🔰زندگی به سبک امام خمینی(ره)
نجف شبها می رفت زیارت. هر شب. عده ای آمدند گفتند این رسم مراجع نیست. شما هم مثل بقیه مراجع هفته ای یکی دوبار بروید زیارت.
با جذبه نگاهشان کرد. گفت والله ظالم است کسی کنار دریای امیرالمومنین بخوابد و تشنه بخوابد. شما چه می فرمایید؟
#یادعزیزش_باصلوات🌷
#شهیدآنه🕊
#سردارشهیدامیرعلیحاجیزاده🌷
در ادامۀ عملیات، قرار بود در آن منطقه پیشروی کنیم...دستور آمد
ـ کمی استراحت کنید!
این دستور نفسی به نیروها داد... تا نشستند حاجی زاده سرش را زمین گذاشت تا چند دقیقه بخوابد. همان دقایق، باران گرفت...
داشت زیر باران خیس میشد اما از فرط خستگی انگار بیهوش شده بود!
رفتم داخل سنگری در همان نزدیکی. تا چراغ انداختم، زیر نورِ چراغ قوه، چهار اسیر عراقی که گوشه سنگر کِز کرده بودند، زبان باز کردند: الدخیل الخمینی ... یک پلاستیک زیرشان بود که آن را برداشتم و آوردم کشید روی حاجیزاده.
بعد از نیم ساعت، فرمانده گردان دستور حرکت داد. حاجیزاده را صدا زدم: «حاجی! پاشو دیگه ... خواب بَسِته!»
وقتی بلند شد، مبهوت نگاهی به دوروبرش انداخت و بعد با لبخندی گفت: ممد! یهو چشامو باز کردم دیدم توی پلاستیکم و بخار کرده! گفتم خدایا من کِی شهید شدم، کِی منو توی پلاستیک گذاشتن؟!
در آن گیرودار لبخندی بر لبهایشان نشست...
🎤راوی: سردار محمد زارع
راهِ شهیدان ادامه دارد...🌷🕊
#یادعزیزش_باصلوات🌷