١.
از سطل زباله خوب بالا میرفت
با حکم غریزه موش، آنجا میرفت
ظرفیت سطلهایشان پر شده بود
با مایو بُدو به سمت دریا میرفت
٢.
در بُعد دفاعیَش حسابی شاخ است
با گنبد آهنی خود، گولاخ است
چیزی نشده... به قول یک ایرانی:
خُب! ارزش آبکش به این سوراخ است
٣.
نرخش شده چون طلای هجده، تنبان
پوشک شده در شهرکشان، فوق ِگران
این زندگی از مرگ که ناجورتر است
پس لفت بده، شالام کن بر پایان.
سیده نرگس هاشمورزی
#طوفان_الاقصی
هدایت شده از کانال سیدمحمدصادق آتشی
11.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نماهنگ #قبله_نخست 🕌
به امید آزادی #قدس و پایان گرفتن حکومت شیاطین بر زمین با ظهور صاحب الزمان عج
💚💚💚💚
خواننده و آهنگساز : #سیدصادق_آتشی
شاعر: #عالیه_مهرابی
تنظیم: #هادی_کولیوند
تدوین: #محمدحسین_چهارمیرزایی
#حوزه_هنری_یزد
#روز_قدس
@sadeghatashi7
هدایت شده از بانوی بصیر ۶٢٢
.
امشب، شب سختی برای مردم غزه هست؛
براشون صدقه بدیم 🙏🌸
#طوفان_الاقصی
بٰانُو میٖمْ.بِ :)
@barzegari_m_1377
هدایت شده از لبخـــند حــــلال
یک عدد گنبد آهنین به دلیل مهاجرت فروخته می شود، آگهی دیوار در همدان 😂😂
انصافا اینو دیگه انتظار نداشتیم تو دیوار بفروشید
#الله_اکبر
#طوفان_الاقصی
#فلسطین
فوروارد یادت نره
به کانال لبخند حلال بپیوندید👇
@labkhandehalaal
هدایت شده از ـ مُحب ـ
محبوب من
با این اوضاع انشالله
ماه عسل قدس
ـ😄🇦🇪🤍ـ
هدایت شده از کانال کربلایی محمد🇮🇷🏴
قابل توجه اونایی که میگن چرا از کشتن اسرائیلیا خوشحالید!
کل صهیونیستا های اسرائیلی فدای یه تار موی این بچه مسلمون های شهید!!!
#طوفان_الاقصی
🔆#کربلایی_محمد 😎🇮🇷|جهاد تبیین
@HARAM_IRAN
هدایت شده از بانوی بصیر ۶٢٢
آبگرمکن،
یخچال،
سماور،
گنبد آهنگین سوراخ؛
خریداریم :)
#طوفان_الاقصی
بٰانُو میٖمْ.بِ :)
@barzegari_m_1377
ماشین را میآوردند...
همه بچهها قهقهه زنان به سمت آن میدوند...
تنها من بر روی بنتی رها شده نشستهام. دلم میخواهد مثل آنها بخندم اما تا میآیم لبخندی کم رنگ به صورتم بیاورم تصویر دوستانم جلوی چشم هایم نقش می بندد.
همان زمین خاکی و همان بتن.
یادم نمیرود با دوستانم، با خواهران و برادرانم چه کردند.
صدای شلیک گلوله هنوز توی گوشم میپیچَد.
هنوز رد خون برادرم بر روی زمین خاکی جلوه میکند.
من می توانم ببخشم؟!
می توانم بخندم؟!
روسری خواهر سه سالهام را که از سر خونینش باز کردم، هنوز به مچ دستم بستهام.
هر روز نگاهش میکنم تا یادم نرود چه کردند. تا یادم نرود که چه کسی را از من گرفتند. تا یادم نرود که را باید زیر پاهایم له کنم تا آرام بگیرم؛ اما مگر من میتوانم آرام بگیرم؟!
وقتی دوست عزیز تر از جانم را که تمام بچگیام را با او گذراندهبودم، مثل یک کیسه زباله بر روی زمین ها کشیدند و بردند را لحظه به لحظه یادم است...
صدایش را هنوز میشنوم که طلب کمک میکند.
امروز اما ورق برگشته و روزی رسیده که میتوانم انتقام روزهای رفتهام، قلب تکه تکه شدهام، خون ریخته شده عزیزانم، صدای ناله های رفیقانم را بگیرم.
آتش خشم است که در رگ هایم میجوشد.
من می توانم بخندم؟!
میتوانم ببخشم؟!
#طوفان_الاقصی
ارسالی از طرف یکی از هنرجویان خوش ذوق کلاس نویسندگی 👏👏👆👆🦋🦋