هرآن که پا به وجود از عدم گذاشت گریست
نه من! که هرکه به دنیا قدم گزاشت گریست
فرشته ای که مرا نامه هبوط آورد
همین که بر دل من مهرغم گزاشت گریست
اگرچه چاره اندوه من شراب نبود
شبی که جام لبی بر لبم گزاشت گریست
دلا چه برسرت آمد که چون ملک در حشر
شکسته های تو را پیش هم گزاشت و گریست
کتاب زندگی من"سیاه مشق"غم است
دراین صحیفه قلم هرچه کم گزاشت گریست
#فاضل_نظری
#پناه_من
#شعر
@radam_1
2.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تمام دار و ندار من از دعای رضاست:)
#فیلم_ردآم
@radam_1
رفت و غزلم چشم به راهش نگران شد
دلشوره ی ما بود، دل آرام جهان شد
در اوّل آسایش مان سقف فرو ریخت
هنگام ثمر دادن مان بود خزان شد
زخمی به گل کهنه ی ما کاشت خداوند
اینجا که رسیدیم همان زخم دهان شد
آنگاه همان زخم، همان کوره ی کوچک،
شد قلّه ی یک آه، مسیر فوران شد
با ما که نمک گیر غزل بود چنین کرد
با خلق ندانیم چه ها کرد و چنان شد
ما حسرت دلتنگی و تنهایی عشقیم
یعقوب پسر دید، زلیخا که جوان شد
جان را به تمنّای لبش بردم و نگرفت
گفتم بستان بوسه بده، گفت گران شد
یک عمر به سودای لبش سوختم و آه
روزی که لب آورد ببوسم رمضان شد
یک حافظ کهنه، دو سه تا عطر، گل سر
رفت و همه ی دلخوشی ام یک چمدان شد
با هر که نوشتیم چه ها کرد به ما گفت
مصداق همان وای به حال دگران شد
#پناه_من
#حامد_عسکری
#شعر
@radam_1