eitaa logo
اتاقَکِ‌راعِــد-
63 دنبال‌کننده
45 عکس
0 ویدیو
8 فایل
اینجا ما نَفَس میکِشیم،تا در بندِ نَفس نباشیم! -داداش‌جان! شاید نگاره‌های ما حوصله سر بر باشد ولی حرفِ دل است. "راعِـد صدام کن"
مشاهده در ایتا
دانلود
/برادریِ‌ ترس و شجاعت! بستگی دارد که تویِ آدمیزاد تعریفَت از شجاعت چه باشد! شجاعت معناهایِ متفاوت و بلندی دارد، پسرِ همسایه مُعتقد است که شجاعت را از پدرَش به ارث برده، و از رویِ همین به همگان می‌گوید که نامَش پسرِپدرِشجاع است ولاغیر! آن دیگری میگوید شجاعَت را برخی دارند و برخی نه و آنکه آن را ندارد بیچارهٔ دوعالَم است و خاک‌برسَرش! اما راعِد شجاعت را اینطور توصیف میکند، که آن چیزی است که نقطهٔ مقابلِ ترس باشد، و اگر با آن تَرس که خواه برخواسته از ذهنَت باشد یا قلبت، رو در رو شدی و پوزِ آن را به خاک مالیدی، پس لقبِ شجاع را به تو نسبت میدهند، شجاعت ارثی نیست مانندِ صفاتِ ظاهریِ آدمی، هر آدمی در این دنیا ترس‌های مُختص به خود را دارد چه بداند چه نداند! پس برایِ شجاع بودن باید به نبرد علیهِ منِ دیگری در خودت بروی که عِلل ترس‌هایِ تو آن است! -راعِدنوشت.
/کشوری‌از‌تبارِنور میگویند جمهوری‌اسلامیِ ایران حَرم است! راست گفتند، او پادشاهِ‌بزرگی دارد که بر ایران حکومت میکند، پادشاهی که شمسُ‌الشُموس است و ضامنِ آهو، ایرانِ جان با وجودِ چنین پادشاهی‌ای همیشه جاودان و استوار خواهد بود! در ادامه این کلام، ایران به کمکِ رهبرِمُقتدرش و همراهیِ‌ مردمِ عزیزتر از جانَش این انقلابِ پاک و مُطهر را به حولِ قوهٔ الهی حفظ خواهد کرد و زمینه را برایِ ظهورِ آن مُنجیِ عالَمِ بشریت فراهم خواهد کرد انشاالله! -پاینده‌باشی‌،ایرانِ‌اسلامیِ‌جان:) -راعِدنوشت. @raaeiid-
raedfile_309.png
حجم: 3.5M
نسخه‌باکیفیت📂
/رجز‌بخوان‌رزمنده! رجز خواندن را بلدی؟ اگر از تبارِ مردان و زنانِ دلاور و خوش‌غیرتِ ایران‌زمین باشی و در این خاک ریشه داشته باشی ،قطعا که رجز خواندن در خونِ‌توست. پس رجز بخوان از لحظه‌لحظه‌های وطنت! بخوان از زمانه‌ای که دیگران میگفتند از ترس و نااُمیدی و فرار و خوردنِ خودشان بخاطرِ تجاوز حَرامی‌ها به خاکِ کشورشان، مردمانی در این دیار بودند که معروف بودند به غیرت و شرفِشان و آنها نه فرار کردند و نه در برابرِ طوفانِ ساختگی لرزیدند، ایستادند محکم‌تر از قبل و به دفاع و انتقام برخواستند و آنها خودِ طوفان بودند! ما از نسلِ مردُمانی هستیم که هشت روز و هشت ماه نه! هَشت سال با دستانِ خالی جلویِ دشمنانِ بعثی ایستادند و با توکل به خداوندِ عزَوَجَّل مقاومت کردند و نهایت ، سُخَنِ خدا را به خطِ گیتی درآوردند که « إِن تَنصُرُواْ ٱللَّهَ يَنصُرْكُمْ » و این آیه در قلب‌هایِ ما نقش بَسته و مُهرِ حضرتِ فاطمه‌زهرا-س بر آن خورده شده... ایرانی جماعت را باخت ندارد! -راعِد‌نوشت. @raaeiid
/شرحِ‌حال چِشمانِ تَلخَش مانندِ دو فنجانِ قهوه رو به آسمان خیره بود، نجوایِ خواب در گوشِ چَشمانش صدا میداد، ولی مَغزش مانِع از تمام شدنِ آن دو فنجانِ قهوه میشد! -راعِدنوشت. @raaeiid-
اتاقَکِ‌راعِــد-
_🌿
/من از آغوشَش محروم بودم! خوش‌لحظه‌هارا فقط در صحنه چهارگوشِ تلویزیون تماشا میکردم، زیبا بود و حَسرت برانگیز، جالب بود و دیدنی، دلرُبا بود و خواستنی:) هر زمان که در صحنهٔ دیجیتالی او را می‌دیدم نورِ وجودیَش را با روح و جان حِس میکردم، و خود را جایِ آن افرادی میگذاشتم که رفته بودند بیتِ‌رهبری! لحظه‌هایَم را با همان دستِ بلندَش هنگامِ ورود به جمعِ مردم و دانشجویان و دیگر ایل و تَبار‌هایِ ایران زمین پیوند میزدم، هرچه بود او پدرِ امّت بود! لحظه‌هایی بخصوص که با فرزندانِ شهدا دیدار داشت و بچه‌ها خودشان را به آغوشِ امن و پُر مهرِ پدرانه‌اش می‌انداختند، حسرتی بزرگ در کودکیِ شخصِ راعِد-بود، و او توانست فقط آغوشِ پدرانه‌ٔ او را از پشتِ صفحهٔ دیجیتالی لمس کند:). -راعِدنوشت. @raaeiid-
مَحرمِ رازهایِ دلَش آسمان بود ولاغیر!
/قَلب‌فروشی عادت کرده بود به درد از سویِ آن موجوداتِ دوپا! یکی می‌گفت رِفیق است و دیگری می‌گفت هَمدم و آن یکی می‌گفت همکار، ولی جالب بود که هر کدام از آن‌ها به طریقی خَنجری بَر جسمِ روحَش می‌زدند. این درد‌ها را در روز از چَشمِ دیگران مَخفی می‌کرد و به هِنگام شب دو زانو روبه‌رویِ غَم‌هایَش می‌نشست و از موجوداتِ دوپایِ به اصطلاح آدم سُخن می‌گفت، با هَر کلامَش، قلبِ خودش، بیشتر مُچاله می‌شد ، حتی برخی شَب‌ها که نَعره‌ٔ وجودیَش سر به فَلک می‌کشید، دیگر قَلبی برایَش نمی‌ماند و فردایَش باید سر به مغازهٔ قَلب فروشی می‌زد و می‌گفت:«سلام آقا! من هَمان مُشتریِ همیشگیِ شما هستم، لطفا یک قلب، با کیفیتِ بهتر بدهید، آن قبلی به دَرَک واصل شد!» -راعِدنوشت. @raaeiid-
/ساعَتِ‌‌عِشق..
اتاقَکِ‌راعِــد-
/ساعَتِ‌‌عِشق..
/از او بگو با خودَش عهد بسته بود که اگر به میدان می‌رود، با تمامِ وجودَش بِرود. حتی عکسِ پس‌زمینهٔ ساعتَش را به عِشقِ او عوض کرده بود و او کسی نبود جُز تمامِ هَستی و زندگی‌اش. مَحبوب داشتن در این دُنیـا هم می‌توانَد شیرین باشد! -راعِدنوشت. @raaeiid-
گاهی غَم چیره می‌شود و قَلم فَلج! @raaeiid-