ۶ تا ۸ باشگاه، ۸ تا ۱۰ به کافهها میرفتیم. یا یک نمونه دیگر، یک جوان ۱۷ ساله با بیش از ۵۰ دختر رابطه برقرار کرده و فیلمهای آنها را در گوشی تلفن همراه خود داشته است.
🔻نکته قابل تاسف این است که بیش از ۹۰ درصد جوانهایی که بازداشت شدند اگر پسر بوده با یک یا گاهی با چند دوست دختر، و اگر دختر بودند همراه با یک یا چند دوست پسر، به خیابانها آمدند. در واقع یک شبکهای در فضای مجازی در اتاقهای گیم شکل گرفت. گیمرهایی که طی این سالهایی که دانشگاهها تعطیل بوده در فضای گیم اتاقهایی داشتند با هم آشنا شدند و هماهنگ شدند و یا در شهرهای بزرگ در کافههایی که قارچ گونه تاسیس شدند.
@mah_120
42M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اجرای بی نظیر ، زیبا و عالی اسماء الحسنی به زبان فارسی
@mah_120
🌱 مهدی مرادی روانشناس تربیتی
🔻براساس گزارش یک نهاد امنیتی، در ایران ۲۴ میلیون تا ۳۶ میلیون نفر به عنوان گیمر شناخته میشوند. در ج
راستی می دونید از سال گذشته تا حالا، تعداد کافه های شهر خرمدره چند برابر شده...!!!؟؟؟
هیچ تعجب نکردید!!!
@mah_120
افشین سلیمی وشوکار ارزنده و با اخلاق خرمدرهای در مسابقات آسیایی هانگژو چین مدال طلا گرفت.
@mah_120
9.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 مرگ من نزارین این هیچوقت فراموش بشه!😂
چطوری امیرکبیر زمان 😐😄
@mah_120
🌟عارف الهی آیت الله بهاءالدینی ره
می فرمودند:
🔸️این دو کار را خوب مراقبت کنید،
پیشرفت چشمگیـری خواهید داشت:
۱- اول اینکه #نماز_اول_وقت بخوانید.
[ اگر علاقه دارید هم دنیا و هم آخرت را داشته باشید، باید نمازتان دقیقا اول وقت باشد. ]
۲- دیگر اینکه اصلا #دروغ نگویید.
دروغ، درون مایه انسان را تباه می کند. به حدی که اگر کسی با زبان دروغ نگوید ولی مرتبه ای از مراتب دروغ را داشته باشد، از نمازشب محروم می شود.
@mah_120
8.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
✅ بوسه حجت الاسلام والمسلمین دکتر شجاعی بر دستان سرلشکر واعظی از خلبانان شاخص ایران در دوران دفاع مقدس
🔻روز پنجشنبه ششم مهرماه ۱۴۰۲ که حجت الاسلام والمسلمین دکتر شجاعی نماینده مردم شریف شهرستان های ابهر خرمدره و سلطانیه در مجلس شورای اسلامی در مراسم گلباران مزار ش.ه.د.ا و همایش موتور سواری سلطانیه که به مناسبت هفته دفاع مقدس برگزار می شد به عنوان سخنران به جایگاه دعوت می شود.
دکتر شجاعی پیش از آغاز سخنرانی خود، ابتدا به سراغ میهمان ویژه این مراسم رفته و با دست بوسی از سرلشکر واعظی که از خلبانان به نام ایران در دوران دفاع مقدس می باشد، تقدیر کرد.
گفتنی است: سرلشکر واعظی دارای آمار عجیبی از پروازهای خود با های کوپترهای شکاری کبرا دارد!
وی تنها در عملیات سومار، در یک روز توانسته بود ۱۳ تانک عراقی را منهدم کند.
@mah_120
هدایت شده از ❣🌟 دقایقی با قرآن 🌟❣
base.apk
حجم:
7.4M
📔اگه دوست دارید کمی بیشتر با بزرگترین یادگار پیامبر صَلَّی اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ آشنا بشید، این ترجمه قرآن رو مطالعه کنید.
👌نرمافزار بهترین ترجمهی موجود قرآن کريم. #ترجمه_خواندنی_قرآن
📲 دوستان و عزیزان قرآنی، این نرمافزار یکی از بهترین برنامههایی است که شما قرآن دوستان باید در گوشیتون داشته باشید.
💯توصیه خیلی أکید داریم که نصب کنید.
✅ کانال دقایقی با قرآن👇
🆔 @daghayeghibaquran
1.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⁉️ آیا میدانید حق دیه "زن" دوبرابر دیه "مرد" است؟!
👈 بفرستید برای خانمها که اینقدر نگن چرا دیه مرد دوبرابره دیه زن است.
استاد #رحیم_پور_ازغدی
@mah_120