eitaa logo
اتاقَکِ‌راعِــد-
63 دنبال‌کننده
45 عکس
0 ویدیو
8 فایل
اینجا ما نَفَس میکِشیم،تا در بندِ نَفس نباشیم! -داداش‌جان! شاید نگاره‌های ما حوصله سر بر باشد ولی حرفِ دل است. "راعِـد صدام کن"
مشاهده در ایتا
دانلود
/روایتِ‌مَردم دَستانَش گویایِ آن بود که لحظه‌لحظه‌هایِ ایرانِ جان را دیده بود. الان نگاهَش به راه کشیده شده بود و انگار در انتظارِ آمدنِ کسی بود... -راعِدنوشت/لنز. @raaeiid-
/روایتِ‌مَردم آمده بود با قابِ دِلَش، آقاسیدمُجتبی خامنه‌ای! -راعِدنوشت/لنز. @raaeiid-
/روایتِ‌مَردم روایتَش فرق داشت، پایِ چپ نداشت و با عَصا برایِ ایران آمده بود. دخترکی آمد و تِکه پارچه‌ای با نامِ(یا لَثارات‌الحسین) بر مُچِ دستِ پیرمرد بَست و رَفت. -راعِدنوشت/لنز. @raaeiid-
/روایتِ‌مَردم از نَسلِ آینده بود، او تازه پا به عرصهٔ وجودِ ایران گذاشته بود و در نگاهَش امید موج می‌زد! -راعِدنوشت/لنز. @raaeiid-
/روایتِ‌مَردم گرچه کوچک بود و نوپا، ولی او سربازِ مَهدی٫عج بود! -راعِدنوشت/لنز. @raaeiid-
/روایتِ‌مَردم هرکه پَرچم او را گرفته بود، اگرچه چِشمَ‌ش گریان و قلب‌ش شکسته، ولی با قُدرت قدم بر می‌داشت و حماسه‌ها خَلق می‌کرد! -راعِدنوشت/لنز. @raaeiid-
/روایتِ‌مَردم در بینِ مردم که قَدم می‌زد به هوایِ ثبت‌ِ لحظه‌ها و احوالِ نابِشان، لحظه‌ای احساس کرد دیگر قَلبَش تَپش ندارد. نِگاهَش افتاده بود به آن حِجلهٔ تَلخ گون. درد آمَد قَلبَش راعِد! -راعِدنوشت/لنز. @raaeiid-
/روایتِ‌مَردم گویی این حماسه، حماسهٔ زنانِ ایرانِ‌ جان بود! -راعِدنوشت/لنز. @raaeiid-
/روایتِ‌مَردم دیگری قاب در دست قَدم می‌زد و آن دیگری گوشه‌ای نِشسته و قابِ دِلَش را در دَست داشت، بایَد بر دَستانَش بوسه زد. او چیزی داشت که خیلی‌ها نَداشتند، او شَرف داشت! -راعِدنوشت/لنز. @raaeiid-
/روایتِ‌مَردم هر کدامشان دلگیر و خشمگین از آن روز! نگاه‌ها سُخن می‌گویند در عکس‌ها‌. -راعِدنوشت/لنز. @raaeiid-