پریشان
شاعر:صابرمعلّمزاده
همیشه در نظر تو شبیه یک خارم
چه کرده ام که به رفتار بد سزاوارم
تو را به جان همان کس که دوسش داری
منم شبیه بقیه ببین که دل دارم
بخاطر تو همیشه گذشته ام از خود
گمان کنمکه برایت فقط که سربارم
غریب ماندم و بی تو جهان به من فهماند
در این سرای بلا بی پناه و بی یارم
تو رفته ای و مرا هم زِ یاد خود بردی
ولی منم که به عشقت هنوز گرفتارم
شاعر:صابرمعلّمزاده
چشم تو از من گرفت خواب و خوراکم را ولی
خوشبحالم گر چنین بازیچه ی دنیا شدم...
صابرمعلّمزاده
#تکهایازغزلیتازهمتولدشده