eitaa logo
🚩مکتب حاج قاسم🚩
143 دنبال‌کننده
11.3هزار عکس
6.4هزار ویدیو
124 فایل
«اَلسَّلام عَلَي الاَعضاءِ المُقَطَّعاتِ» «مرز ما عشق است، هرکجا اوست آنجاخاک ماست... سامرا،غزّه،حلب،تهران چه فرقی می کند.»
مشاهده در ایتا
دانلود
🇮🇷🇵🇸 ﷽ 📝 | شهیدی که طلوع خورشید انقلاب را ندید 🍃🌹🍃 🔻شهید قربانعلی داودی فارسانی در فعالیت‌های سیاسی علیه رژیم منحوس پهلوی حضوری فعال داشت و کسبه و بازاریان شهر فارسان را به مبارزه علیه رژیم طاغوت دعوت می‌کرد. با اوج گیری مبارزات و حرکت‌های انقلابی در سال ۱۳۵۷، وی نیز فعالیت‌های شدیدتری را علیه رژیم طاغوت آغاز می‌کند که به علت همین فعالیت‌ها چند بار از سوی مأموران ساواک تحت تعقیب قرار گرفت و بازداشت شد. 🔹قربانعلی داودی فارسانی به‌علت نصب تمثال امام خمینی(ره) بر درب مغازه خود، چنین بار در حمله چماق‌داران و ضد انقلابیون مورد ضرب و شتم قرار گرفت و شیشه‌های مغازه وی شکست، ولی از آرمان خود دست‌ بر نداشت. 🔺شهید قربانعلی داودی فارسانی، تنها شهید روز ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ در کشور است و روز ۱۲ بهمن به‌مناسبت شهادت وی، به‌عنوان روز شهرستان فارسان نامگذاری شده است. همچنین از آنجا که این شهید بزرگوار جزو اصناف و بازاریان بود، به‌عنوان شهید شاخص بسیج اصناف کشور معرفی شده است. 🌺 هدیه به ارواح طیبه شهدا و امام شهدا و این شهید عزیز فاتحه با | 💐شهدا را یاد کنید با ذکر صلوات
🇮🇷🇵🇸 ﷽ 📝 | ۱۱ سال مشکی پوشی به یاد شهید 🍃🌹🍃 🔻همسر شهید مسعود میرزایی با یادآوری خاطرات همسرش در دوران انقلاب می‌گوید: " در مهرماه ۵۷ پیوند ما سر گرفت و با هم ازدواج کردیم، البته در دوران نامزدی هر دو فعالیت‌های سیاسی علیه رژیم انجام می‌دادیم. هر دویمان یک دوربین داشتیم که به بهشت‌زهرا می‌رفتیم و از شهدا عکس می‌گرفتیم، مسعود عکس‌های شهدا را چاپ می‌کرد و به بهانه گرفتن دارو در داروخانه‌ها پخش می‌کرد و مردم را از جنایت شاه آگاه می‌ساخت. 🔹همسر مسعود میرزایی با اشاره به این نکته که یاد و خاطره مسعود همچنان در ذهن و یاد وی زنده است، می‌افزاید: " ۱۱ سال به یاد مسعود مشکی پوشیدم و ازدواج نکردم و امروز نیز ادامه دادن راه شهدای ۱۰ دی ۵۷ را وظیفه خود می دانم. " 🔺وی در ادامه خاطراتش بیان می‌کند: " ما در منزل همیشه دو گالن بنزین در حیاط نگهداری می‌کردیم و مسعود می‌گفت اینها باید ذخیره باشد. یکی از روزهای راهپیمایی مسعود زخمی می‌شود و سپس او را به مطب دکتر موسوی از پزشکان قدیمی ورامین بردند و از آنجا با یک آمبولانس به سوی تهران می‌فرستند. درست روبه‌روی خیابان بختیاری (محل سکونت‌مان) بنزین آمبولانس تمام می‌شود و مسعود که هنوز می‌توانسته صحبت کند نشانی منزل را به تکنسین آمبولانس می‌دهد و می‌گوید به در منزل ما برو و بگو بنزین برای مجروحین می‌خواهم تا به شما بنزین بدهند. 🌺 هدیه به ارواح طیبه شهدا و امام شهدا و این شهید عزیز فاتحه با |