eitaa logo
ربط عاشقی 🇵🇸
3.2هزار دنبال‌کننده
6.6هزار عکس
1.2هزار ویدیو
110 فایل
ربط دل من و تو ربط عاشقی‌ست/اینجا سخن ز کهتر و مهتر نمی‌رود رهبرحکیم انقلاب ۹۲/۲/۲ بانوان ستاد جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی استان اصفهان ارتباط با ادمین: @jebhe97
مشاهده در ایتا
دانلود
ربط عاشقی 🇵🇸
🌱بسم الله قاصم الجبارین🌱 📖داستان کوتاه "رهایی" ✍️به قلم: ش. شیردشت‌زاده قسمت اول نمی‌دونم چقدر گذ
🌱بسم الله قاصم الجبارین🌱 📖داستان کوتاه "رهایی" ✍️به قلم: ش. شیردشت‌زاده قسمت دوم شعاع نوری که توی چشمم افتاده بود، از بین رفته بود. نمی‌دونستم دقیقا کجاییم و نسبت‌مون با خورشید چطوریه؛ ولی مطمئن بودم شب شده. فکر کنم دیگه بیست و چهار ساعت شده بود از وقتی که یه موشک تمام ده طبقه ساختمون رو روی سرمون خراب کرد؛ چون شب بود که موشک خوردیم و وقتی به هوش اومدم روز بود و الان دوباره شب شد. بالای سرم، دیوار مثل بیسکوییت تیکه‌تیکه شده بود و تیکه‌هاش روی هم افتاده بودن. دیگه تیکه‌های خونه‌ای که یه روز توش زندگی می‌کردم رو نمی‌شناختم. تیکه‌های شکسته‌ی وسایل خونه، بتن، سیم، آهن... همه‌چی بود و از بین تیکه‌های آواری که سمت راستم ریخته بود، یه دست بیرون زده بود. یه دست خاکی، تا آرنج. بقیه‌ش توی آوار له شده بود. بهش نمی‌خورد دست بچه باشه. احتمالا دست یه زن جوون بود. آستینش یکم بالا رفته بود. لباسش فکر کنم سرمه‌ای یا یه رنگ تیره بود؛ نمی‌دونم. نمی‌شد دقیقا رنگشو بفهمم توی اون تاریکی. خیلی فکر کردم که یادم بیاد کی اون روز توی ساختمون لباس این رنگی پوشیده بود؛ ولی یادم نیومد. یادم می‌اومد هم به دردم نمی‌خورد؛ چون نمی‌شد به کسی بگم بیان درش بیارن! چیزی که باعث شده بود من اون زیر کامل له نشم، این بود که یه تیکه از دیوار روی یه تیکه بتن دیگه افتاده بود و مثل سقف مانع ریختن بقیه ساختمون روی سرم شده بود؛ فقط یه میلگرد تونسته بود خودشو به دست من و سر آلاء برسونه. روی آرنجم، پشت سر آلاء هم آوار ریخته بود و انقدر سنگین بود که داشت دستمو بی‌حس می‌کرد. شایدم بازوم له شده بود. منو بگو که فکر می‌کردم اگه دستمو سپر سر آلاء کنم زنده می‌مونه؛ خیلی خوش‌خیال بودم. این ساختمون از آهن و بتن بود و من از گوشت و پوستم. وقتی به این چیزا فکر کردم، دوباره اشکم سر خورد روی صورتم. پوستم دیگه از شوریِ اشک به سوختن افتاده بود؛ ولی قلبم خیلی بیشتر داشت می‌سوخت. سعی کردم به این فکر کنم که اگه آلاء زنده بود و اینجا با من گیر می‌کرد، شاید بیشتر زجر می‌کشید. شاید از زخمی شدن و درد کشیدن نجات پیدا کرد و این خوبه. با این فکرا می‌خواستم یه‌طوری خودم رو آروم کنم؛ ولی بازم دلم براش تنگ شده بود. برای خندیدنش و شیرین‌زبونیش، برای وقتی کلمات رو با زبون بچگونه‌ش اشتباه می‌گفت، حتی برای نق زدنش و بهونه گرفتنش. دلم می‌خواست یه بار دیگه چشماش رو باز کنه و نق بزنه، گریه کنه، شیر بخواد و لباسمو بکشه. آخه دیگه داشت دو سالش می‌شد و من می‌خواستم از شیر بگیرمش. با دست سالمم صورتشو ناز می‌کردم، موهاش رو می‌بوسیدم و باهاش حرف می‌زدم. سرد بود و حس می‌کردم بازوم خیس شده. احتمالا خون آلاء بود که داشت از زیر سرش می‌ریخت؛ دست خودم خونریزی نداشت. آروم برای خودم «الحمدلله» می‌گفتم. هرچی باشه، دخترم سریع شهید شده بود. جلوی چشمم پرپر نزده بود. حالا هم فرصت داشتم بغلش کنم. شاید حتی منم می‌تونستم کنارش بمیرم. نه؛ من نمی‌خواستم بمیرم. من اون طرف، یه جایی زیر آوار همین ساختمون، یه بچه دیگه داشتم. باید بخاطر اون زنده می‌موندم. البته مطمئن بودم اگه از زیر آوار زنده بیرون برم، دست چپی نخواهم داشت؛ و شاید پایی هم نداشته باشم. پاهام بی‌حس شده بودن، نمی‌دونستم چه اتفاقی افتاده ولی احتمال می‌دادم له شده باشن. و مهم نیست که علم پزشکی چقدر پیشرفت کرده؛ چون توی غزه از این خبرا نیست. ولی من بازم نمی‌خواستم بمیرم. هیچکس توی غزه نمی‌خواد بمیره. همه عاشق زندگی کردنن. عاشق زندگی کردن توی شهری که دورتادورش دیوار نباشه، آزاد باشه. زندگی کردن توی یه کشور آزاد. ما واقعا عاشق اینیم که سرمون رو بالا بگیریم و بگیم داریم توی خاک خودمون زندگی می‌کنیم. پناهنده نیستیم، آواره نیستیم، زندانی نیستیم، برده نیستیم. ما فلسطینی هستیم. مثل همه آدم‌هایی که وطن دارن و سرشونو بالا می‌گیرن و می‌گن: من عراقی‌ام. من چینی‌ام. من ایرانی‌ام. من آلمانی‌ام... ما هم دوست داریم بگیم فلسطینی‌ایم. نمی‌دونم؛ شاید آزاد زندگی کردن خیلی خواسته زیادیه که اسرائیلی‌ها دارن اینطور بابتش ازمون هزینه می‌گیرن. به هرحال ما تصمیم گرفتیم هزینه‌ش رو تا آخر بدیم. بهتر از اینه که یه عمر نفس بکشیم ولی زندگی نکنیم. ما خیلی وقته که مثل الانِ من، زیر آوار خونه‌مون دفن شدیم و داریم له می‌شیم. داریم خفه می‌شیم. این زندگی کردن نیست. ادامه دارد... ⛔️کپی در هر صورت مورد رضایت نویسنده نیست⛔️ @rabteasheghi
🗂 بسته محتوایی|خاندان منحوس جهاد تبیین برای مقابله با تطهیر پهلوی ویژه سالروز کودتای آمریکایی 28 مرداد 📌 همین الان کلیک کنید👇 https://jebhemarket.ir/pahlavi/ 🔗منبع انتقال پیام👇 @Jebhemarket_ir @rabteasheghi
✨🌤💫 🌙طلیعـه فتـح طلیعه فتح عنوان مجموعه‌‌ای است که به مرور برخی از وقایع دوران زندگی حضرت امام خمینی(رحمه‌الله علیه) و حضرت آیت‌الله خامنه‌ای(مدظله العالی) از ابتدای ورود ایشان به مبارزه علیه رژیم پهلوی تا سالروز وقوع انقلاب اسلامی می‌پردازد. این مجموعه با تصویرگری چهره حضرت امام و رهبر انقلاب اسلامی منطبق با آن دوران همراه شده است. 📎دریافت تصاویر قابل چاپ👇 https://khl.ink/f/51863 @rabteasheghi
اردو تحقیقی در پی او 🔎 تجربه‌ای خاص و متفاوت به مناسبت روز بزرگ نیمه‌شعبان و میلاد امام زمان‌ جانمون 😄🎯📋 🔸 زمان: پنجشنبه ۲۵ بهمن‌ماه از ساعت ۷:۳۰ الی ۱۶:۳۰ (حرکت از خانه نورا) 🔸 مکان: امام‌زاده سید محمد 🔸 مبلغ اردو: ۱۳۰ هزار تومان + همراه با ناهار 😋🍲 🔸 رنج‌ سنی: متوسطه اول( پایه هفتم، هشتم، نهم) مخاطب نورایی❗️ اگر دلت میخواد یک روز هیجان انگیز رو در کنار دوستات تجربه کنی، پس عجله کن چون ظرفیت محدوده و ممکنه جا بمونی 😉 جهت ثبت‌نام از چهارشنبه ۱۷ بهمن‌ماه تا یکشنبه ۲۱ بهمن‌ماه به شناسه زیر پیام دهید. 👉🏻 @NOORA_A135 @noora135 @rabteasheghi
🔴 کارگاه مشاوره فیزیولوژیک «تفاوت‌های رفتاری زن و مرد و مکانیسم خلق عشق» تشکیلات جهادی فرهنگی شهید مدافع حرم مسلم خیزاب برگزار می‌کند: ⭕️ ویژه متاهلین،مجردها و خانواده‌ها 🎙 مشاور و استاد محترم: 🔷 خانم اسلامی‌پور 🔻(کارشناسی ارشد تفسیر و علوم قرآن، فیزیولوژیست و مشاور خانواده) 📅 زمان: جمعه ۱۹ بهمن‌ماه ۱۴۰۳ ⏰ از ساعت ۹:۳۰ صبح الی ۱۱:۳۰ ⏰ 🌍 مکان: خیمه "گلستان شهدا" ✅ ورود برای عموم کاملا آزاد و رایگان می‌باشد. 💟تشکیلات جهادی فرهنگی شهید مدافع حرم مسلم خیزاب 🆔 @shahid_moslem_khizab @Leily_Bash @rabteasheghi
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
📹 اگر آمریکایی‌ها ما را تهدید کنند، تهدیدشان میکنیم، اگر تهدید خود را در مورد ما عملی کنند ما هم تهدید خود را عملی خواهیم کرد. اگر آمریکایی‌ها به امنیت ملت ایران تعرض کنند ما هم بدون تردید به امنیت آنها تعرض خواهیم کرد 🔻فرمانده کل قوا، صبح امروز در دیدار فرماندهان نیروی هوایی و پدافند هوایی ارتش: 🔹آمریکایی‌ها نشستند، روی کاغذ دارند نقشه جهان را تغییر می‌دهند. البته فقط روی کاغذ است، هیچ‌گونه واقعیتی ندارد. درباره‌ی ما هم نظر می‌دهند، حرف می‌زنند، اظهار نظر می‌کنند، تهدید می‌کنند. ما اگر تهدیدمان بکنند، تهدیدشان می‌کنیم. اگر این تهدید را عملی کنند، ما هم تهدید را عملی می‌کنیم. اگر به امنیت ملت ما تعرض کنند، ما هم به امنیت آن‌ها تعرض خواهیم کرد بدون تردید. 🔸این رفتار درس گرفته از قرآن و دستور اسلام است و این وظیفه‌ای است که بر عهده ما است. امیدواریم خدای متعال ما را در انجام وظایف‌مان موفق بدارد. ۱۴۰۳/۱۱/۱۹ @rabteasheghi
🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃 السلام علیک یا اباصالح المهدی (عج) عجل علی ظهورک 🌟۱۰ شب جنگ و شادی ⏳۱۵ الی ۲۵ بهمن ماه 🕖شروع از ساعت ۱۶ 🎊🎉همراه با نور افشانی🎉🎊 💫در شب ۲۲ بهمن سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی و 💫شب میلاد منجی عالم بشریت مهدی موعود (عج) ________________________________ 🇹🇯به همراه ایستگاه‌های فرهنگی 🟥میزخدمت 🟧غرفه کودک و نقاشی 🟨غرفه گفتگو 🟩ایستگاه صلواتی 🟦مشاوره خانواده،تحصیلی،حقوقی 🟪 عکس یادگاری ⬜️پزشک عمومی 🟪چندرسانه‌ای 🟧 غرفه بازی 🔰 میدان جمهوری اسلامی ابتدای خیابان امام خمینی(ره) 💌شما و خانواده‌تان هم دعوتید 🍃🍃🌺🍃🌺🍃🌺🍃🍃 (ع) (س) (ع) @rabteasheghi
17.98M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
♦کودکان و نوجوانان عزیز! با توجه به سبک زندگی و دغدغه‌های زینب جان در راستای و حضور فعالش در راهپیمایی‌های اوایل پیروزی انقلاب اسلامی ایران همگی دعوتید به: پویش✨ «من زینب کــمایی‌ام» ✨ ♦ ان‌شاالله عکس‌های قشنگتون در راهپیمایی و خیزش و جشــن بیست و دوم بهمن با زیرنویس روی عکس ( نام، نام خانوادگی، سن و استان‌تان) را به شناسه زیر ارسال بفرمایید. @shahidehzeinabkamaee60 حتماً اسم روی عکس باشد تا شخص برنده نامش مشخص باشد. ♦همراه با جایزه نقدی🎁 ♦ از ثنا جان خادم کوچولوی زینب جان بابت صدای قشنگ و پر انرژی‌شون ممنونیم 💫🌼 📍مزار پاک شهیده زینب کمایی گلستان شهدا اصفهان، قطعه چذابه این پست مفید رو بفرست بره📮📬 ┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ "صفحه رسمی شهیده زینب کمایی"💫 ┏━━━━━━━━🌺🍃━┓ @shahidehzeinabkamaee ┗━━🌺🍃━━━━━━━┛ @rabteasheghi