اتاقَکِراعِــد-
/عقربههایِعقرب! پارتدوم- انگار که روزِگار افتاده بود رو دورِ تکرار، همان صحنهٔ نَبَرد بینِ حُسین
/عقربههایِعقرب!
پارتسوم-
شَبش حالَش مانندِ چشمانَش تَلخ مَزه بود. چَشم به راهِ چهرهٔ مظلوم ولی مُقتدرَش در صفحهٔ دیجیتالیِ قاب شده بر دیوار میگَشت. اما او نیامَد. حالِ روحَش با جِسمَش یَقه به یقه شد و حوالیِ ۱۰ شب راهیِ درمانگاه شد.دستَش را گذاشته بود رویِ پیشانیاش و زیرِ سنگینیِ قَطراتِ کوبَندهٔ سِرُم اشک میریخت. خَبری نیامده بود و همین نگرانیاش را بیشتَر میکرد. بیصدا، درازکشیده رویِ تخت اشک میریخت چون صدای شکسته شدنِ آجرهایِ دیوارِ آن بیتِ مُطهر قَلبَش را آگاه کرده بود.
...
به وقتِ سَحر که چَشمانش را باز کرد و کاش بسته میماند. خبرِ شهادَتش آمد. سریع هماهنگ شد با دیگران و راهی شد به خیابان. خیابان از اشک و نالهٔ مردان و زنان و کودکان میلرزید. مردم آمده بودند و امیدِشان به خدایِ خامنهای بود.
ادامه دارد...
-راعِدنوشت.
@raaeiid-
محمد حسین حدادیاننماهنگ نیمکت خالی.mp3
زمان:
حجم:
2.6M
الان تو آغوشِ دخترِ اربابی:)
@raaeiid-
مَگر میشود غروبِ جمعه خوش دِل باشد!
خَبر آمد دستانِ تنگهٔ هرمز را نفوذیها بَستند!:)
-راعِدنوشت.
@raaeiid-
میدونی خیلی دارم سعی میکنم مث آدم بنویسم.
هعی دارم واژهها رو تو مخم سرچ میکنم، ولی فعلا انگار همه چی قاطی شده.
-خیلی خودمونی بگم؟
میشه یادِ نگاههایِ منتظرِ امامِ زمانمون باشین؟
میشه یادِ لبخندِ رهبرِشهیدمون باشین؟
میشه یادِ ۱۶۸ تا نوگُلِ میناب باشین؟
میشه یادِ فرماندههایِ خوش غیرتمون باشین؟
میشه یادِ روزهایِ دردناکِ ۱۸ و ۱۹ دی باشین؟
میشه یادِ شهیدِخدمتِ عزیزمون باشین؟
میشه یادِ نگاههایِ حاج قاسم باشین؟
..
هی رفیق!
وطنِ ما پره از این میشهها..
پس میشه ازت خواهش کنم محکمتر از قبل بیای؟میشه به اعضایِ خونوادهٔ ایرانِجانمون امید بدی؟..
ما مَردم الان حالمون کنارِهم خوبه، پس بیا تو میدون.
قطعا من و تویِ ایرانی نمیخوایم کشورمون رو رها کنیم. قطعا نمیخوایم که مملکت ما پر بشه از انسانهایِ بیوجود، پس میایم تو خیابون.
-راعِدگفت.
@raaeiid-
اتاقَکِراعِــد-
... .
/پدرِآزادگان.
تقریبا، پنجاه روزی میشود که حضورِ پُر طَنینَش را ندارند. تَلخ و سوزناک است، این دردِ پُر مَشقّت. او اولین سالی است که روزِ ولادَتش رویِ زمینِ خاکیِ فانی نَفس نمیکشد، او الانه خودِ اکسیژنی است که بَشریت تَنفس میکند! او امروزه آسِمان شده و ابرهایِ فکری و حَقطَلبانهاش بر زمینهایِ قلبِ انسانهایِ سراسرِ عالَم میبارَد. او ،اولین سالی است که شبِ تولدش میتواند به کربلایِ اباعَبدالله بروَد.
۲۹ فروردین را باید به خاطر سپرد ای مردم!
هوایِ لبخندهایَش، امیدِچَشمانَش را از آزادگانِ جهان، از فرزندانِ آن پدر رُبودند و این نه از قدرتشان بلکه از روحِ کمتوان و عقلِ کوتَهِشان نشأت میگیرد!
-راعِدنوشت.
@raaeiid-
مهدی رسولینماهنگ مشت گره کرده.mp3
زمان:
حجم:
2.5M
با دستِ جانبازِ تو ای پدر!؛)
@raaeiid-