eitaa logo
مدرسه تاریخ‌اندیشی قصص
1.2هزار دنبال‌کننده
361 عکس
39 ویدیو
12 فایل
اینجا کانال مدرسه تاریخ‌اندیشی قصص است؛ محلی برای اندیشیدن در مقیاس تاریخ، با کمک قصه‌ها. + برای ارتباط با ما: 🆔 @sayyed_meysam
مشاهده در ایتا
دانلود
برش‌هایی برای درنگ| 🔰 «تاریخ هم حرکت وضعی دارد و هم حرکت انتقالی؛ یعنی درحالی‌که به دور خود می‌چرخد و امثال و شباهت‌هایی می‌سازد و خود را تکرار می‌کند، حرکت انتقالی هم دارد و به سمت پایان تاریخی که مقدر الهی است در حرکت است؛ پایانی روشن و تابناک که اعتلای کلمه توحید و ظهور کامل دین حق است.» 📚 نهضت مقدس، ص20 🏫 مدرسه تاریخ‌اندیشی قصص 🆔 @qasas_school
🔰 سال ۱۳۶۶، روزگاری که زبانه‌های آتش جنگ حزب بعث عراق علیه ایران اسلامی شعله می‌کشید و خون جوانانی از این مرزوبوم در هر کوچه و خیابان می‌رفت تا جایی آشنا بیابد برای فرو رفتن در زمین؛ مردم مشتاقانه میان آتش و خون، برای دانش، قصه، کتاب و نمایشگاه‌ش صف می‌کشیدند! 🏫 مدرسه تاریخ‌اندیشی قصص 🆔 @Qasas_school
اول| تیک ریش خیره 🔰 محمد امین از جانب رودخانه سراسیمه به خانه برمی‌گشت. فاصله‌ی رودخانه تا خانه زیاد نبود، ولی کوچه‌های تنگ آجری تا همسایگی حرم کوچک آقاسبزقبا شیب تندی داشت و نفس را بند می‌آورد. باران سیل‌آسای بهاری دیشب شهر را شسته بود. بوی تازه‌ی خاک باران‌خورده، طراوت اردیبهشتی هوا را دو چندان کرده بود؛ گویی کسی کوچه‌ها را برای رسیدن مهمان آب زده باشد. میان کوچه پیرمردی که با دستاری زرد به سر زیر سابات نشسته بود به احترام ملّای جوان به سختی از جا برخاست. - عیدت مبارک ملّا! مرتضی علی یارت! چرا سراسیمه‌ای؟ - اسعدالله ایامکم، خبر خیر است؛ مسافرمان امروز می‌رسد... عن قریب به دنیا می‌آید. - به حق مرتضی علی ان‌شالله «تیک ریش خیره». خدا را شکر. 🔺پ.ن: عکس ضریح امام‌زاده آقاسبزقبا-دزفول 🆔 @Qasas_school
دوم| قائد الغر المحجلین 🔰 [ملّای جوان] جمله پیرمرد را زیر لب تکرار کرد: «تیک ریش خیره». یاد خوابی افتاد که پیش از اذان صبح همسرش با گریه برای او تعریف کرده بود. - امام صادق(علیه‌السلام) را دیدم که قرآن نفیسی به من هدیه داد. قرآن را گرفتم و نگاه کردم. دورتادور آن تذهیب شده بود. تا به حال مانند آن را ندیده‌ام. محمد! تعبیرش چیست؟| - خیر است. قرآنی که به دستت داده‌اند همان فرزندی است که به دنیا خواهی آورد... دختر ملّا یعقوب! با آن نافله‌ها و ختم‌قرآن‌هایی که در این نُه ماه داشتی، فرزندی شبیه جدّم جابر را به دنیا خواهی آورد! . . 🔹ملّا «یاالله» گویان وارد حیاط خانه شد. زمزمه‌های زنانه‌ای از اندرونی به گوش می‌رسید. یاالله یاالله؛ دختر شیخ یعقوب من برگشتم... زن میان‌سالی که ملّا او را درست به جا نیاورد، از اندرونی بیرون آمد. - ملّا مبارک است، خانم سبک شدند الحمدلله. بچه پسر است... به حق مرتضی علی تیک ریش خیره ان‌شالله. - السلام علیک یا امیرالمومنین یا مولی الموحدین یا قائد الغرّ المحجلین. [سلام بر تو ای امیر مومنان و مولای موحدان و ای پیشوای پیشانی سفیدان] مرتضی فرزند محمدامین فرزند شمس‌الدین [به تاریخ شمسی، در چنین روزی یعنی 23 اردیبهشت] در خاندان انصاری چشم به جهان گشود... 🔺پ.ن: تیک ریش خیره در گویش دزفولی یعنی پیشانی بلند و کسی که خیر و نور در چهره دارد. 🆔 @Qasas_school
سوم| مادر بر دوش شیخ اعظم 🔰 شیخ به دست‌های مادر نگاه کرد؛ چروکیده بود و اندکی می‌لرزید. دست‌های مادر را گرفت و به صورت کشید. - امروز روز زیارتی حضرت است. آماده شو برویم حرم؛ دارد غروب می‌شود. - مرتضی! تو پیرمرد شده‌ای. بیشتر از شصت سال داری. از تو برنمی‌آید که من را به دوش بکشی. من خجالت‌زده می‌شوم. - پناه بر خدا! شما از خجالت حرف نزنید مادر! - تو مرجع تقلید این مردمی. شیخ اعظم صدایت می‌کنند. این چه اصراری است که رهایش نمی‌کنی؟ - تصدقت شوم! این یک کار را از من نخواه. تو پر پرواز منی مادر! تا زنده باشم، همینم که هستم. . . . - او شیخ اعظم است؟ - کدام را می‌گویی؟ - همان که پیرزنی را به دوش گرفته. - یا للعجب! خود اوست؛ شیخ است. - شنیده بودم که مادرش زمین‌گیر شده و شیخ خودش او را به دوش می‌کشد و به حرم می‌برد. 🔹مادر، پیر، زمین‌گیر و کم‌بینا شده بود، و کمی هم کم‌حوصله. شیخ هر روز طبق برنامه در ساعتی معین به دیدن مادر می‌رفت و با او سخن می‌گفت؛ از خاطرات گذشته و احوالات روز. پیرزن هر وقت اراده حرم می‌کرد، خود شیخ او را به دوش می‌گرفت و می‌برد. بردن مادر با گاری یا اسب و استر ممکن بود و شاید برادران کوچک‌تر شیخ عهده‌دارش می‌شدند؛ ولی شیخ اصرار داشت که خود چنین کند؛ حتی آن زمان که خاتم‌الفقهایش می‌خواندند. 📚 برگرفته از کتاب نخل و نارنج، پیرامون زندگی شیخ مرتضی انصاری 🆔 @Qasas_school
🔰 رهبر معظم انقلاب: «بزرگان‌ و علمای‌ اسلام‌، شیخ‌ مرتضی‌ انصاری‌ را شیخ‌ الاعظم‌ می‌خوانند، زیرا هیچکس‌ درباره‌ عظمت‌ مقام‌ علمی‌ شیخ‌ اندک‌ تأملی‌ ندارد، بنابراین‌ معرفی‌ وی‌ به‌ جهان‌ اسلام‌ به‌ عنوان‌ قله‌ رفیع‌ علم‌ و تقوا و نیز تبیین‌ و تحلیل‌ نقش‌ آن‌ شیخ‌ بزرگوار در حفظ هیمنه‌ و عظمت‌ دین‌ و کلیت‌ وحدت‌ اسلامی‌ در مقابل‌ معاندین‌ و مخالفین‌، یک‌ فریضه‌ و تکلیف‌ است‌.» 🆔 @Qasas_school
برش‌هایی برای درنگ| چشم گفتن به مردم و یک شرط 🔰《فلیکن صغوک لهم》 🔺"صغو" به معنای گوش دادن همراه با اطاعت و گوش دادن از دل است. در اینجا امام علی توصیه می‌کند که: ای مالک! گوشت تیز باشد که هرچه [مردم] گفتند، چشم بگویی. باید گوش اطاعتت به عامه‌ی مردم باشد. وقتی عامه‌ی مردم چیزی خواستند، حاکم نمی‌تواند انجام ندهد مگر اینکه حرامی از حرام‌های الهی باشد و رقیب خدا در صدور احکام شده باشند، وگرنه هیچ چیز دیگری رقیب مردم نیست. 📚 نهضت مقدس، ص۵۹ مستند به عهدنامه مالک اشتر در نهج‌البلاغه 🆔 @Qasas_school
🔰 به مناسبت سالروز رحلت مرحوم استاد فاطمی‌نیا، چند برش کوتاه از قصه‌ی زندگی این عالمِ ربانی به قلم یکی از شاگردان ایشان، روح‌الله شمسی کوشکی. یکم| 🔸مرحوم آیت‌الله فاطمی نیا، در سیزده سالگی حافظ کل قرآن بود! 🔹 قبل از اینکه موی صورتش بروید، مجتهد شده بود! (اکثراً وقتی موی صورت‌شان سفید شود، مجتهد می‌شوند) 🔸در جوانی برخی حاشیه‌هایش به کتاب «اسفار» ملاصدرا را نزد استادش علامه طباطبایی برده بود و این حواشی، در بیان و تعبیر آنقدر شبیه متن بوده که استاد به سختی توانسته بود حواشی ایشان را از متن صدرا تشخیص دهد! این درحالی بود که سن استاد در آن زمان به ۱۹ سالگی هم نرسیده بود! 🔹صاحب بزرگترین کتابخانه شخصی ایران بود و اکثر کتاب‌هایش را خوانده بود! 🔸فارغ از همه اینها، فرزند علمی و معنوی گوهر گمنام و گنجینه مخفی اسرار الهی؛ علامه «میرزا حسن مصطفوی» (صاحب کتاب نفیس و ارزشمند «التحقیق فی ألفاظ القرآن الکریم» و از شاگردان خاص‌الخاصِ استاد العرفاء و الربانیین: «سید علی قاضی») بود و برای کسی که مصطفوی را می‌شناسد و بداند که مرحوم فاطمی‌نیا ۳۰ سال تمام شب و روز در محضر او، درک فیض می‌کرده است؛ همین کافی است تا به منزلت فاطمی‌نیا پی ببرد! ⁉️ اما...اما.. 🆔 @Qasas_school
دوم| 🔰 اما... همه این فضایل در استاد فاطمی‌نیا در برابر روحیه‌ی لطیف و اخلاق حسنه‌ی ایشان، هیچ است! ♦️ فضیلت واقعی ایشان این بود که همسرشان گفته بودند: «در طول زندگی مان من حتی یکبار هم از ایشان تندخویی ندیدم!» ▪️وقتی که یکی از دوستان در مورد این مسأله از خود استاد سوال کرده بود، ایشان گفته بودند: «خدا به من توفیق داده و من مالک غضبم هستم!» 🔹 به طرز عجیبی مسلط بر وجود خود و رفتار و احوالش بود! روزی خانمی عبای استاد را از پشت به قصد تبرک کشید و به گونه‌ای شد که عبای ایشان به شدت از استاد جدا شد و همه اطرافیان به صورت طبیعی و ناخودآگاه به سمت آن زن برگشتند و خود آن زن هم کمی خجالت زده شد، ولی خود استاد چنان بر خودش مسلط بود که بدون اینکه بخواهد عکس العمل طبیعی نشان دهد و به عقب رو برگرداند؛ سریع عبا را به دوش کشید تا آن خانم خجالت زده نشود! فضیلت فاطمی نیا این حد از استیلاء بر نفس و توجه به جزییات اخلاقی بود! 🔺رحمت و رضوانی الهی بر روح این مرد اخلاق 🆔 @Qasas_school
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
Khamenei.ir13921026_7971_192k.mp3
زمان: حجم: 5.5M
🏴 . 🔹 رهبرمعظم انقلاب: "برخی می‌گویند که امام صادق اهل سیاست نبود، این حرف غلط است..." 🔸 زندگی امام صادق، سرتاسر آن سیاست بود، همه ابعادش سیاسی بود، هدفش هدف سیاسی و تشکیل حکومت بود. 🆔 @Qasas_school