حقیقت بود یا دور و تسلسل حلقهی زلفت؟
هزار و یک شب این افسانه میخوانم،
نمیدانم...
-قیصر امین پور🕊
تو غزالم نشدی رام که شعر خوشَت آرم
غزلم قصهی درد است که پروردهی دردم...
-هوشنگ ابتهاج
من نه آنم که تراوش کند از من گلهای
میدهد خونِ جگر رنگ به بیرون، چه کنم؟
-صائب تبریزی
شیپور جنگ را زده و یکباره صلح میطلبید!
ابلیسزادگان پلید
ای بدترینِ اهل زمین
با ما رسیدگان به یقین، پس مایلید قمار کنید...
-کاظم بهمنی
رَهیــد؛
یا اباعبدالله! از سر کــوی تو با دیـدهیِ تر خواهم رفت...
یا اباعبدالله!
مرگ بادا بی شما و جان مبادا بی شما...
از نگاه خشک، منع چشم من انصاف نیست
دست گل چیدن ندارم، خار دیوارم تو را...
-صائب تبریزی
گفت:
خانهها در غیابِ ساکنانشان خواهند مُرد
و سپس به قلبش اشاره کرد...
-محمود درويش