[سَبـْـز]
میدونی دلبر به رسم قاعده ای که آموزش و پرورش برامون تعیین کرده فردا امتحان فلسفه داریم هی میام حواسمو جمع کنم تا واجب الوجود و ممتنع الوجود رو بفهمم؛ که شما به یادم میای و باید دوباره از سَر بخونم
اون موقع ها بخاطر توام که شده بود میخوندم ولی حالا کتابام انگاری زیر بارون مونده از بس اشک ریختم
یه روز سرکلاس همین فلسفه پرسیدم خانم چرا یه وجودی هم میتونه باشه هم میتونه نباشه؟!
رو کرد بهم گفت:«به واسطه علت هاشون؛ اگر علت داشته باشن وجودشون واجب میشه و اگر نه ممتنع
میگم دلبر؛ من علت خوبی برات نبودم نه؟:))
آخرای کلاس هی دوتا عاشقو مثال زد گفت رابطشون بعد از وجوده نتونستم؛ تاب نیاوردم؛ نفهمیدم چیشد؛ گریه شدم؛ پا شدم داد زدم گفتم بخدا نهه رابطشون در وجوده تا طرف اول نباشه طرف دومم نیست بخدا وجودش به وجودم وابستست
دویدم بیرون یدفعه دادزد دخترجان مواظب باش استدلالت عقلی باشه:)
دوباره رسیدم به تقابل دل و عقل...
ولی من هنوز نه با فلسفه نه با ریاضی نه با هیچ چیز دیگه نتونستم بفهمم چرا رفتی؟؛ اصلا چرا با اینکه رفتی دوست دارم؟!!!
تقصیر من نیست که:
شدم از درس گریزان و به عشقت مشغول
بین این دو چه کنم نقطه ی پیوند نبود
#زهرا_نویس
#دلنوشته
@radam_1